جلسه هشتم از دوره سوم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره ۶۰ نمایندگی سیرجان به استادی همسفر مریم، نگهبانی همسفر فرشته و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «کمک من به کنگره و کمک کنگره به من» روز یکشنبه ۱۴ دیماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
من زمانی که وارد کنگره شدم متوجه شدم فعالیت این مکان فقط محدود به درمان مسافران نیست و کنگره جایگاهی باهدفی بزرگتر است، مکانی برای درمان خودم و مسافرم است. کمک کنگره به من چیست؟ اولین و مهمترین آن حضور راهنمایان خوب، باتجربه و مهربان در کنار ماست، افرادی که به من آموختند چگونه آرامش را در وجودم پیدا کنم، چگونه با ذهن و بدن خود با مهربانی رفتار کنم تا از ناامیدی عبور کنم.
روزی که باحال بسیار بد وارد کنگره شدم شاید راهنمای تازهواردین همسفر فاطمه به خاطر داشته باشند که وضعیت روحی و جسمیام تا چه اندازه نامناسب بود، بیماری داشتم و به هر دکتری که مراجعه میکردم به من میگفتند: باید یک عمل جراحی بسیار سخت انجام دهم؛ اما وقتی به کنگره آمدم؛ پس از چند ماه و باراهنماییهای راهنمایم همسفر مهری توانستم از بیماریام عبور کنم و به درمان برسم، شاید من خودم با افکار منفی این بیماری را برای خودم سختتر کرده بودم و با تغییر نگرشم توانستم آن را کنار بگذارم و همه اینها کمکهای کنگره به من است.
من پیش از ورود به کنگره قضاوت میکردم، تجسس میکردم و ... و ناامید بودم، اگر در یک مهمانی یا دورهمی حضور داشتم، ممکن بود تمام این رفتارها را انجام بدهم و در همان لحظه حالم خوب بود؛ چون فقط حرف میزدم و میخندیدم؛ اما بعدازآن با نفس سرزنشکنندهام روبهرو میشدم و با خود میگفتم ایکاش این حرفها را نزده بودم، کاش این کارها را نکرده بودم؛ اما اکنونکه در کنگره حضور دارم، میدانم که این رفتارها اشتباه بوده و نباید انجام میشد، این آگاهی نیز از کمکهای کنگره به من است.
اگر قبلاً مشکلی میان من، مسافر یا فرزندم پیش میآمد، تنها راهی که به ذهنم میرسید دعوا و بحث بود با این تصور که از این طریق میتوانم مشکل را حل کنم و نهتنها مشکلم حل نمیشد؛ بلکه بزرگتر هم میشد. کمکی که کنگره به من کرده این است که امروز میتوانم با تفکر، آرامش، محبت، مسائل و مشکلاتم را حل کنم.
مهندس حسین دژاکام میفرمایند: «حساب کنگره با ما و حساب ما با کنگره صفر است، هر کس میآید درمان میشود و میرود، تنها کسانی میمانند که دوست دارند خدمت کنند»؛ اما ما باید از خود بپرسیم کنگره به ما چه داده است و ما به کنگره چه دادهایم؟ در اینجا نخستین خدمت ما به کنگره این است که قدردان و سپاسگزار کمکهایی باشیم که از سوی کنگره به ما داده میشود و اهمیت آنها را بهدرستی درک کنیم؛ باید تلاش کنیم در مسیری حرکت کنیم که نیرو، زمان و آموزشی که برای ما صرف شده است، هدر نرود.
همچنین وظیفه داریم یک همسفر خوب برای کنگره باشیم به قوانین آن احترام بگذاریم و با حضور منظم در جلسات در استواری بنیان کنگره سهیم باشیم و در حد توان خدمت کنیم؛ حتی اگر این خدمت کوچک باشد، چراکه سرشار از انرژی و آرامش است. اگر من در کنگره خدمت میکنم در وهله نخست به خودم کمک کردهام؛ زیرا از این طریق انرژی و آموزش میگیرم، اگر بخواهم بخشی از این خدمات ارزشمند را جبران کنم میتوانم از قانون یازدهم حمایت کنم یا عضو لژیون سردار شوم، شاید این اقدام کمکی کوچک به نظر برسد؛ اما هم حال خودم را بهتر میکند و هم کمکی برای کنگره محسوب میشود.
در کتاب «عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر» سه جمله بسیار مهم وجود دارد که به گفته استاد سردار باید همواره به یاد داشته باشیم «همه ما برای آموزش و خدمت پا به حیات نهادهایم، ابتدا آموزش، سپس خدمت». انجام درست این مسیر، نیازمند زمان و ماندن در صراط مستقیم است تا بتوانیم برای جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ یک همسفر شایسته باشیم.
من با ماندن در این مسیر و خدمت کردن به کنگره نشان میدهم که قدردان تمام آموزشها و محبتهایی هستم که دریافت کردهام. این چرخه کمک و حمایت سبب میشود کنگره همچنان بهعنوان منبعی از امید و آرامش برای من باقی بماند، اگر من در این مسیر بمانم و خدمت کنم شاید پیش از هر چیز خودم به درمان برسم.
مرزبانان کشیک: مرزبان همسفر زینب و مرزبان مسافر منصور
عکاس: همسفر طاهره رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
تایپیست: همسفر فرشته (ر)، رهجوی راهنما همسفر وجیهه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر اسماء (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سیرجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
752