سوژه این هفته صفحه مسافر، با خیلی از سوژه های دیگر متفاوت است. او خیلی زودتر از این که بتوانی فکرش را بکنی به دام اعتیاد افتاده است وقتی که تنها 11 سال داشته است با این حال قهرمان قصه ما امروز در مرز 34 سالگی به آدمی تبدیل شده است که 10 سال است از مصرف مواد رهایی پیدا کرده برای خودش زندگی تشکیل داده است وآدم موفقی است او اما افسوس این را می خورد که نتوانسته است که کودکی کند و درست زمانی که همسن وسال های او دنبال توپ 40 تیکه یا کم بادشان می دویدند تریاك مصرف می کرده وبا بازداشتگاه وپلیس سرو کار داشته است این مرد مصمم، که سالهاست توسط کنگره 60 درمان شده است صحبت های خواندنی وجالبی خصوصا برای پدر و مادرها دارد.
تو در سن خيلي پاییني به دام مواد افتادی چطور با مواد آشنا شدی؟ آیا کسی در خانه تان مصرف کننده بود؟
همه چیز از ترک تحصیلم شروع شد بعد از آن بود که برای وقت گذرانی به پارک محله مان رفتم تاقبل از اینکه در پارک محله مان دوستان بزرگتر از سن خودم پیدا کنم مواد را از نزدیک نمی شناختم در خانواده ما کسی مواد مصرف نکرده بود حتی در خانه مان در اين باره صحبت هم نشده بود اما از آنجا که در ابتداي دوران تحصیلم، تصمیم به ترک تحصیل گرفتم کاری نداشتم جز اینکه در پارک محلمان وقت گذرانی كنم.در آنجا بود که با چند نفر آشنا شدم کسانی که همگی چند سال از من بزرگتر بودند ودور هم مواد مصرف می کردند در آنجا بود که من مواد را دیدم وباآن اشنا شدم آن زمان 11 سالم بود و نمی دانستم که مواد چیست وچه عواقبی دارد.
-در آن سن کم چطور می توانستی مواد را تهیه کنی؟
دیده بودم که دوستان بزرگتر از خودم چطور مواد تهیه می کنند به همان محله ها مراجعه می کردم وبه همان شکلی که آنها صحبت می کردند صحبت می کردم تا فروشنده شک نکند که سن وسالم کم است.آنها هم به من تریاک فروختند.
-اولین بار چطور مصرف کردی؟
آن زمان در سن وسالی نبودم که بتوانم از روی تفکر تصمیم بگیرم من در وضعیتی بودم که فقط از دیگران الگو می گرفتم و الگوی من هم دوستانی بودند که تریاک را در پارک یواشکی می خوردند.اولین بار هم مقداری از آن را مصرف کردم وراهی باشگاه شدم من آن زمان در یک رشته ورزشی فعالیت می کردم.در راه که مواد روی بدنم تاثیر گذاشته بود متوجه شدم که دهانم خشک شده وبدنم مقداری گرم است با خودم گفتم که من وقتی شروع می کنم به ورزش کردن همین حالت دارم ودوستانم بجای اینکه مواد مصرف کنند باید ورزشکار شونداین را می گویم که بدانید که چقدر در آن زمان تصوراتم کودکانه وصادق بود ظهر که شد مقداری از تریاک را برداشتم ومصرف کردم دهانم مقدار بیشتري خشک شد وصدایم کمی به سمت دو رگه شدن رفت، مرتبه سومی که در همان روز تریاک خوردم باعث شد سرم گیج برود و از حال بروم.
-با این شرایط مواد برای شما هیچ لذتی نداشت؟
نه بیشترین دلیلی که من مواد مصرف می کردم به این خاطر بود که ببینم این مواد چه دارد که دوستان من همگی مصرف می کنند دلم می خواست حس وحالش را بدانم آن شب تا صبح خوابم نبرد نمی توانستم سرم را روی بالش بگذارم شب تا صبح نخوابیدم وبعد از آن مصرفم را همیشه ادامه دادم که تا اینکه مصرف مواد مخدر دیگر آن حالتهای عجیب وغریب را برایم نمی داد وبرایم عادی شده بود.
-سر کار هم می رفتی؟
بله چون ترک تحصیل کرده بود م سرکار می رفتم.
-چرا ترک تحصیل کرده بودی؟
کلا بچه درس خوانی نبودم یکی دوسال بود که پشت سر هم رد می شدم بیشتر دلم می خواست کار کنم تا اینکه درس بخوانم.
-خانواده ات مخالفتی نداشتند؟
چرا بهرحال هر پدر ومادری مخالف این هستند که فرزندشان ترک تحصیل کند آنها به من گفتند که بهتراست به فکر درس خواند باشی اما من گوش ندادم وسنم طوری بود که مدام لج می کردم وبه حرف کسی گوش نمی کردم آن موقع اطلاع من از اینکه اگر ترک تحصیل کنم چه اتفاقی برایم ممکن است رخ دهدخیلی اندک وناچیز بود.همیشه فکر می کردم می شود همه مشکلات را باپول حل کرد بعد از مدتی چون در کاسبیم موفق بودم احساس می کردم هیچ مشکلی برایم بوجود نمی آید در حالیکه اینطور نبود.
-بعد از مصرفت بشکل دائم در آمد، خانواده ات متوجه شدند؟
قطعا متوجه شدند امابه روی من نیاوردند کسی که مواد مخدرمصرف می کند دقیقا شکل همان ضرب المثل معروف است که می گویند طرف سرش را مانند کبک کرده زیر برف ،من هم سرم را زیر برف کرده بودم وتصورم این بود که کسی از اين ماجرا خبر ندارد اما بعد از اینکه در کنگره درمان شدم فهمیدم که خانواده ام از همون اول می دانستند که من درگیر چه مشکلی شدم بعداز اینکه وارد کنگره شدم وبه درمان رسیدم رفتم وبرای خانواده ام تعریف کردم که اعتیاد دارم آنها هم به من گفتند که می دانستیم که معتاد هستی اما می خواستیم خودت پشیمان شوی و برای در مان اقدام کنی البته این را هم بگویم برادر هایم خیلی به من کمک کردند تا بتوانم درمان بشوم.شاید اگر همراهی آنها نبود نمی توانستم به این سادگی موفق شوم.
-زمانی که اعتیاد داشتی با مشکل مالی هم روبرو شدی؟
من فکر می کردم که همه چیز را می شود باپول حل کنم اما این طور نبود وقتی درگیر اعتیاد شدم از این خبرها نبود ومشکلات زیادی براي من ایجاد شد بعضی از معتادان به حال و روزی می افتادند که مجبور می شوند که حلقه وساعتشان را هم بفروشند البته من این مشکل را نداشتم اما از نظر روحی بشدت ورشکسته شده بودم من یک ورشکسته روی روانی بودم من اون زمان سن وسال کمی داشتم و بايد مثل همه جوانها شور وهیجان از خودم نشان میدادم اما تنها چیزی که در زندگی من نقشی نداشت هیجان بود من افسردگی شدیدی داشتم دلم می خواست تنها باشم واز جمع دوری کنم معمولا جایی نمی رفتم واگر یک مقدار دیگر می گذشت من این حالتها را ادامه می دادم حتما به کارتون خوابی می رسیدم به جایی که مجبور می شدم خیابان خواب می شدم با اینکه من کار وکاسبی خودم را داشتم ومی توانستم پول دربیاورم اما یک روز بجایی رسیدم که بخاطر 500 تومان مواد به مواد فروش التماس می کردم مواد من را به ناکجا آباد برده بود ابتدا ي مواد مخدر آدم احساس می کند چهر ه ا ش گل افتاده راحتر می تواند به کارهایش برسد تیز وتند می شود اما مدتی طول نمی کشد که همه اینها از بین میرود وفرد از لحاظ روحی ورشکسته می شود.
-دستگیر هم شدی؟
16 سالم بود که برای اولین بار دستگیر شدم برای تهیه موادبه خانه نیم کاره ای میرفتم یک روز وارد همان خانه شدم مردی سر راهم را گرفت وگفت بگو چکار داری، به اوضاع شک کرد ولی تا خواستم به خود بیایم ماموران متوجه شدند که برای خرید مواد به آنجا آمده ام من را به پاسگاه بردند چند روز آنجا بودم وبا خودم می گفتم وقتی بیرون بیایم دیگر مواد مصرف نمی کنم البته خیلی ها این حس را در زندان دارند ولی وضعیت من فرق می کرد سن و سالم کم بود ترسیده بودم با خلافکاران داخل یک بند بودم ومدام این را درذهنم مرور می کردم که اگر پایم به بیرون برسد دیگر لب به مواد نمی زنم.
-وقتی بیرون آمدی چه شد؟
همه چیز هایی که در ذهنم داشتم و در زندان با خودم مرور می کردم از بین رفت و دوباره مواد مصرف کردم در تمامی دورانی که تصمیم گرفتم مواد را ترک کنم نمی توانستم بیشتر از 10 تا11 روز دوام بیاورم تصور من هم مثل بقیه بیماران اعتیاد این بود که باید دو هفته ای این مواد را ترک کنم در حالی که نمی دانستم که برای این که مواد از بدنم خارج شود 10 تا11 ماه لازم است طول بکشد.
-چطور با کنگره آشنا شدی؟
من خیلی می دویدم که درمان شوم هر کاری که از دستم بر می آمد انجام مي دادم که درمان شوم به هر جایی سر می زدم ولی جوابی نمی گرفتم تا اینکه یکی از بچه محلهایمان به اسم حسن که مصرف مواد داشت و به کنگره رفته بود در خیابان دیدم از دیدنش جا خوردم طرز صحبت کردنش، راه رفتنش و هر چیزی که شما فکرش می کردید عوض شده بود صورتش گل انداخته بود وحال و روزخوبی داشت به او گفتم که چه چیزی شده که حالت خوب شده؟ دیگر مواد مصرف نمی کنی؟ حسن گفت من به کنگره60 می روم آن زمان یک شعبه نزدیک میدان انقلاب بود من هم رفتم کنگره وفهمیدم که چرا حال وروزش آنقدر خوب شده است من هم فهمیدم که می شود در کنگره درمان شد 10سال قبل که من برای درمان اقدام کردم کنگره دو شعبه بیشتر نداشت یکی شعبه آکادمی که در سهروردی بود ویکی هم شعبه میدان انقلاب اما کنگره الان 40شعبه دارد که همگی در حال کار کردن هستند.
-زمانی که یک نفر برای ترک مواد اقدام می کند زمانی است که بقول خودش خسته می شود شما کي خسته شدید؟
یک روز آدرس یک کلینیک را گرفتم برای اینکه آنجا ویزیت شوم ومواد را ترک کنم آنها در آگهیشان نوشته بودندترک مواد در 48 ساعت همان روز دکتر به من مقداری کپسول وآمپول داد وگفت برو خانه واینها را مصرف کن ودو روز دیگر بیا.دو روز گذشت ومن هر بار برای ویزیت به دکتر مراجعه می کردم ویک آمپول می گرفتم یک روز که در مطب نشسته بودم مردی آمد وبدون اینکه منتظر بشیند وارد اتاق دکتر شد او ودکتر مقداری در اتاق بگو مگو کردند تا اینکه مرد بیرون آمد کنجکاو شدم وبه او گفت چرا اینقدر بهم ریخته ای؟ آمده ای اینجا تا درمان شوی چرا صبوری نمی کنی ؟ بعد از این صحبت مرد دستش را بالا کرد ورگهای خشک شده اش را به من نشان داد وگفت من هم مثل تو از همان روز اول برای درمان آمدم اما الان دو سال است که هر روز به این مطب مراجعه می کنم تا آمپول بگیرم چون حالا معتاد آمپولهایی شدم که آقای دکتر برایم تجویز کرده است البته این مسئله مربوط به ده سال قبل است والان در علم پزشکی تغییراتی بوجود آمده است وبرخی پزشکان می توانند به فرد معتاد کمک کنند بعد از دیدن همان صحنه بود که عزمم را جزم کردم برای اینکه راهی پیدا کنم واز مصرف مواد خلاص شوم قبلا کسی نمی دانست اعتیاد چیست؟ وهیچ درمانی برایش وجود نداشت اما الان می توان کلی اطلاعات در مورد آن پیدا کرد وخدا را شکر که اگر شما بدنبال مرکز ترک اعتیاد بگردید کنگره60 جزو اولین پیشنهادهاست.
-چه مدت طول کشید که درمان شدید؟
از زمانی که وارد کنگره شدم تا وقتی که به درمان قطعی برسم 11 ماه و 20 روز طول کشید.
منبع: مجله سرنخ (روزنامه همشهري) - 16 دی 1393
- تعداد بازدید از این مطلب :
0