شاید در نگاه اول، وقتی صحبت از مواد مخدر میشود، ذهن بیشتر افراد به سمت موادی مانند تریاک یا هروئین برود، اما شیشه یکی از خطرناکترین موادی است که در سالهای اخیر آسیبهای فراوانی به افراد، خانوادهها و جامعه وارد کرده است. خطرناک بودن شیشه تنها به دلیل شدت وابستگی آن نیست؛ بلکه به این دلیل است که مصرفکننده در ابتدای مصرف، معمولاً تصور میکند این ماده نه تنها ضرری ندارد، بلکه باعث افزایش تواناییهای او نیز میشود. شیشه با ایجاد احساس کاذب انرژی، اعتمادبهنفس، سرخوشی، تمرکز و بینیازی به خواب، مصرفکننده را فریب میدهد. فرد در روزهای نخست احساس میکند بهتر کار میکند، کمتر خسته میشود و از دیگران موفقتر است؛ اما این احساس، یک توهم است نه یک واقعیت. در حقیقت شیشه با مصرف ذخایر طبیعی مواد شبهافیونی و ناقلهای عصبی بدن، انسان را وارد مسیری میکند که پایان آن چیزی جز تخریب نیست.
در کنگره۶۰ آموختهایم که جسم انسان دارای سیستم بسیار پیچیدهای است و خداوند همه نیازهای آن را به بهترین شکل درون بدن قرار داده است. زمانی که یک ماده بیرونی مانند شیشه وارد بدن میشود، این تعادل به هم میریزد و سیستم تولیدکننده مواد حیاتی دچار اختلال میشود؛ در نتیجه بدن دیگر توانایی تولید طبیعی این مواد را از دست میدهد و فرد برای داشتن کوچکترین احساس آرامش یا نشاط، ناچار به مصرف دوباره ماده میشود. از دیدگاه کنگره۶۰، اعتیاد تنها وابستگی به یک ماده نیست، بلکه بیماری است که سه ضلع جسم، روان و جهانبینی را به شدت تخریب میکند. شیشه شاید در ظاهر بیشتر بر روان اثر بگذارد، اما حقیقت این است که جسم نیز آسیبهای فراوانی میبیند. کاهش شدید وزن، بیخوابیهای طولانی مدت، ضعف سیستم ایمنی، آسیب به قلب و عروق، اختلال در عملکرد مغز، پوسیدگی دندانها، پیری زودرس پوست و مشکلات متعدد جسمی تنها بخشی از تخریبهای آن است؛ اما شاید خطرناکترین بخش تخریب شیشه، آسیبهایی باشد که بر روان انسان وارد میکند. بسیاری از مصرفکنندگان پس از مدتی دچار سوءظن، اضطراب، ترس، پرخاشگری، افسردگی، وسواس و توهم میشوند. گاهی فرد صداهایی میشنود که وجود خارجی ندارند یا تصور میکنند دیگران قصد آسیب رساندن به او را دارند. این توهمات ممکن است باعث رفتارهایی شود که نه تنها برای خود فرد، بلکه برای اطرافیان او نیز خطرناک باشد.
یکی دیگر از ویژگیهای شیشه این است که مصرفکننده معمولاً تا مدتها بیماری خود را قبول ندارد؛ چون این ماده در ابتدا احساس قدرت و توانایی ایجاد میکند، فرد تصور میکند هر زمان که بخواهد میتواند مصرف را کنار بگذارد؛ اما زمانی متوجه شدت وابستگی میشود که بخش بزرگی از سلامت جسم، آرامش روان و روابط خانوادگی خود را از دست داده است. در کنگره۶۰ بارها شنیدهایم که هیچ ماده مخدری بدون هزینه نیست. هر لذتی که از راه ضد ارزش به دست آید، دیر یا زود بهای سنگینی خواهد داشت. شیشه شاید چند ساعت احساس کاذب نشاط در فرد ایجاد کند، اما در مقابل روزها و ماهها اضطراب، افسردگی، بیخوابی و رنج را به انسان تحمیل میکند. از نگاه آقای مهندس درمان اعتیاد با ترک کردن تفاوت اساسی دارد. ترک مصرف ممکن است باعث شود ماده وارد بدن نشود، اما درمان زمانی اتفاق میافتد که سیستمهای تخریبشده جسم فرصت بازسازی پیدا کنند، روان به آرامش برسد و جهانبینی انسان تغییر کند. اگر فقط مصرف قطع شود و این سه ضلع درمان نشوند، احتمال بازگشت بسیار زیاد خواهد بود. به همین دلیل است که در کنگره۶۰ درمان بر پایه سه اصل مهم استوار است؛ درمان جسم با روش صحیح، آموزش جهانبینی و اصلاح نگرش و همچنین حرکت در مسیر ارزشها. زمانی که این سه ضلع در کنار هم قرار بگیرند، انسان به تعادل واقعی میرسد؛ تعادلی که دیگر وابسته به هیچ مادهای نیست. در جهانبینی کنگره۶۰ یاد میگیریم که ریشه بسیاری از مشکلات انسان در ناآگاهی است. وقتی آگاهی افزایش پیدا میکند، انسان میتواند مسیر درست را انتخاب کند.
مصرفکننده شیشه نیز اگر آموزش ببیند، قوانین هستی را بشناسد، مسئولیت زندگی خود را بپذیرد و از راهنمای خود تبعیت کند، میتواند از تاریکی به روشنایی حرکت کند. کنگره۶۰ طی سالهای فعالیت خود ثابت کرده است که حتی مصرفکنندگان شیشه نیز میتوانند به درمان برسند. شاید در گذشته تصور میشد که درمان شیشه امکانپذیر نیست، اما تجربه هزاران رهاشده نشان داده است که اگر روش درمان درست باشد، اگر آموزش وجود داشته باشد و اگر فرد صبر، ایمان و عمل سالم را در کنار هم قرار دهد، رسیدن به تعادل کاملاً امکانپذیر است. نکته مهم دیگری که از این دستور جلسه میتوان آموخت این است که تخریب شیشه فقط محدود به شخص مصرفکننده نیست. خانواده، همسر، فرزندان، دوستان و حتی جامعه نیز از آثار آن آسیب میبینند. اعتیاد یک بیماری فردی نیست؛ بلکه بیماری است که اطرافیان را نیز درگیر میکند. به همین دلیل درمان واقعی زمانی کامل میشود که خانواده نیز آموزش ببیند و مسیر صحیح برخورد با این بیماری را بشناسد. در پایان باید بگویم که شیشه شاید در ابتدا وعده قدرت، موفقیت و لذت بدهد، اما آنچه در نهایت از انسان میگیرد بسیار ارزشمندتر است؛ سلامتی، آرامش، شخصیت، خانواده و امید به زندگی. در مقابل کنگره۶۰ به ما میآموزد که با آموزش، صبر، محبت، حرکت در مسیر ارزشها و اعتماد به روش درمان، میتوان از عمیقترین تاریکیها نیز عبور کرد و به حال خوش واقعی رسید. از خداوند سپاسگزارم که فرصت آشنایی با کنگره۶۰ را به ما داد تا بیاموزیم هیچ بنبستی در درمان وجود ندارد و هر انسانی اگر بخواهد و راه درست را انتخاب کند میتواند دوباره زندگی خود را بسازد.
منابع: سیدیها و آموزشهای کنگره۶۰
نویسنده و ارسالکننده: همسفر غزل رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
همسفران نمایندگی میلاجرد
- تعداد بازدید از این مطلب :
387