English Version
This Site Is Available In English

خدمت کردن در واقع نوعی جبران خسارت‌ است

خدمت کردن در واقع نوعی جبران خسارت‌ است

جلسه سوم از دوره سوم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قوچان به استادی همسفر فرزانه، نگهبانی راهنما همسفر محبوبه و دبیری راهنما همسفر اعظم با دستور جلسه «کمک کنگره به من و کمک من به کنگره» روز یک‌شنبه ١۴ دی‌ماه ١۴٠۴ ساعت ۱۵:٣٠ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکر هستم که در این جایگاه قرار گرفتم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. امروز می‌خواهم در مورد دین و وظیفه‌ام نسبت به کنگره صحبت کنم و این‌که کنگره چه معجزه‌ای برای من و خانواده‌ام رقم زده است. این آرامشی که امروز دارم و این آسایش خاطر را مدیون کنگره هستم.

لازم است همه ما نگاهی به گذشته خود بیندازیم و ببینیم قبل از کنگره حالمان چگونه بود. به‌ویژه من، به عنوان یک مادر، سختی‌های زیادی کشیدم و هرگز کوتاه نیامدم؛ متاسفانه پسرم گرفتار مواد مخدر شده بود. این اتفاق در خانه‌ای رخ داد که هیچ‌گونه سابقه‌ای از مواد مخدر وجود نداشت و ما کاملاً ناآشنا بودیم.

دردناک‌ترین بخش ماجرا این بود که فرزندم که در کسوت پرستاری خدمت می‌کرد، در محیط کارش دست به تزریق مرفین خالص زده بود. با پزشکان و متخصصان صحبت کردم؛ همه گفتند: «غیر ممکن است که این حالش خوب شود و به درمان برسد»؛ اما شکرگزار خداوند هستم که با کنگره آشنا شدیم.

در اوایل سفر، مسیر با آزمایش‌ها و سختی‌های زیادی همراه بود؛ اما من آن‌قدر در مسیر همراهش ماندم و فرمانبردار آموزش‌ها بودم تا به درمان نهایی رسید. در مقطعی که شرایط بسیار دشوار شده بود، همه به من می‌گفتند رهایش کن، انگار وجود ندارد، حضور و غیابش را پیگیری نکن، او را رها کن؛ اما من نخواستم. امروز ۱۴ ماه است که به رهایی رسیده و این آرامش را مدیون کنگره هستم.

البته می‌دانم که این پایان راه نیست و همیشه مشکلی در پی مشکلات دیگر خواهد آمد؛ این قاعده زندگی برای همه ماست. این را به عنوان یک مادر و همسفر به شما می‌گویم: همیشه همراه مسافرتان باشید و یقین داشته باشید که نتیجه را در کنگره۶۰ خواهند گرفت. حالا سؤال این است: در قبال این همه آرامش، نقش واقعی من چیست؟ شرکت در لژیون سردار و خدمت کردن؛ خدمتی که خود، عشق و آرامش را به ما بازمی‌گرداند.

من وقتی وارد کنگره شدم، معلم و دبیر بودم. با وجود مشغله کاری، از سر کار می‌آمدم و سریعاً آماده می‌شدم تا در جلسات شرکت کنم. این خدمت‌ها بودند که مرا انتخاب کردند. زمانی که خودم در اوج حال خوب و در دوره مرزبانی بودم، متأسفانه متوجه شدم که شرایط سختی پیش آمده و حالم بسیار بد شد، اما لطف خدا بود که همه چیز درست شد. به همین دلیل همین خدمت کردن‌ها و عضویت در لژیون سردار نقش بسیار مهمی برایمان دارد.

این عشق و محبت کنگره است که ما را زنده نگه داشته است. اگر یک روز کنگره تعطیل باشد، انگار تکه‌ای از وجودم را گم کرده‌ام، چون به این مکان عادت کرده‌ام. دیدن این عشق و محبت بین اعضاء برای من کافی است. خدمت کردن در واقع نوعی جبران خسارتی است که قبلاً انجام داده‌ایم. آرزو می‌کنم همه مسافران به رهایی کامل برسند، مخصوصاً سفر اولی‌های عزیز؛ همیشه همراه مسافرتان باشید.

تفاوت زیادی است بین همسفری که مادر است و همسفری که همسر است؛ چون گوشت، پوست و استخوان یک مادر است که جلوی چشمانش آب می‌شود. من نمی‌توانستم رهایش کنم؛ باید کنارش می‌بودم و همین قدرت من بود که پسرم را نجات داد؛ محکم ایستادم. این حال خوب پسرم با این خدمتی که من می‌کنم جبران نمی‌شود؛ من خیلی بیشتر از این‌ها مدیون کنگره هستم. کنگره به ما زندگی دوباره داد. این آموزش‌ها را من در هیچ جای دیگری نمی‌توانم بیابم.

تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم دبیر سایت
عکاس: همسفر طیبه رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی قوچان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .