مقدمه
در میان تمامی پرسشهای بیپاسخ بشر، ماهیت «عقل» همواره یکی از پیچیدهترین مباحث بوده است. بسیاری با تقلیلگرایی مادی، جایگاه عقل را تنها در بافت مغز و فعل و انفعالات شیمیایی آن جستجو میکنند؛ اما اگر چنین بود، با مرگ جسم، هویت و آگاهی انسان نیز میبایست به کلی نابود میشد. واقعیت این است که عقل، فراتر از ابزار فیزیکی مغز، سیستمی نظارتی و قاضیالقضاتی است که در ساحت صور پنهان انسان حکمرانی میکند. این نوشتار به بررسی جایگاه عقل به عنوان ترازوی سنجش اعمال و نقشه راهی برای رسیدن به فرمان عقل میپردازد.
بدنه
عقل؛ فراتر از ماده
عقل از جنسی فراتر از پوست، گوشت و استخوان است. این حقیقت که ما با گذشتگان خود در پیوند هستیم و گاه در مسیرهای دشوار از آنها یاری میطلبیم، گواهی است بر بقای آگاهی و حافظه که در عقل ذخیره شده است. اگر عقل با مرگ جسم از بین میرفت، پیوند ما با جهان معنا نیز گسسته میشد. عقل، همچون خورشیدی است که بر کل هستی میتابد، اما میزان بهرهمندی ما از این نور، بستگی به روزنهای دارد که خودمان در وجودمان گشودهایم. هرچه به سمت ارزشها و پاکی گام برداریم، این روزنه فراختر میشود و نور عقل بیشتر در وجودمان جاری میگردد.
فرمانروایی میان دو نیروی متضاد
عقل را میتوان به قاضیِ عادلی تشبیه کرد که برای صدور حکم، نیازمند شنیدن دفاعیات طرفین دعوی است. در میدان درون انسان، دو نیروی «روح» و «جن» دائماً در حال عرضه خواستههای خود به این قاضی هستند. روح، انسان را به سوی نیکی، روشنایی و کمال هدایت میکند و همراستا با خواستههای عقل عمل میکند؛ در حالی که جن، انسان را به قعر ناامیدی، پلیدی و تاریکی سوق میدهد.
در لحظات سخت زندگی که میان صدای امیدبخش عقل و صدای فریبنده «نفس اماره» گیر افتادهایم، این «گوشِ جان» ماست که تعیین میکند کدام صدا را برگزینیم. نفس اماره سعی دارد با القای حس پوچی و یأس، ما را از مسیر حقیقت دور کند، اما عقل همواره راهی برای برونرفت و رسیدن به آرامش پیشنهاد میدهد.
مسیر رسیدن به فرمان عقل
مشکل اصلی بشر امروز نه «نمیدانمها»، بلکه «نتوانستنها»ست. بسیاری از ما تفاوت میان خیر و شر را به خوبی میدانیم، اما در اجرای آن ناتوانیم. رسیدن به «فرمان عقل» نیازمند کارهای خارقالعاده نیست؛ بلکه در گروِ عمل کردن به دانستههای کوچک است. همانطور که شستن ظروف، زمانی که فرمانش از درون صادر میشود، تمرینی برای انضباط است، انجام همین وظایف کوچک و روزمره، پلههای صعود ما به سوی انجام کارهای بزرگ و رسیدن به فرمان عقل هستند. هر چه عقل در انسان درستتر عمل کند، میزان آرامش و صلح درونی او نیز فزونی مییابد.
نتیجهگیری
تمامی آموزههای پیامبران و اولیای الهی برای این بوده است که انسان را به جایگاه اصلی خود یعنی «فرمان عقل» بازگردانند. عقل، سرنوشتسازترین صور پنهان ماست که نه فقط در انسان، بلکه در تمامی موجودات هستی – از سنگ و گیاه تا حیوان – به اشکال گوناگون جاری است. تفاوت در میزانِ تفکر و آگاهی است. ما برای رسیدن به آن حقیقت والای انسانی، چارهای نداریم جز اینکه با تکیه بر آگاهی و اطلاعات درست، روزنه وجودی خود را به روی نور خورشیدِ عقل بگشاییم و با اطاعت از صدای عقل در کارهای کوچک، به توانایی اجرای فرمانهای بزرگ دست یابیم. آرامش امروز ما، نتیجه گوش سپردن به این فرمانرواست.
منابع: سایت کنگره 60
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی همسفر سمانه(لژیون یکم)
رابط خبری: همسفر فاطمه رهجوی همسفر سمانه (لژیون یکم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی همسفر سمانه (لژیون یکم) دبیردوم سایت
همسفران نمایندگی سنایی
- تعداد بازدید از این مطلب :
23