English Version
This Site Is Available In English

قضاوت، متولدِ جهالت است

قضاوت، متولدِ جهالت است

این جلسه هشتمین جلسه از دور نوزدهمین جلسات کارگاه‌های آموزشی عمومی نمایندگی ملایر ویژه مسافران و همسفران با استادی راهنما مسافر بهمن مشفق، نگهبانی مسافر حیدر و دبیری مسافر احمد با دستور جلسه «قضاوت و جهالت» پنج شنبه 18 تیرماه 1405 ساعت :۱۷۰۰ آغاز به کار نمود.

 

سخنان استاد:

سلام دوستان، بهمن هستم، مسافر.

خیلی خوشحالم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و یک بار دیگر فرصتی در اختیارم قرار گرفت تا بتوانم در کنار شما عزیزان آموزش بگیرم.

امروز هم روز پایانی دستور جلسه «قضاوت و جهالت» است. دستور جلسه‌ای بسیار مهم و حائز اهمیت که تقریباً همه انسان‌ها با این موضوع درگیر هستند و با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. اما کاری به افرادی که بیرون از کنگره هستند نداریم و روی صحبت من با افرادی است که در کنگره حضور دارند؛ چه در سفر اول باشند و چه در سفر دوم.

قضاوت و جهالت موضوعی است که می‌تواند بزرگ‌ترین آسیب را به انسان بزند. به نظر من، آقای مهندس قضاوت را دقیقاً روبه‌روی جهالت قرار داده‌اند، چون قضاوت زاده جهالت است و خوراکش را از جهالت می‌گیرد. می‌توان گفت قضاوت، زاده جهالت است و زادگاهش منیت؛ هر جا منیت رشد کند، قضاوت هم فرصت نفس کشیدن پیدا می‌کند.

چیزی که در این دستور جلسه به ما گوشزد می‌شود و به ما آگاهی می‌دهد، این است که قضاوت در بستری رشد می‌کند که خوراک داشته باشد و خوراکش چیزی جز عدم آگاهی، عدم شناخت و همان صفاتی نیست که ما قرار است از آن‌ها فاصله بگیریم. ما از تاریکی‌ها به سمت روشنایی حرکت می‌کنیم و اگر آن صفات را پشت سر بگذاریم و از آن‌ها عبور کنیم، هیچ‌وقت وارد قضاوت نمی‌شویم.

یک زمانی می‌نشینی و واقعیت را می‌بینی، بعد متوجه می‌شوی که اصلاً حقیقت چیز دیگری بوده است. در داستان حضرت خضر و حضرت موسی هم همین موضوع مطرح می‌شود. حضرت موسی بر اساس ظاهر قضاوت می‌کرد، اما بعد متوجه شد که حقیقت چیز دیگری است. ما هم خیلی وقت‌ها فقط ظاهر یک موضوع یا یک شخص را می‌بینیم و قضاوت می‌کنیم، در حالی که از پشت پرده زندگی آن شخص، از مشکلات، سختی‌ها و امتحان‌هایی که با آن روبه‌روست، هیچ خبری نداریم.

وقتی انسان وارد قضاوت می‌شود، این کار تمام انرژی او را می‌گیرد. انرژی‌ای که باید صرف ساختن خودش، رشد خودش و شکل گرفتن ساختار جدید در وجودش شود، صرف پرداختن به دیگران می‌شود. طبیعی است که در این شرایط، آن ساختاری که قرار است در کنگره شکل بگیرد، به‌خوبی ساخته نخواهد شد.

شما حساب کنید یک مسافر سفر اول که اولویتش درمان و رسیدن به رهایی است، به جای اینکه به اشتباهات خودش فکر کند و آن‌ها را اصلاح کند، دائم دنبال این باشد که ببیند چه کسی سیگار می‌کشد، چه کسی مواد مصرف می‌کند یا چه کسی اشتباه کرده است. بعد هم با خودش بگوید: «فلانی هم این کار را می‌کند.» این یعنی توجیه کردن اشتباه خود با قضاوت دیگران.

در بهترین حالت، فقط در ذهن خودش دیگری را تخریب می‌کند و در بدترین حالت، با آبرو و شخصیت آن فرد بازی می‌کند. این موضوع فقط مخصوص سفر اول نیست؛ در سفر دوم هم دقیقاً به همین شکل است.

اگر یاد بگیریم به جای اینکه دوربینمان روی زندگی دیگران باشد، آن را روی خودمان تنظیم کنیم، احساس می‌کنم هم کارها خیلی بهتر پیش می‌رود و هم آرامش خیلی قشنگ‌تری در وجودمان شکل می‌گیرد. چون کنگره از ما می‌خواهد به جای قاضی بودن، دانشجو باشیم؛ آموزش بگیریم، دانایی خود را افزایش بدهیم و آن را به دانایی مؤثر تبدیل کنیم.

آقای مهندس همیشه تأکید دارند که آموزش زمانی ارزش دارد که اجرا شود. اگر آموزش فقط در حد دانستن باقی بماند، اتفاق خاصی در زندگی ما نمی‌افتد. دانایی زمانی ارزشمند است که در رفتار و عملکرد ما دیده شود.

به نظر من، بهتر است نسبت به همدیگر خرده نگیریم. اینکه بگوییم فلانی خوب صحبت می‌کند یا فلانی این آموزش را یاد گرفته، اما عملکردش چگونه است، چیزی به ما اضافه نمی‌کند. بهتر است هر کس از خودش بپرسد: «من امروز چقدر آموزش‌ها را در زندگی‌ام اجرا کرده‌ام؟»

شاید گاهی بین مسافران و همسفران اختلاف‌نظر یا دلخوری پیش بیاید، اما زیبایی کار این است که یاد بگیریم خودمان را رشد بدهیم. هیچ چیزی در دنیا باارزش‌تر از آرامش نیست و حیف است که این آرامش را قربانی قضاوت، منیت و جهالت کنیم.

امیدوارم از این دستور جلسه بهره لازم را ببریم و بتوانیم آن را در زندگی خود اجرا کنیم.

 

 

 

 

تایپ و عکس : مسافر رسول ل چهارم

ارسال و تنظیم گزارش: راهنما مسافر بهمن مشفق ل دوم

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .