English Version
This Site Is Available In English

با آموزش های کنگره هر روز دانش جدیدی کسب میکنم

با آموزش های کنگره هر روز دانش جدیدی کسب میکنم

نهمین جلسه از دوره بیست‌و‌پنجم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقا، نمایندگی پرستار، به استادی راهنمای تازه واردین همسفر امیر، نگهبانی همسفر محمد امین و دبیری هسمفر محمد رضا، با دستور جلسه «کتاب 60درجه زیر صفر و تصاویر آن» پنج‌شنبه 28خرداد ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۴ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

«خدا را شکر که بار دیگر، روزی دیگر، سالم و زنده هستم. آمدم تا از شما عزیزان در این جای مقدس درس بگیرم و تجربه‌ام افزون شود و آموزش ببینم.

در هفته‌ی گذشته، هنگام گوش دادن به یکی از سی‌دی‌های مهندس، نکته‌ی بسیار جدیدی درباره‌ی کتاب «۶۰ درجه» دریافت کردم. در بخشی از آن، بانویی مشارکت کرده بود که می‌گفت: «هرگاه کتاب را باز می‌کنم و پیامی دریافت می‌کنم، از آن به عنوان استخاره استفاده می‌کنم.» این موضوع باعث شد تا من به این هوشیاری برسم که مبادا استفاده از کتاب ۶۰ درجه به عنوان ابزاری برای فال گرفتن یا استخاره (که نوعی خرافات عمیق است)، به شکلی نامحسوس در میان اعضای کنگره رواج یابد و به یک عادت تبدیل شود. بنابراین، بهتر است این موضوع را از خودِ ایشان بپرسیم تا مشخص شود آیا چنین برداشتی را تأیید می‌کنند یا خیر.

در کنگره‌ی ۶۰، همچنان می‌توان لبخند زد و به زیستن ادامه داد؛ چرا که با آموزش‌های کنگره، می‌توان هر روز با بخش جدیدی از دانش، به زندگی دوباره‌ای دست یافت. نکته‌ی بسیار جالب در کتاب ۶۰ درجه این است که مهندس از نقاشی، شعر و حتی طبیعت و حیوانات برای انتقال مفاهیم استفاده کرده است؛ برای نمونه، در تصویر یک درخت پوسیده یا موریانه‌ها، از مشاهداتی بهره گرفته است که ما در طول زندگی، از صبح تا شب با آن‌ها مواجه می‌شویم. استفاده از هنر نقاشی و شعر، دیدگاه من را نسبت به هر لحظه، هر نفس و هر دم و بازدم دقیق‌تر می‌کند؛ چرا که در هر لحظه، درسی نهفته است. حتی خروج از خانه نیز به نوعی، تجربه‌ی زیستِ دوباره است.

من گاهی در مواجهه با اختلافات خانوادگی، بر این باورم که صبح، آغازِ روزی جدید است و شب، پایانِ یک دوره؛ بنابراین هر صبح می‌کوشم تا وقایع شب گذشته را ببخشم، رها کنم و از آن‌ها بگذرم. همان‌طور که گفته می‌شود، صفات گذشته در انسان صادق نیستند، زیرا انسان همواره در جریان تغییر است. من نیز با افرادی که در گذشته با آن‌ها زاویه‌ داشتم، پس از چند ماه یا چند سال دوباره معاشرت می‌کنم و آن‌ها را از زندگی خود حذف نمی‌کنم. شاید من تغییر کرده باشم یا نگاه من به آن‌ها متفاوت شده باشد. پیش از این فکر می‌کردم شاید آن افراد تغییر کرده‌اند، اما اکنون دوست دارم این‌گونه بیندیشم که نگاه من تغییر یافته، میزان بخشش من افزون شده و گذشته‌ی من دگرگون گشته است.

این نکته‌ای بود که در خلال تأمل بر دستاوردهای این چند سالِ زیست در کنگره، به آن رسیدم. برای من بسیار جالب بود که تصویر شماره یک کتاب با تصویر پایانی آن، هر دو در فضای «یخ‌بندان» هستند. در تصویر نخست، فرد مصرف‌کننده و هم‌سفرش در میان یخ‌بندان سرگردان‌اند؛ هم‌سفری که شاید تصور می‌کند حالش خوب است و نیازی به آموزش ندارد، اما در آن سرمای استخوان‌سوز، تنها به دنبال پناهگاهی گرم می‌گردد. اما نکته‌ی شگفت‌انگیز اینجاست که پس از طی کردن تمامی مراحل، او دوباره به همان برف و یخ‌بندان می‌رسد، اما این بار با تجهیزات و لباس مناسب در حال اسکی کردن است. این یعنی برخورداری از علم و دانشِ مربوط به کنگره؛ وظیفه‌ی ماست که هر سال هم تغییرات را در درون خودمان مشاهده کنیم و هم تغییرات را در اطرافیانمان ببینیم.»
از اینکه به صحبت های گوش دادید از شما سپاس گزارم

عکس:همسفر محمد مهدی

تایپ، ویراستاری و بارگذاری: خدمت‌گزاران سایت همسفران آقا، شعبه پرستار

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .