پنجمین جلسه از دوره اول سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی بردسکن به استادی همسفر محمود، نگهبانی همسفر ابوالفضل و دبیری همسفر علی با دستور جلسه «هفته همسفر: نقش همسفران خانم و اقا در درمان اعتیاد مسافران» سه شنبه 9 دی ماه ۱۴۰۴ رأس ساعت ۱۶ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمود هستم یک همسفر. تشکر میکنم از نگهبان محترم جلسه همسفر آقا ابوالفضل و گروه مرزبانی که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، خدمت کنم و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته (هفته ی همسفر: نقش همسفران خانم واقا در درمان اعتیاد مسافران) می باشد. خداوند را شاکرم که قسمت من شد یک بار دیگر بتوانم پشت این میز بنشینم و آموزش بگیرم. از همه عزیزانی که خدمتگزار هستند و این فرصت را در اختیار من گذاشتند، تشکر ویژه دارم.
هفته همسفر را به جناب آقای مهندس، خانواده محترم شان و همه همسفران و مسافران کنگره ۶۰ تبریک عرض میکنم. همچنین پیشاپیش روز پدر را به همه عزیزان تبریک میگویم.
دستور جلسه درباره «هفته همسفر و نقش همسفر در رهایی و درمان یک فرد مصرفکننده» است.
وقتی صحبت از همراهی با یک فرد مصرفکننده به میان میآید، معمولاً این تصور بوجود می آید که یک شخص میخواهد به همسرش، برادرش یا دوستش کمک کند؛ یعنی فکر میکنند اگر بخواهد درمان شود، فقط باید اعتیادش را کنار بگذارد. اما کنگره نگاهی متفاوت دارد.
در کنگره، وقتی یک فرد بهعنوان مسافر واردکنگره میشود و شخصی را بهعنوان همسفر با خودش میآورد، همسفر در ادامه مسیر میفهمد که خودش هم با مشکلات زیادی روبهروست. ما همه عزیزانی که این جا حضور داریم، چه مسافر باشیم و چه همسفر، تاریکیها را بهنوعی تجربه کردهایم و ترکشهایش را هم به شکلی خوردهایم. هیچکس غیر از خود ما نمیتواند این مسائل را بهطور کامل درک کند.
نظر شخصی من این است که بیشترین ضربه را همسفران و اطرافیان فرد مصرفکننده میخورند؛ چون فرد مصرفکننده زمانی که مصرف میکند، دیگر خیلی برایش مهم نیست رفتارش چه تأثیری روی طرف مقابلش میگذارد. این که کسی ناراحت شود، دلخور شود، یا رفتار بدش باعث رنجش اطرافیانش شود، در آن لحظه برایش اهمیتی ندارد. در نشئگی یک رفتار دارد و در خماری رفتاری دیگر، اما کسی که همسفر اوست، بیشترین ترکشها به او برخورد میکند.
حالا بیایید ببینیم فردی که مدتها مصرف داشته، چه تخریبهایی برای خودش و اطرافیانش به وجود آورده است. معمولاً اطرافیان یکییکی از کنارش رفتهاند؛ دوستان، آشنایان و حتی گاهی خانواده؛ پدر، مادر، برادر، خواهر و دیگر آشنایان. اما تنها کسی که پا به پای او مانده، همسفرش بوده است. و در بیش از ۹۰ تا ۹۵ درصد موارد، این همسفر یک خانم بوده است.
آقای مهندس جمله زیبایی دارند درباره محبت که میفرمایند: باورهای انسان وقتی با محبت واقعی عجین می شود، آنجاست که انسان معنی محبت واقعی را میفهمد؛ یعنی چیزی را که واقعاً باور دارد آنوقت متوجه میشود کسانی که کنار او نماندهاند، در واقع ظرفهای توخالی بودهاند. شاید ما در زمان مصرف به خیلیها بها میدادیم و فکر میکردیم اطرافمان پر است، اما وقتی وارد اعتیاد میشویم و خیلی چیزها را از دست میدهیم، میفهمیم نود درصد اینها ظرفهای تهی بودهاند. چه کسی با ما در آن شرایط سخت مانده؟ غیر از همسفر.

هر کدام از مسافران اگر با خودش بنشیند و دو دوتا چهارتا کند، میبیند چه تخریبهایی ایجاد کرده و چه مشکلاتی برای خانوادهاش به وجود آورده است. چقدر سخت است که انسان بخواهد خودش را از این منجلاب بیرون بکشد و موفق شود. معمولاً کسانی که از بیرون نگاه میکنند، میگویند فرد مصرفکننده آدم مجرم است، اما کسی که به کنگره میآید و درمان می شود، دیدگاهش کاملاً عوض میشود.
در مرحله اول، چه مسافر و چه همسفر، باید بدانند اعتیاد و درمان اعتیاد یک علم است، یعنی باید یاد گرفت. هم مسافر باید یاد بگیرد و هم همسفر. همسفر باید یاد بگیرد چگونه با مسافرش برخورد کند. اگر همسفر فقط با این دید بیاید که «من همسفرم، آمدهام درستش کنم»، این نگاه اشتباه است. همسفر هم نیازهای زیادی دارد که در کنگره به آنها پرداخته می شود.
از همه مهمتر، بخش جهانبینی همسفر است. ما میبینیم که مسافر با جسم، روان و جهانبینی درمان میشود، اما جهانبینی همسفر در اولویت اول قرار دارد. همسفر باید یاد بگیرد که همانطور که مسافر راهنما دارد، خودش هم راهنما دارد و باید گوشبهفرمان راهنما باشد، نه اینکه بخواهد بهجای راهنما تصمیم بگیرد و بگوید «من میخواهم کمک کنم».
تجربه نشان داده است مسافرانی که همسفرشان را همراه میآورند، سفر خیلی خوبی دارند. حتی بعد از یک سال، دو سال، پنج سال و گاهی ده سال، وقتی کنار هم مینشینند و از سفر اولشان صحبت میکنند، لذت میبرند. به نظر من، هر مسافری که همسفرش را نمیآورد، مطمئناً یک جای کارش میلنگد.
اگر آموزش و جهان بینی مسافر بد باشد و جهان بینی همسفر خوب، باز نتیجه بد میشود. اگرجهان بینی مسافر خوب باشد و همسفر بد، باز هم نتیجه بد است. اما اگر هر دو آموزش بگیرند، نتیجه تغییر میکند. آقای مهندس هم همیشه تأکید دارند که در بعضی شرایط اصلاً نباید عجله کرد و باید اجازه داد زمان خودش برسد.
فرمایشی از امام سجاد علیهالسلام در صحیفه سجادیه آمده است که:
حق کسی که به تو نیکی کرده این است که از او تشکر کنی، خوبیهایش را یادآوری کنی، با او به نیکی و شایستگی سخن بگویی، برایش دعا کنی و اگر توانایی داشتی، نیکی او را جبران کنی. وقتی این کارها را انجام میدهی، هم در ظاهر و هم در باطن از او تشکر کردهای.
هفته همسفر فرصت همین قدردانی است. تشکر و قدردانی فقط به گفتن «دوستت دارم» نیست بلکه باید همراه با هدیه مناسب و از دل و در جمع و با احترام انجام شود. جشن همسفر که روز پنج شنبه است به همین دلیل اهمیت دارد. آقای مهندس میفرمایند: آوردن همسفر واجب است؛ یعنی تحت هر شرایطی باید همسفر را آورد و در جمع از او تقدیر و تشکر کرد.
هرچند این کارها جبران زحمات همسفر نیست، اما میتواند گوشهای از آن را پاسخ دهد.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، از همه شما متشکرم.
تایپ: مسافر علی لژیون یکم راهنما مسافر حمید
ویراستار: مسافر امیر لژیون سوم راهنما مسافر سعید
عکاس: مسافر حسن لژیون یکم راهنما مسافر حمید
ارسال خبر: مسافر محمد لژیون یکم راهنما مسافر حمید
مرزبان کشیک: مسافر محمد
- تعداد بازدید از این مطلب :
261