English Version
This Site Is Available In English

تا می‌توانیم خوبی کنیم

تا می‌توانیم خوبی کنیم

جلسه اول از دوره هشتم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶٠ نمایندگی رضوی مشهد به استادی‌ پهلوان همسفر الهه، نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر مهسا با دستور جلسه «وادی چهارم (در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن؛  یعنی سلب مسئولیت از خویشتن) و تأثیر آن روی من» روز یک‌شنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

قال‌ ربکم‌ أدعونی‌ إستجب‌ لکم. وقتی برای استادی جلسه به من گفتند این آیه به ذهن من آمد. خداوند به صراحت گفتند مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. وادی چهارم می‌گوید: نباید تکلیف خود را به گردن خداوند بیندازیم و بگوییم خداوند ما را به وجود آورده است؛ همه چیز را از ازل تا قیامت به ما نشان داده است؛ من بنشینم و حرکتی نکنم!

به سراغ وادی اول می‌رویم. آقای مهندس فرمودند: با تفکر ساختار‌ها آغاز می‌گردد؛ پس کلید اول استارت خورد. من باید شروع‌کننده باشم و شروع با تفکر است. آغاز حرکت برای زندگی پرتلاطم! نمی‌نشینم و بگویم خدا بزرگ است. تفکر می‌کنم حرکت می‌کنم و به پله بعدی می‌روم.

به وادی دوم می‌رسم خیلی قشنگ بیان می‌کند؛ هیچ موجودی جهت بیهودگی نیامده است؛ یعنی من مفید هستم. اینجا ترس و خلأ وجود ندارد. این وجود من را می‌رساند که چگونه از شیره وجود خود استفاده کنم؛ به کدام راه بروم؛ راه فسق و فجور یا راه نیکو.

وارد وادی سوم می‌شویم. باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود تو به فکر خودت نیست. این من هستم که به درد خودم می‌‌خورم. مشکلات را گردن دیگران نیندازم. من باید شروع‌کننده باشم. مسافرم در زندگی ما خطایی کرده است، نباید بنشینم و بگویم تقصیر او بود؛ باید حرکت کنم. من هم گمراه شدم، خطا داشتم؛ پس یک یاعلی می‌گویم و کنار او حرکت می‌کنم.

وقتی می‌بینم آقای مهندس عمر و زندگی‌اش را می‌گذارد، از بزرگترین سرمایه زندگی‌اش می‌گذرد و از دید من وقت خود را هدر می‌دهد، درحالی که خود او این فکر را نمی‌کند و می‌گوید منِ انسان آمده‌ام مفید باشم. او می‌تواند در خانه بنشیند، به زندگی و بچه‌های خود برسد، تفریح کند و ...؛ اما می‌گوید خدایی وجود دارد و گفته مرا بخوان تا تو را اجابت کنم. خواندن فقط دعا نیست. خداوند گفته فقط از من بخواه! می‌گوید من رئوف و مهربانم، در کنارش من جبار هم هستم، یعنی عدالت من درست است.

سه وادی قبل را به عمل رسانده‌ام. به وادی چهارم رسیدم. می‌گوید مسئولیت خود را به گردن خداوند نینداز. از تو حرکت از من برکت! تو وقت و سرمایه بگذار، من می‌بینم تلاش می‌کنی و می‌گویم این بنده من حیف نیست؟ تو بندگی کن من هم خدایی می‌کنم. تو اول سلام بگو، من علیک‌سلام می‌گویم. همه ما در زندگی یک مسافر داریم؛ پس چه قدر خوب است همه با هم دست به کار شویم و زندگی را تغییر دهیم؛ باید امروز من با فردا فرق کند. دنبال آن روزنه نباشیم که خدا مهربان و بزرگ است. در کنار دعا تلاش و حرکت کنیم. خداوند مهربان است. من در قبال این مهربانی چه کار کرده‌ام؟ پس خوب است تا می‌توانیم خوبی کنیم.

وادی چهارم به لژیون سردار رسید. لژیون سردار من را به کنگره آورد. اولین استادی را به من داد. این‌ها همه نشانه است. یک عزیزی می‌گفت تو کنگره نمی‌آیی! لژیون سردار تو را می‌آورد. هر کس به طریقی به این راه می‌آید. دنبال خوبی‌ها باشم. لژیون سردار برای من گذاشته شده است. خودم را موظف می‌دانم حق کنگره را ادا کنم. هر کسی به اندازه خودش!

تقدیر و تشکر از نگهبان دوره قبل 

تقدیر و تشکر از دبیر دوره قبل

مرزبان کشیک: همسفر زهرا
تایپیست: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
عکاس: همسفر راحیل رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ارسال: همسفر طاهره مرزبان خبری
همسفران نمایندگی رضوی مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .