گفتگو با راهنمای محترم مسافر مهدی از نمایندگی آکادمی
.jpg)
امروز چهارشنبه مورخ 31 تیر ماه 1405 است و در نمایندگی آکادمی در خدمت راهنمای محترم آقا مهدی میباشم.
سلام آقا مهدی،خسته نباشید. لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید.
سلام دوستان، مهدی هستم، مسافر. سالها تخریب داشتم. آخرین آنتیایکسهای مصرفیام THC، LSD و الکل بود. ۱۱ ماه و ۱۱ روز سفر کردم با روش DST و داروی OT، با راهنمایی استاد عزیزم آقای امیر موذنی. امروز هم به لطف کنگره و دستان پرمهر جناب مهندس، ۸ سال و ۲ ماه و ۱۱ روز است که آزاد هستم. خیلی متشکرم.
آقا مهدی، دستور جلسه وادی پنجم هست. یه توضیح درباره وادی پنجم به ما می دهید؟
وادی پنجم به نظر من در جایی قرار گرفته که من به طور کلی مراحل و فرآیند کامل تفکر را به دست آوردهام. در وادی چهارم هم با مراحل نفسانی آشنا شدم و فهمیدم اگر بتوانم از مرحله نفس اماره به سمت نفس لوامه و مطمئنه حرکت کنم، میتوانم از تفکر سالمتری برخوردار شوم.
حالا به وادی پنجم رسیدهایم. این وادی میگوید: بسیار خوب، حالا که به تفکر رسیدهای و فهمیدی چگونه افکار را مدیریت کنی، باید آن را در جهان فیزیکی به فعلیت برسانی. افکار میآیند و میروند، بدون مدیریت و هماهنگی ما؛ اما تفکر با مدیریت و هماهنگی ما آغاز میشود، مسیرش را طی میکند و به نقطه پایان میرسد. وادی پنجم میگوید این تفکر را باید به ماده، به عمل و به جهان فیزیکی تبدیل کنی.
برای من همیشه سؤال بود که چگونه میتوانم تفکراتم را به عمل تبدیل کنم. یک نکته خیلی عجیب را متوجه شدم که خیلی به من کمک کرد. فهمیدم اولین کاری که میتوانم انجام بدهم این است که خیلی سریع از جهان ذهن خارج شوم و وارد مرحله انجام کار شوم. اگر بیش از حد در جهان ذهن و فکر بمانم و مدام در آن بچرخم، نیروی تاریکی از راه ترس، منیت یا ناامیدی وارد میشود؛ چون نیروی تاریکی در جهان فکر انسان بسیار قدرتمند است.
اما زمانی که وارد عمل میشوم، نیروی تاریکی قدرتش را از دست میدهد؛ چون دارم تجربه میکنم، آموزش میگیرم، تفکر میکنم و به جلو حرکت میکنم. وادی پنجم این را به من آموخت که بهترین راه این است که به سرعت از جهان فکر وارد عمل شوم؛ کار را به فردا نیندازم، منتظر شرایط ایدهآل نباشم، منتظر درست شدن همه چیز نمانم و هرچه زودتر وارد عمل شوم.
وقتی در وادی پنجم ایدهها و افکارم را عملیاتی میکنم، تازه شروع به خلق کردن میکنم. آن وقت وادی ششم، هفتم و هشتم هم برای من باز میشوند؛ چون وقتی دست به عمل میزنم، دریچههای آموزشی آنها هم به روی من گشوده میشود. اما اگر وارد عمل نشوم و فقط در مرحله تفکر باقی بمانم، چگونه میخواهم وادی هفتم یا وادی هشتم را درک کنم، در حالی که خود وادی هشتم میگوید: «با حرکت، راه نمایان میشود.»
من وادی پنجم را استارت میزنم و بقیه وادیها هم برایم باز میشوند. به نظر من، بستر تاریکی در جهان ذهن و تفکر رشد میکند. برای اینکه این تاریکی رشد نکند و ترس، منیت و ناامیدی من بیشتر نشود، ناگزیرم هر کاری که از دستم برمیآید را سریع انجام بدهم.
یکی از نکات مهم وادی پنجم، قناعت است. در فرهنگ ما معمولاً قناعت را به «بخور و نمیر» تعریف میکنند، در حالی که وادی پنجم بسیار زیبا و امیدبخش درباره قناعت صحبت میکند. قناعت یعنی با کمترین و کوچکترین امکاناتی که در اختیار داری، شروع به خلق کردن و ساختن کنی و منتظر روز خوب یا امکانات ایدهآل نباشی. هر مقدار که در توانت هست انجام بده.
پس قناعت به معنای بخور و نمیر نیست؛ بلکه یعنی با کمترین ابزار، بهترین خروجی را خلق کنی و ایدهها و تفکراتت را به بهترین شکل ممکن اجرا کنی.
اگر این اتفاق نیفتد، وادی ششم، هفتم، هشتم، نهم، دهم، یازدهم، دوازدهم، سیزدهم و در نهایت وادی چهاردهم که هدف نهایی ماست، برای ما قابل دستیابی نخواهد بود. تنها راه این است که در وادی پنجم از مرحله تفکر عبور کنیم و وارد عمل شویم.
صبر را در وادی پنجم چطور میشود تعریف کرد؟
ببینید، در وادی پنجم ممکن است آدم با اسم صبر، در مقوله تفکر گیر کند؛ یعنی بگوید صبر میکنم، یک روز خوب بیاید، صبر میکنم امکانات فراهم شود، صبر میکنم شرایط بهتر شود.
اما وادی پنجم میگوید صبر باید توأم با حرکت باشد. من حرکت میکنم، میسازم، زندگیام را میسازم، از ترس، منیت و ناامیدی عبور میکنم؛ اما برای نتیجه صبوری میکنم، نه برای شروع حرکت.
باارزشترین چیزی که من در کنگره آموختم این است که هدف اهمیت ندارد، بلکه مسیر حرکت مهم است. هدف را خدا تعیین میکند. تو تلاشت را انجام میدهی و رسیدن به آن جایگاهی که باید برسی، خواست و فرمان الهی و تقدیر است؛ اما وظیفه تو تلاش کردن است.
پس اگر صبر بدون عمل باشد، همان تفکری است که هیچوقت وارد مرحله اجرا نشده است.
اگر بخواهی وادی پنجم را برای کسی که بیرون از کنگره است و هیچ آشنایی با کنگره ۶۰ ندارد، به صورت اجمالی تعریف کنی؛ طوری که روی او تأثیر بگذارد و علاقهمند شود به کنگره بیاید، سفر کند یا حتی همسفر شود، چه میگویی؟
اگر بخواهم اصل مطلب را بگویم، باز هم از عنوان خود وادی استفاده میکنم:
«در جهان ما، تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.»
بعد این جمله را برایش باز میکنم و میگویم: تو ممکن است تا حدودی به یک انسان اندیشمند تبدیل شده باشی، اما تا زمانی که دست به اجرا نزنی، اتفاقی نمیافتد.
بعد از آن هم از قناعت صحبت میکنم؛ اینکه وادی پنجم میگوید با کمترین امکانات و کمترین ابزار، هر آنچه در توانت هست خلق کن و به وجود بیاور.
از صحبتهایتان خیلی استفاده کردم، خدا قوت
از همه شما سپاسگزارم. خیلی ممنون که وقتتان را در اختیار من گذاشتید.
گردآوری و تایپ: مسافر مهدی (لژیون2)
ویرایش و ارسال: (گروه سایت نمایندگی لوئی پاستور)
- تعداد بازدید از این مطلب :
51