وقتی قلم به دست میگیرم تا دلنوشتهای که از جان و دل برایتان بنویسم احساس آرامش میکنم قبل از ورود به کنگره۶۰ من در دنیایی از تاریکی و ناامیدی غرق بودم و روز و شب خود را با انبوهی از غم، غصه و ترس سپری میکردم و همیشه از خداوند میخواستم یک راه نشانم دهد که از این تاریکی، از پیلهای که هزاران پیچ و خم داشت بیرون بیام و خداوند کنگره را جلوی راه من قرار داد. با ورود به کنگره، زندگی من و خود من جان دیگری گرفتیم.
در جلسات، اول نشستن روی صندلی برایم سخت بود؛ ولی حرفهای دلنشین و زیبای خانم محیا و لبخند همیشگی ایشان مرا جذب کرد چند جلسه آمدم و همین جلسات بود که من شروع کردم به جوانه زدن و نور امید در دلم روشن شد و کنگره شد جایگاه آرامش، جایی که جز مهر، محبت، صفا، یک رنگی، نظم، ترتیب و عشق خالصانه چیزی نمی دیدی انگار نور خدا در کنگره تابیده بود و تمام اعضا با عشق و محبت خدمت میکردند من به کنگره آمدم از آن تاریکی که مدام پشت سر من بود بیرون آمدم کم کم نور و روشنایی را لمس کردم و با چشمانم محبت واقعی را دیدم.
کنگره واقعاً بهشت است، بهشتی که در آن عدالت، عمل سالم و معرفت موج میزند من در کنگره جوانه زدم، رشد کردم و ساخته شدم. از آدمی که در دنیایی از تاریکی، ناامیدی و ترس بود بیرون آمدم و امروز با افتخار میگویم من کنگرهای هستم. اگر بخواهم از تجربه خود بگویم به محض ورود به سفر دوم به من پیشنهاد کاری شد بعد سالها من شاغل شدم و اینکه با افتخار به همکارانم گفتم من کنگره۶۰ میروم جاییکه در آن آرامش به من برگشت، زندگیام رنگ و بوی تازهای گرفت و یاد گرفتم که در زندگی گذشت و بخشش بزرگترین درس است، چیزی که سالها آن را فراموش کرده بودم.
کنگره به من یاد داد که که اگر بخواهی تغییر کنی اول باید از خودت شروع کنی. تغییر، تبدیل و ترخیص برایم اتفاق افتاد کنگره من را وارد دنیایی متفاوت کرد، دنیایی که در آن توانستم از داشتههایم لذت ببرم و شادیهایم را با فرزندانم تقسیم کنم کنگره یک هدیه ناب، یک معجزه از طرف خداوند بود. امیدوارم بتوانم قدر این هدیه گران بها را بدانم و در کنگره ثابت قدم باشم و از راهنمایی راهنمای عزیزم، خانم محیا کمال تشکر و قدردانی دارم که در این سفر، درس زندگی کردن را به من آموخت تا من بتوانم در جهت سازندگی خود تلاش کنم. با تشکر از تمام خدمتگزاران کنگره۶۰ و تشکر ویژه از آقای مهندس بنیانگذار کنگره۶۰ که چه سختی های در این مسیر متحمل شدند تا من زینب امروز به صلح و آرامش برسم.
نویسنده: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
رابطه خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محیا(لژیون سوم)
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهره(لژیون پنجم) دبیر دوم سایت
نمایندگی همسفران کریمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
0