خوبی و بدی، سختی و مشقت، برای آباد کردن جسم، روان و اندیشه است. تمام معضلات و ناکامیها، در حقیقت برای رشد و آبادانی این سه بُعد از وجود انسان هستند.
برای سالم و درست بودن جسم، آنگونه که باید، توجه کافی نشده است. بعضی از ادیان معتقد بودند که باید به جسم سختی زیادی وارد کرد؛ اما این تفکر صحیح نیست، زیرا جسم برای ما مانند یک شهر یا وسیلهای ارزشمند است. که خداوند آن را در اختیار ما قرار داده است تا در آن زندگی کنیم، آموزش ببینیم و مسیر تکامل خود را طی کنیم.
ما در کنگره۶۰ برای پاکسازی جسم، تمرینهای فراوانی انجام دادهایم. ابتدا مواد مخدر را از افراد گرفتیم، سپس سیگار را کنار گذاشتیم و بعد به موضوع اضافهوزن پرداختیم؛ زیرا بسیاری از مشکلات جسمی، ناشی از اضافهوزن است. بسیاری از بیماریها و حتی کیفیت زندگی ما، به وضعیت جسممان بستگی دارد. اندیشه نیز در زیبایی و کیفیت زندگی ما تأثیرگذار است. جسم، شهر وجودی ماست و اندیشه در این شهر سکونت دارد.اندیشه را چگونه به دست بیاوریم؟ با آموزش دیدن، آموزش دادن و زندگی کردن. این سه، اضلاع یک مثلث را تشکیل میدهد.
ما در تمام سطوح زندگی، یا آموزش درست میبینیم، یا آموزش نادرست و یا آموزش خنثی. آنچه اهمیت دارد، این است که زندگی کردن را هرگز از یاد نبریم. اگر به تمام منظومه شمسی نگاه کنیم، هیچجا برای سکونت انسان مناسب نیست؛ پس باید قدر این فرصت ارزشمند را بدانیم.
در کنگره۶۰، برای رشد اندیشه و جهانبینی، کتابهای ارزشمندی مانند کتاب عشق، چهارده وادی برای رسیدن به خود
کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر در اختیار ما قرار گرفته است. زمانی که جسم و اندیشه به تعادل برسند، نوبت به روان میرسد که قاعده این مثلث است. روان، همان خلقوخو و رفتار انسان است. اگر جسم و اندیشه سالم باشند، روان نیز سالم خواهد بود. زمانی که هر سه بُعد به تعادل برسند، انسان نیز متعادل میشود. انسان متعادل، مشکلات کمتری را تجربه میکند، در صلح و آرامش زندگی میکند و درهای رحمت الهی به روی او گشوده میشود. هنگامی که همهچیز در جای درست خود قرار بگیرد، مسیر نیز هموار خواهد شد.
ایجنتی و مرزبانی، مسئولیتی دشوار است و هیچ دستمزدی برای آن دریافت نمیشود؛ اما چون این خدمت از روی عشق انجام میشود، انسان سختیهای آن را با جان و دل میپذیرد. این مسیر، راه رفتن در گلستان نیست، بلکه گام برداشتن بر گداختههای آتش است. بااینحال، کسی که عاشق خدمت باشد، خستگی و سختی راه را احساس نمیکند و همان گداختههای آتش را گلستان میبیند؛ زیرا در صراط مستقیم حرکت میکند.
برای هر کاری، هزاران راه وجود دارد. باید با تعقل و تفکر، بهترین راه را انتخاب کنیم؛ البته به شرط آنکه زور نگوییم، بیش از اندازه نخواهیم و برای رسیدن به نتیجه، از مسیر درست خارج نشویم. هیچگاه نباید تصور کنیم که از نظر آموزش کامل شدهایم. انسان باید همواره در حال آموزش دیدن، مطالعه کردن و یادگیری باشد.
برداشت من از این سیدی این است که مهندس دژاکام همواره به ما آموزش میدهند که درست زندگی کنیم. فلسفه حضور ما در این حیات زمینی، درست زندگی کردن است. سختیها و مشکلات، لعنت خداوند نیستند؛ بلکه فرصتهایی برای آموزش، رشد و تکامل ما هستند تا در مراحل بعدی زندگی، دست پُر باشیم. باید در این دنیا زندگی کنیم، از زندگی لذت ببریم و با آموزش، تعادل و خدمت، مسیر کمال را طی کنیم.
برداشت از سیدی: «زندگی» نوشته مهندس حسین دژاکام
نویسنده: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر عطیه (لژیون اول)
عکس: مرزبان خبری همسفر اعظم
ویرایش و ارسال: همسفر لیلا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی محمدیپور قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
44