English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی عقل راه رسیدن به تعادل

فرماندهی عقل راه رسیدن به تعادل

جلسه نهم از دوره سی‌و‌هفتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره‌۶۰ نمایندگی گیلان به استادی راهنما همسفر سمیرا، نگهبانی همسفر مطهره و دبیری همسفر مبینا با دستور جلسه «وادی ششم (حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نماییم) و تاثیر آن روی من» روز دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
بسیار خوشحال هستم که باری دیگر در این جایگاه هستم تا آموزش بگیرم. از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان بسیار سپاسگزارم که با گذشت و فداکاری باعث شدند من هم امروز این حال خوب را تجربه کنم و اندکی به آرامش نزدیک شوم. از راهنمایانم سپاسگزارم که در همه این سال‌ها در کنار من بودند و به من درس محبت آموزش دادند و من را هدایت کردند. من این موضوع را به فال نیک می‌گیرم؛ دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» است و لژیون خدمتگزار هم لژیون ششم است و قطعاً برای من درس‌های بسیاری دارد. عنوان وادی این است: «حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً اجرا نمائیم.» وادی به ما می‌گوید عقل فرمانده‌ای است که حکم آن را باید به اجرا دربیاوریم. عقل چیست؟ عقل کجاست؟ جایگاه عقل کجاست؟ آیا همه افراد دارای عقل هستند یا خیر؟ من زمانی فکر می‌کردم بعضی افراد عقل ندارند؛ مثل خودم که تصور می‌کردم مسافرم عقل ندارد؛ اما خیر، همه افراد دارای عقل هستند. عقل با ما بوده، هست و خواهد بود.

وادی به ما می‌گوید عقل آغاز و پایان ندارد، عقل فناناپذیر است. بعضی افراد به اشتباه تصور می‌کنند عقل همان مغز ماست و من هم همین‌گونه فکر می‌کردم؛ اما عقل همان مغز نیست. مغز ابزار و وسیله‌ای برای عقل است؛ همان‌گونه که چشم ابزاری برای دیدن است، مغز هم ابزاری برای عقل است. عقل دارای فرّ ایزدی است. هر انسانی که به دنیا می‌آید با یک عقلی به دنیا می‌آید و عقل، انسان‌ها را از یکدیگر متمایز می‌کند. بنابراین عقل بوده، وجود دارد و خواهد بود. تمام بازی زندگی در حلقه‌های آفرینش برای این است که ما به فرمان عقل برسیم. در دعای کنگره‌۶۰ از خداوند می‌خواهیم که ما را به فرمان عقل نزدیک کند. همه ما می‌دانیم کار درست و کار اشتباه چیست. می‌دانیم بد و خوب چیست؛ اما مشکل کجاست؟ آنجایی که نمی‌توانیم کار خوب را به انجام برسانیم. می‌دانیم یک سری از کارها بد است؛ اما نمی‌توانیم آن‌ها را انجام ندهیم. همه آمده‌ایم آنچه فرمانروای عادل، عقل، به ما می‌گوید به انجام برسانیم؛ اما چرا نمی‌توانیم و گاهی اوقات تصمیمات اشتباه در زندگی می‌گیریم. آیا این افراد عقل ندارند؟ من تصور می‌کردم که عقل ندارند، ؛ ولی در کنگره متوجه شدم همه افراد عقل دارند.

اما دو نکته است که در کار عقل دخالت می‌کند. اول، اطلاعات و آگاهی‌هایی است که به عقل می‌رسد. عقل همیشه درست تصمیم می‌گیرد؛ زیرا بر اساس اطلاعاتی که به آن می‌رسد، آن‌ها را تحلیل می‌کند و بر اساس همان اطلاعات تصمیم می‌گیرد و حکم را صادر می‌کند. اگر اطلاعات و آگاهی‌های ما اشتباه باشد، عقل هم بر اساس اطلاعات اشتباه تصمیم می‌گیرد. پارامتر دوم که بسیار مهم است و در کنگره هم به آن تأکید می‌شود، «حس» است. حس اولین نیرویی است که قوه عقل را به کار می‌اندازد. اگر حس من آلوده باشد، عقل من بر اساس حس آلوده تصمیم می‌گیرد و در نتیجه تصمیم من هم آلوده و نادرست می‌شود. نکته مهمی که می‌خواستم در اینجا بگویم این است که ما همه آمده‌ایم آموزش بگیریم که فرمان‌های عقل را اجرا کنیم؛ از کوچک‌ترین فرمان‌ها، مثل اینکه صبح از خواب بلند شویم، مسواک بزنیم، صبحانه بخوریم و ظرف‌ها را بشوییم، تا فرمان‌های بزرگ‌تر؛ مثل اینکه غیبت نکنیم، دروغ نگوییم و بسیاری از این فرمان‌ها؛ اما اولین نکته‌ای که باید بیاموزیم این است که فرماندهی عقل‌مان را به دست بگیریم.

همه ما که اینجا وارد شدیم، چه به عنوان همسفر و چه مسافر، یک اتفاقی برایمان رخ داده است. فرماندهی وجود مسافر به دست ماده مخدر افتاده و ماده مخدر در عقل او شریک شده است و او تمام تلاشش را می‌کند که در این سفر، خودش را از ماده مخدر پس بگیرد؛ اما برای همسفر چه اتفاقی افتاده است؟ همسفر به واسطه زندگی در کنار یک مصرف‌کننده، آسیب‌های زیادی دیده و پر از حس‌های بد، ناامیدی، خشم و کینه شده است. آسیب دیده، بی‌محبتی دیده، دیگر نمی‌تواند به راحتی ببخشد، نمی‌تواند به راحتی بگذرد و اعتماد کند. سوءظن پیدا کرده، شکاک شده و گمان بد می‌برد و خیلی از حس‌هایش آلوده شده است، بدون اینکه خودش متوجه باشد. از این در که وارد می‌شود، ما می‌گوییم حس آلوده باعث می‌شود افراد تصمیم آلوده بگیرند. بنابراین ما به اینجا آمده‌ایم که حس‌مان را درست و سالم کنیم.

اگر حس سالم شود، عقل هم بر اساس حس سالم، تصمیمات درستی می‌گیرد. حس سالم، عقل سالم. و نکته پایانی من این است که همیشه از همه می‌خواهم؛ از اعضای لژیونم، از دوستانم و از همه کسانی که اینجا آمده‌اند و روی این صندلی‌ها نشسته‌اند، به خودتان، به آدم‌های اطرافتان و به زندگی‌تان فرصت و زمان بدهید. صبر کنید؛ هوشیارانه و آگاهانه روی این صندلی‌ها بنشینید. حواستان به خودتان باشد. خودتان را دوست داشته باشید و حس‌هایی را که آلوده شده‌اند، کم‌کم سالم کنید. حس‌هایتان را قشنگ کنید تا اگر روزی روزگاری قرار شد تصمیمی بگیرید، تصمیم شما بر مبنای حس سالم و تصمیم درست باشد. امیدوارم همه ما در کنار هم بتوانیم هرچه بیشتر و بیشتر به فرمان عقل نزدیک شویم؛ چون هرچه بیشتر به فرمان عقل نزدیک شویم، در صلح و آرامش بیشتری خواهیم بود.

اهدای نشان پيمان وادی هشتم همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هفتم )

اهدای نشان پيمان وادی هشتم همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر هانیه(لژیون سوم )

مرزبانان کشیک: همسفر مونا و مسافر حسن
تایپیست: همسفر ژاله رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر صدف رهجوی راهنما همسفر مرجان (لژیون یازدهم)
ویرایش: همسفر سیمین رهجوی راهنما همسفر شبنم (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر نجوا رهجوی راهنما همسفر هانیه (لژیون سوم)

همسفران نمایندگی گیلان

 

 


 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .