اولین جلسه از دوره اول کارگاه های آموزش عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران با استادی دیده بان محترم آقای حکیمی، نگهبانی ایجنت محترم مسافر مرتضی و دبیری مسافر محترم حبیب؛ با دستور جلسه: «" دانایی، دانایی موثر، سواد"» و در ادامه برگزاری جشن هفته دیده بان در روز شنبه ۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
.jpg)
سخنان استاد:
سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛ شاکر خداوند هستم امروز توفیق حاصل شد در این نمایندگی برای اولین بار حضور پیدا کنم، بسیار خرسندم و امیدوارم حال همه عزیزان خوب باشد. تشکر و قدردانی می کنم از همه خدمتگزاران در این نمایندگی، امیدوارم از خدمت شان بهره لازم را ببرند.
خوشا به سعادت سفر اولی هایی که به کنگره راه پیدا کردند، همینطور همسفران گرامی شان. این راه یک رحمت الهی ست، امیدوارم قدر آن را بدانید و از این فرصتی که به ما داده شده استفاده ببریم و به اهداف خود که اهداف والایی است برسیم، و آن هم ایجاد تغییرات شگفت انگیز و بسیار مناسبی است که باید در درون خود به وجود آوریم. انشاله بتوانیم به آن نقطه برسیم.
کنگره 60 بستر خود را در سال 78 آغاز کرد. آقای مهندس در سال 76 به رهایی رسیدند و دو سال در گروه های مختلف تحقیق می کردند، برای اینکه می خواستند شکل کنگره را به وجود آورند و برای راه اندازی آن در این حوزه بسیار حساس، به آن نقطه مطلوبی که مد نظرشان بود برسند. زیرا هر جا که افراد مصرف کننده جمع می شدند همیشه مسائل و حاشیه های عدیده ای وجود داشت.
هر سازمان یا ان جی او که می خواهد موضوعی را انتخاب کند و در راستای آن حرکت کند، به سه قسمت نیاز دارد. یکی علم است، باید نسبت به آن موضوع، علم پایه و قوی داشته باشد که بتواند حرکت کند و به جایی برسد. دوم، برای اجرای این ساختار و گرداندن آن، نیاز به افرادی دارد، این افراد باید متخصص باشند. هر فردی که نسبت به آن موضوع علم ندارد نمی تواند کمکی به آن ساختار کند، بلکه باعث تخریب آن هم می شود. در گروه های دیگر پس از گذشت دو ماه از قطع مصرف، به شخص می گویند که می توانی به دیگران راهنمایی کنی، اما آیا این شخص از علم کافی برخوردار است؟ و آیا خودش از ثبات کافی برخوردار است یا مشکلاتی دارد؟ و سپس مسئله پول است. هر ساختاری نیاز به مسئله مالی دارد تا بتواند خودش را اداره کند.
تمام قوانینی که برای یک سفر اولی جاری است، برای دیده بان هم هست. هیچ فرقی بین ما نیست. شما باید مرتب و منظم بیایید وسی دی بنویسید، نظم را رعایت کنید، کارهای درمان و سفرتان را انجام دهید؛ ما هم همینطور هستیم، باید هر هفته سی دی های خود را بنویسیم وتحویل دهیم. نمی توانیم هر موقع دلمان خواست بیاییم و برویم. اگر یک موقع کار داریم و نمی توانیم بیاییم، قطعا به دبیر شورا خبر می دهیم. از نظر قانون و حرمت کنگره، هیچ احدی در کنگره مستثنی نیست. شاید اگر یک سفر اولی یک قانون شکنی کند، چشم پوشی کنند یا با کمترین تلنگر او را بیدار کنند، اما برای من که مسئول هستم اینطور نیست، هر قدر مسئولیت بالاتر باشد باید دقیق تر عمل کند و به عنوان الگوی کم نقص، حرکت خود را ادامه و کار خود را به انجام برساند.
کاری که دیده بانان انجام می دهند این است که اولویت زندگی شان کنگره است. چون پذیرفته ایم که این کار را انجام دهیم. نه به عنوان اینکه در این جایگاه ایستاده ایم، به جهت اینکه روش دی اس تی یک روش خارق العاده و یک علم بی نقص است و جز رحمت خداوند چیز دیگری نیست. شاید هنوز در بین تمام اعضای کنگره حق این مطلب ادا نشده و به عظمت آن پی نبرده ایم. روش دی اس تی چه کاری انجام می دهد؟ در این جهان فیزیکی ما، یک راهی پیدا شده که از یک علم پایه و قوی برخوردار است که این علم را روی سنگ می گذاری طلا می شود. این سنگ تمثیل یک انسان مصرف کننده است. یک سنگ هیچ حسی ندارد حتی اگر با چکش روی آن بزنید. تمثیل اعتیاد هم همین است، وقتی می گوییم 60درجه زیر صفر، یعنی آن سرمایی که انسان حس ندارد. گرمی و سردی را نمی تواند احساس کند. این انسانی است که حس هایش کار نمی کند، نه خانواده را می بیند، نه کار را می بیند، نه خودش را می بیند و نه وظایفش را می بیند.
کنگره ابتدا از شعبه انقلاب از سال 78 آغاز شد و سپس شعبه خیابان سهروردی راه اندازی شد. راهنمایانی که بودند همه سقوط آزاد بودند و حتی اگر برگشت به مواد هم می خوردند که خیلی ها برگشت می خوردند، بازهم مصرف خود را به روش سقوط آزاد قطع می کردند و حاضر نبودند روش دی اس تی را انجام بدهند. من ابتدای سال 80 به کنگره آمدم، به غیر از آقای مهندس هیچ الگویی وجود نداشت که من ببینم این روش را انجام داده باشد. ولی از همان روز اول متوجه شدم این راه کاملا منطقی است. مقایسه کردم و گفتم: تو همه راه ها را تجربه کردی و فقط خون خود را عوض نکردی، همه کار کردی نشد، اما این مسیر عقلانی است، اما انجام آن به همین سادگی نبود، به یک مصرف کننده بگویی مواد در دست خودت باشد و طبق این جدول مصرف کن.
هیچ جای دنیا و هیچ متخصصی در حوزه اعتیاد، این را نمی پذیرد که یک مصرف کننده کنترلی روی مصرف خود داشته باشد. تنها آقای مهندس این موضوع را مطرح کردند و گفتند اگر راه درست را به انسان ها نشان دهید و آموزش درست به آن ها بدهید، آن هایی که می خواهند این کار را انجام دهند به آن نقطه از جهان بینی می رسند که می توانند کنترل داشته باشند. چرا می گفتند نمی توانند کنترل داشته باشند؟ چون انسان را نمی شناختند، هنوز هم نمی شناسند. خداوند به هرکس اجازه نمی دهد خودش را بشناسد، هستی دارای حساب و کتاب است.
کم کم افرادی آمدند و شروع کردند روش دی اس تی را اجرا کردند و به آرامی این موضوع قوام پیدا کرد، زیرا از پایه علمی قوی برخوردار بود و صورت مسئله را مطرح کرده بود و گفت سیستمی که در جسم از کار افتاده، باید به صورت طبیعی بازسازی شود، در غیر اینصورت درمان اتفاق نمی افتد.
کنگره 60 تنها ساختاری است که درمانگر را معرفی کرد و گفت: درمانگر، خود شخص مصرف کننده است. ما فقط راهنما هستیم و راه را نشان می دهیم، فذکر انما انت مذکر. ما به یاد آورنده ایم که ای انسان توچه موجودی هستی؟ شخصیت تو این نیست که مواد مصرف کنی، تو شخصیت سازنده ای داری، دارای یک سری ویژگی هایی هستی که آمده ای در هستی تغییرات به وجود بیاوری. اگر علم نبود انسان ها هنوز بدوی زندگی می کردند، خبری از آسمان خراش، هواپیما، سفینه و فضانوردی نبود، علم درمان بیماری ها و طب گسترش پیدا نمی کرد، انسان ها با کوچکترین بیماری تلف می شدند، اما انسان به دلیل دارا بودن ویژگی اختیار و همینطور روح که از جنس علم است، سازندگی را به وجود می آورد.
کنگره هم همین مسیر را طی کرد، خیلی فراز و فرود داشت و به قوت امروزی خود نبود. کنگره معتقد است اعضای کنگره باید از بهترین و مدرن ترین و تمیزترین مکان ها استفاده نمایند، زیرا این ساختاری که به وجود آمده می خواهد ارزش انسان را به خودش یادآوری کند. برای اینکه این ارزش گذاری انجام شود نیاز به پول دارد و می گوید هرکس دوست دارد پول بدهد، هر کس تمایل دارد و تمکن آن را دارد. چون در گذشته کنگره به این شکل نبود و برای درست کردن یک افطاری با مشکل مواجه بود. یک روز آمدند و درب کنگره را پلمپ کردند و همه چیز را با خودشان بردند و 54 روز درب کنگره بسته بود، این یک پیامی برای کنگره داشت که اگر فردا گفتند از اینجا برو کجا می خوای بری؟ باید سرپناه داشته باشی. این ها برای چه کسانی باید ساخته شود؟ برای خانواده ها و انسان های گرفتار. باید کمک کنی تا به تو کمک شود، باید از دیگران بگذری تا از تو بگذرند، باید به دیگران محبت کنی تا به تو محبت کنند، باید به دیگران احترام بگذاری تا به تو احترام بگذارند.
بنابراین این مسیر و سختی هایی بود که آقای مهندس و دیگر عزیزان به دوش کشیدند. کنگره یک راه باریکه ای بود که انسان ها به سختی از آن عبور می کردند، اما امروز تبدیل به یک شاهراه شده است. امروز سوالی از نظر درمان اعتیاد وجود ندارد که کنگره نتواند پاسخ آن را بدهد، یعنی این علم را دارد. اگر همین الان آقای مهندس از نظر علم و جهان بینی، این آموزش ها را تعطیل کنند، از نظر من انقدر این پشتوانه علمی قوی است که میتوانیم تا یک هزاره هم از آن استفاده کنیم. هنوز کتاب 60درجه زوایای پنهان بسیار زیادی دارد که ما جواب آن ها را نمیدانیم. من آب می آورم تو آنقدر بنوش که سیراب شوی اما نه زیرآب، آیا ما این را کاملا فهمیده ایم؟ آیا تمام زوایای آن گفته شده؟
بعد از مدتی که روش دی اس تی اجرا شد، متوجه شدیم که چرا پله ها باید 21 روز باشند، هفته اول دوره سازگاری است، هفته دوم تثبیت است، و هفته سوم اشباع است، یعنی فرد آماده میشود برای پله بعدی. البته این برای افرادی است که درمان سیگار خود را پس از دو ماه ورود به لژیون آغاز می کنند. اگر کسی در این مسیر سیگار بکشد که اصلا خوب نمی شود و نمی تواند پله ها را درست حرکت کند. شخصی که سیگار می کشد ما اصلا با او کاری نداریم، چون خواب است، چشمانش باز است ولی از نظر تفکر و اندیشه خواب است. هنوز فکر می کند که خودش همه چیز را می داند یا تصور می کند که نمی تواند، که این تصور اشتباه است.
همه خدمتگزاران در کنگره، طبق یک ضوابطی با هم همکار هستند و کسی بالاتر از بقیه نیست، بالاتر آن شخصی است که بیشتر خدمت می کند، بیشتر محبت می کند، بیشتر به انسان ها احترام بگذارد و آن ها را هدایت کند و فقط خدا می داند چه کسی بالاتر است. همه مسئولیت داریم و طبق یک سازماندهی از همدیگر حرف شنوی داریم. کدام شخص بالاتر است؟ هر شخصی که کارش را به بهترین شکل انجام دهد و آن را قدرت مطلق می داند.
ساختار کنگره تعدادی قانونگذار دارد که به آینده کنگره فکر می کنند. کنگره قائل به فرد نیست، قائل به ساختار و قوانین و حرمت ها است. همه چیز دقیق سر جایش است که وقتی یک سفر اولی وارد یک شعبه می شود، همه چیز برایش مهیا باشد. رحمت الهی شامل حال ما شد که به ما اجازه داده شد و راه به ما نشان داده شد و پای ما به اینجا باز شد.
اجازه دانستن و فهمیدن به ما داده شد. انسان هایی که نمی خواهند بفهمند، به آن ها اجازه داده نمی شود، هدایت نمی شوند. انسان ها خودشان را به مکاتب و جریانات مختلف می اندازند و کارهای عجیب می کنند و تغییر ظاهر می دهند و همه این کارها را می کنند که بفهمند انسان چه موجودی است و در هستی چه قوانینی هست و می خواهند از علم هستی متوجه شوند تا خودشان را بیشتر بشناسند، اما اجازه فهمیدن به آن ها داده نمی شود. اگر آمدی روی این صندلی بشینی به خاطر این است که به تو اجازه داده شده بفهمی، خودت را بشناسی، که ای انسان قبلا بوده ای، الان هستی، در آینده هم خواهی بود، خانواده ات را خودت انتخاب می کنی، اسمت را خودت انتخاب میکنی، طبق یک برنامه ریزی وارد هستی می شوی، که یک سری مسئولیت ها و آموزش ها بگیری و آموزش بدهی. هر فردی به هستی می آید، یک زمانی دارد و پس از آن باید منتقل شود، حالا این فرد می آید و شروع می کند سیگار می کشد، هرویین می کشد، تریاک می کشد، قرص می خورد، اضافه وزن دارد، عمر خود را کوتاه می کند و این عمر دست خودش است. اگر به این موضوعات توجه کنیم می فهمیم که چرا باید اعتیادمان را درمان کنیم، چرا نباید سیگار بکشیم، چرا نباید اضافه وزن داشته باشیم. انسان ارزشمند است و توانمند است و خیلی کارها می تواند انجام دهد. من یک روز آمدم خودم را تازه وارد معرفی کردم و یک سال و دو ماه بعد، لژیون داشتم. می ترسیدم لژیون تشکیل بدهم، می گفتم: من چیزی بلد نیستم، ولی سیستم میگفت تو بلدی، حرکت کن. هم تجربه به دست می آوری و هم علم خودت را منتقل میکنی.
همسفرها به کنگره راه پیدا کردند برای اینکه کانون خانواده را محکم نگه داریم، مرکز و کانون و اصل و اساس پایه خانواده، همسفرها هستند، سازنده و معمار خانواده خانم ها هستند، تهیه مصالح با آقا است، تربیت کننده فرزند خانم است، نه اینکه بگوییم پدر کاره ای نیست، ولی مهر مادری و مسیر و احساسی که او دارد، زندگی را هدایت می کند. به همین دلیل کنگره به قسمت همسفرها اهمیت و احترام قائل است و بسیار برایش مهم است. برای اینکه مرکز و کانون خانواده است و بسیار هم توانمند هستند.
اگر می خواهیم شعبه ای گسترش پیدا کند و تازه واردین از درب آن وارد شوند، باید با هم همدل باشیم و همدیگر را قبول داشته باشیم، به هم احترام بگذاریم. همه اشتباهات از روی ندانستن است، اگر انسانی اشتباهی انجام می دهد، به خودمان بگوییم آیا تو خودت اشتباه نکردی؟ اگر اشتباه کردی دوست داشتی با تو چه رفتاری کنند، همان رفتار را با دیگران انجام بده. بنابراین این مسیر را با آرامش، با قانونمندی، با ارتباط صحیح، جلو برویم و انشاله بتوانیم به انسان ها خدمت کنیم و این توشه ای برای ما باشد، که اگر یک روزی از ما پرسیدند که این سیستم هستی کار کرد برای تو، تا استفاده کنی و لذت ببری از حیات خود، و تو چه قدمی برای هستی برداشتی؟ ما پاسخی برای این سوال داشته باشیم. در غیر اینصورت انسان تبدیل می شود به یک مصرف کننده بی مصرف ونتوانسته وظیفه خودش را به عنوان یک انسان انجام دهد. خدمتگزاران کنگره این کار را انجام می دهند و در حال پر کردن کوله پشتی خود هستند. راهنما با رهجو کاری ندارد، کار خودش را انجام می دهد. وقتی رهجو را پیش مهندس می برد و مهندس فرمان رهایی می دهد، حسی به انسان دست می دهد که وصف ناپذیر است.
پنجمین رهجویی که وارد لژیون من شد، سیصد عدد قرص دیفن می خورد، درمان شد، راهنما شد، من هیچوقت چنین انسان هایی را فراموش نمی کنم. شما این شخص را به دست پنجاه پزشک بدهید نمیتوانند آن را درمان کنند. من هم او را درمان نکردم، دی اس تی و علم کنگره او را درمان کرد، تفکر و اندیشه آقای مهندس این کار را کرد، این علم کنگره است که از ریشه به این درخت می رسد. کنگره مثل یک درخت است؛ شما یک درخت را به محصول و برگ و سربرگ آن نگاه می کنی و همه این ها سفر اولی ها هستند، آقای مهندس ریشه است، تنه آن دیده بانان هستند، سر شاخه ها ایجنت ها و مرزبان ها هستند، و شاخه هایی که میوه ها را نگه داشته اند، راهنماها هستند.
خداقوت به همه عزیزان و برای انجام این عمل عظیم شکر و شکر و شکر. سپاسگزارم از اینکه توجه فرمودید.
.jpg)
رهایی مسافر غلامحسین از دام اعتیاد و ورود به سفر دوم جهانبینی با راهنمایی مسافر حمید
.jpg)
"در ادامه برگزاری جشن هفته دیده بان "
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
تایپ: مسافر ابوالفضل
عکاس: مسافر فرامرز
تنظیم و بارگذاری: همسفر مرتضی
- تعداد بازدید از این مطلب :
54