English Version
This Site Is Available In English

انسان ذره‌ای از وجود خداوند است

انسان ذره‌ای از وجود خداوند است

قدرت تفکر یکی از نعمت‌هایی است که در اختیار انسان قرار داده شده است و توجه به آن اهمیت زیادی دارد؛ چراکه بدون تفکر هیچ‌ چیز به وجود نمی‌آید و اگر ساختاری هم ایجاد شود دوامی نخواهد آورد و از بین خواهد رفت. وادی‌های اول تا چهارم بر روی تفکر و اندیشه انسان متمرکز هستند؛ یعنی با بیان قوانین حاکم بر جهان هستی به من می‌آموزند چگونه باید فکر کنم و جهان ذهنم را بر مبنای چه اصولی ترسیم کنم تا فکر من مؤثر و مفید باشد و در ادامه در جهان فیزیکی قابل اجرا باشد و من را به اهدافم برساند. اولین مسئله و قانونی که در وادی اول پیرامون تفکر بیان می‌شود این است که باید قبل از هر تصمیمی تفکر کنم، سعی کنم که با دیدِ مثبت برای حل مسائل فکر کنم تا مسیر برایم هموار شود.

وادی دوم فکر و اندیشه فرد ناامید را نشانه می‌گیرد و می‌گوید بدان تا زمانی که در این جهان اجازه زندگی کردن داری کاری است که از دست تو برمی‌آید، تو بیهوده خلق نشده‌ای و در آفرینش تو اهدافی وجود دارد تا زمانی که چشمانت به این جهان گشوده می‌شود به تو فرصت زندگی داده شده است؛ پس هر کاری که از دستت برمی‌آید برای حال خوب خودت و دیگران انجام بده. وادی سوم تفکر متوقع من را به این سمت هدایت می‌کند که تو باید بدانی هیچ‌کس به اندازه تو به تو فکر نمی‌کند؛ پس از دیگران متوقع نباش که هر چه خواسته تو است انجام دهند؛ اگر می‌دانی کاری که انجام می‌دهی درست است، بلند شو به زانوهای خودت تکیه کن. این فکر را که دیگران باید مسئولیت تو را انجام دهند یا باید حتماً به تو کمک کنند تا تو بتوانی به اهدافت برسی را بیرون بریز، این‌طور فکر کن که تو با تلاش و تکیه بر توانایی‌های خودت می‌توانی از پس مسائلی که برایت پیش می‌آید بربیایی و مسئولیتت را به خوبی انجام دهی؛ پس تنبلی را کنار بگذار و این بهانه را که تنهایی و کسی نیست که به تو کمک کند را دور بریز؛ چرا که بیشترین کمک را تنها خودت می‌توانی به خودت داشته باشی.

وادی چهارم که دستور جلسه این هفته است و می‌گوید: «در مسائل حیاتی به خداوند سپردن، یعنی سلب مسئولین از خویشتن» در واقع ذهنیتی که کاری به کمک دیگران ندارد، خودش هم تلاشی نمی‌کند و فقط از خداوند متوقع است که کارهایش را راه بیندازد نشانه می‌گیرد. انسانی که چنین ذهنیتی دارد، برای مثال مرتکب جرم و جنایت می‌شود و وقتی در زندان قرار گرفت از خداوند می‌خواهد او را از زندان نجات دهد یا درس نمی‌خواند و صبح تا شب دعا می‌کند که در امتحاناتش موفق باشد و خود هیچ‌ تلاش منطقی برای رسیدن به اهدافش انجام نمی‌دهد و در انتهای افکارش می‌گوید خدایا تو که خالق همه‌ چیز هستی و همه‌ چیز در دستان تو است این نعمت‌ها را به من بده؛ در حالی که این نوع دیدگاه به هیچ‌ وجه انسان را به اهدافش نخواهد رساند، چراکه خداوند همان روز اول تمام نعمت‌هایی که مورد نیاز من برای رسیدن به خواسته‌هایم بوده است را به من داده است تا من با اختیاری که دارم و با پذیرش مسئولیت حیات خودم خود را به بالاترین نقطه تکامل برسانم.

همچنین خداوند نعمت‌هایی در صور آشکار و صور پنهان به من داده است که در ابتدا من باید این نعمت‌ها را ببینم و بابت آن‌ها خدا را شاکر باشم و در ادامه از این نعمت‌ها استفاده کنم، سعی و تلاش خودم را داشته باشم و در کنارش توکل و درخواست از خداوند برای این‌که راه را برایم هموار کند هم داشته باشم؛ این‌که بنشینم و بدونِ حرکت و تلاش بخواهم که خداوند فرمانبردار من باشد و تمام مسائل من را حل کند و خودم از مسئولیت‌هایم فرار کنم و بگویم خدا هر کاری که من از او بخواهم برایم انجام می‌دهد هیچ‌گاه این اتفاق نخواهد افتاد. در حقیقت وادی چهارم مرزبندی مسئولیت‌های انسان و خداوند را مشخص می‌کند و به من می‌آموزد برای شناخت خداوند اول باید از دروازه خودم عبور کنم؛ یعنی اول باید خودم را بشناسم. این وادی به من می‌گوید انسان ذره‌ای از وجود خداوند است؛ پس اگر صفات انسان را بشناسم خداوند را هم خواهم شناخت. برای شناخت انسان باید به هر دو بخش وجود او توجه کرد؛ صور آشکار که جسم انسان است و قابل رؤیت و صور پنهان که قابل رؤيت نیستند و شاید تا به‌حال به آن‌ها فکر هم نکرده باشم و اگر هم فکر کرده باشم شاید هنوز به تعریف درستی از آن‌ها نرسیده باشم.

در روان‌شناسی توجهی به صور پنهان انسان نمی‌شود. آقای مهندس می‌گویند: شناخت صور پنهان انسان کمک شایانی به درمان بیماری‌های روانی و روان‌تنی خواهد کرد. صور آشکار انسان، هسته جسم و ۵ حس ظاهر است که قابل رؤیت هستند و صور پنهان که شامل نفس، روح، عقل و همچنین حس‌های خارج از جسم هستند که قابل رؤیت نیستند. ۵ حس‌ خارج از جسم با از کار افتادن حس‌های ظاهر به‌کار می‌افتند. این اتفاق را می‌توان در خواب تجربه کرد.

زمانی که در خواب حس‌‌های ظاهری از کار می‌افتند آنچه که ما با آن می‌بینیم، می‌شنویم، لمس می‌کنیم، می‌چشیم و می‌بوییم همه را با حس‌های خارج از جسم تجربه می‌کنیم. نفس هم جزء صور پنهان است که نه جسم است و نه روح، بلکه انسان را در ظاهر و باطن تعیین موجودیت می‌‌کند و فرشتگان در زمان مرگ نفس انسان را تحویل می‌گیرند نه روح او را. نفس ممکن است شیطانی یا الهی باشد؛ اما روح پاک بوده و پاک خواهد ماند و هیچ‌گاه شیطانی و فاسد نمی‌شود. در حقیقت نفس از صور پنهان انسان است که خواسته دارد و بسته به دانایی و خواسته‌هایش، انسان‌های مختلف، درجات متفاوتی از نفس را دارا هستند.

اگر اکثر خواسته‌های انسان غیرمعقول باشد و هیچ پشیمانی از انجام کارهای نامعقول نداشته باشد در درجه نفس اماره قرار دارد. اگر در انجام کارهای نامعقول احساس پشیمانی داشته باشد در درجه نفس لوامه قرار دارد؛ در صورتی‌که اکثر خواسته‌ها معقول باشد و هر چه که خواسته معقول دارد را اجرا کند در درجه نفس مطمئنه قرار می‌گیرد. وادی چهارم در مجموع برای من این پیام را در بر داشت که من در تفکراتم باید این مسئله را بدانم که باید کلیه مسئولیت‌های حیات خود را بپذیرم و آن را برعهده هیچ‌ کس حتی خداوند نگذارم و با این دیدگاه تمام تلاشم را برای انجام مسئولیت‌ها و رسیدن به اهدافم انجام دهم و در کنار تلاشم به خداوند هم توکل داشته باشم و از او کمک بخواهم که مسیر را برایم هموار کند و بدانم که در کنار حرکت و تلاش است که برکت و رحمت خداوند هم در زندگی من جاری خواهد شد.

نویسنده: راهنما همسفر فاطمه
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .