English Version
This Site Is Available In English

جنگی که با نجنگیدن بردم

جنگی که با نجنگیدن بردم

یکی از موضوعاتی که همواره درباره‌ شیشه و مصرف‌کنندگان آن مطرح می‌شود این است که انسان گرفتار در بند این ماده دیگر شبیه گذشته نیست. گویی ذهنش به میدان نبردی عظیم تبدیل شده که واقعیت و توهم در آن در هم آمیخته‌اند. نبردی که مرز میان حقیقت و القاءهای منفی از بین می‌رود؛ در نتیجه افکار، گفتار و رفتارهای او غیرقابل پیش‌بینی می‌شود؛ به‌طوری که نزدیک‌ترین عزیزانش نیز از کنار او بودن می‌گریزد.

 

این موضوع حقیقتی تلخ است که بسیاری از ما خانواده‌ها نه فقط در فیلم‌ها و کتاب‌ها بلکه با تمام وجود آن را زندگی کرده‌ایم. به قول عزیزی که می‌گفتند: انسان‌هایی که در این بند اسیر می‌شوند یا حتی ما خانواده‌های آنان در صور آشکار گویی بازنده هستیم؛ اما نکته‌ مهم این است که در بین بازنده‌ها بازنده باشی یا بالعکس، در بین بازنده‌ها برنده باشی؟

 

من نیز از دل همین تجربه‌ تلخم می‌نویسم نه فقط از جایگاه یک تماشاگر، بلکه از جایگاه خواهری که سال‌ها با تمام سلول‌های وجودش رنج اعتیاد را لمس کرده است. برای مثال تصور کنید در برابر انسانی ایستاده‌اید که درک درستی از زمان و مکان ندارد و نمی‌شود با او‌ حتی حرف زد. انسانی که توهمات ذهنی برایش واقعی‌تر از حقیقت شده‌اند و هر لحظه ممکن است از روی ترس یا سوءظن، رفتاری از او سر بزند که جان اطرافیانش را به خطر بیندازد. در چنین لحظه‌ای اگر تنها خودت باشی و او چه خواهی کرد؟ به چه کسی باید پناه برد؟ من بارها در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ام. لحظه‌هایی که مرگ را در چند قدمی خود احساس می‌کردم، لحظه‌هایی که صدای تپش قلبم از هر صدایی بلندتر بود؛ اما در همین لحظات سخت زندگی بزرگ‌ترین درس‌هایش را به من آموخت.

 

هنوز هم در حال گذر هستم و مدام به چالش کشیده می‌شوم. دارم می‌آموزم که گاهی شجاعت، فریاد زدن نیست، آگاهانه سکوت کردن است. یاد گرفتم که همیشه پیروزی با جنگیدن به دست نمی‌آید گاهی نباید جنگید. یاد گرفتم جن درون خودم و مسافرم را ببینم و با آن نجنگم؛ زیرا هرچه بیشتر با آن بجنگم آن‌ها من را قوی‌تر به زمین می‌زنند. تنها چیزی که بارها مرا نجات داد، توکل به خدا، حفظ خونسردی، سکوت آگاهانه، پذیرفتن بیماری او و در نهایت جاری کردن محبت بود. دقیقاً لحظه‌ای که فکر می‌کردم خیلی به برادرم محبت دارم، راهنمای خوبم تلنگری به من زدند و‌ من فهمیدم عشق با وابستگی بسیار متفاوت است.

 

کم‌کم دارم متوجه می‌شوم که مسافر من دشمنم نیست، دشمن واقعی، همان موادی است که احساسات و اختیار او را به اسارت گرفته است. زندگی در کنار مصرف‌کننده‌ شیشه، به معنای واقعی کلمه طاقت‌فرسا و ترسناک است. خانه‌ای که باید مملو از آرامش باشد گاهی به میدان جنگ تبدیل می‌شود، جنگی که اگر شمشیر برداری و به آن دامن بزنی بازنده‌ترین بازنده‌ها هستی.

 

من نیز بهای سنگینی پرداختم. کودکی و نوجوانی‌ام در سایه‌ ترس، اضطراب، نگرانی و ناامنی سپری شد. سال‌هایی که می‌توانست رنگ دیگری داشته باشد، اما خواست و تقدیر مسیر دیگری را برایم رقم زد. با این حال امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، دیگر تنها ویرانی‌ها را نمی‌بینم، در میان تمام آن تاریکی‌ها، روزنه‌هایی از نور را نیز می‌بینم که من را ساختند. باور دارم بخش بزرگی از آن سختی‌ها برای بزرگ‌تر شدن ظرف وجودی من بود. برای این‌که معنای واقعی صبر و محبت کردن را بفهمم، حتی معنای همسفر بودن را. همسفر بودن یعنی سفری به درون خودم و‌ روبه‌رو شدن با تاریکی‌های وجودم تا زمانی که پیوندهای منفی را در هم نشکنم و منزلت ربوده شده‌ام را باز پس نگیرم تاریخ تکرار خواهد شد، شاید تلخ تر از گذشته.

 

یک مطلب دیگر صفت سپاسگزاری و قدردان بودن است. زمانی که همسفر یا مسافر توانست از آن تاریکی عظیم عبور کند، هر روزی که می‌گذرد بایستی شکرگزار باشد و فراموش نکند که از چه گذرگاه‌های سختی عبور کرده و چه کسانی چراغ راهش بوده‌اند. با تمام وجودم باور دارم که اگر روزی پرده‌ها کنار روند و حقیقت سختی‌های زندگی برای من آشکار شود، بسیاری از گلایه‌ها و سؤال‌هایم را پس خواهم گرفت.

 

در این راه من به عینه دیدم که هرچه من و مادرم بیشتر به سمت ارزش‌ها، آموزش، صبر و تغییر حرکت کردیم، مسافرمان نیز به همان مقدار به سمت روشنایی‌ها قدم برداشت. شاید نه با سرعتی که انتظار داشته‌ایم؛ اما نور خاصیتش این است که حتی اگر آهسته اما پیوسته حرکت کند، سرانجام تاریکی را کنار می‌زند. در پایان از صمیم قلب آرزو می‌کنم تمام کسانی که امروز درگیر این تاریکی هستند، چه مسافر و چه همسفر، روزی طعم شیرین رهایی را بچشند. روزی که پشت سرشان را نگاه می‌کنند، لبخند بزنند و با تمام وجود خداوند را شکر کنند.

 

نویسنده: همسفر فرنوش رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یوسف تهران 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .