جلسه ششم از دور هفتم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی دلیجان به استادی راهنما همسفر زهره، نگهبانی همسفر فاطمه، دبیری همسفر زهرا با دستور جلسه «دخانیات (سیگار، قلیان، ویپ، پیپ، ناس)» روز چهارشنبه ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
وقتی وارد شعبه شما شدم یاد شعبه اصفهان افتادم که در ابتدا در اصفهان با نام «امین گلی» و به صورت یک خانه دو طبقه کوچک شروع به کار کرد و اکنون به سالنی بزرگ به نام «خواجو» تبدیل شده است. امروز نزدیک به 4 سال است که حدود 380 نفر از همسفران حضور دارند. امیدوارم شعبه شما نیز بزرگ شود، سرشار از انرژی و رهایی باشد و گسترش پیدا کند. انرژی مثبت شما را دیدم و بسیار خوشحالم از اینکه به کنگره وصل شدهاید.
در مورد دستور جلسه یک باور اشتباه در جامعه وجود دارد که قلیان و سیگار اعتیاد ندارند و بهراحتی مصرف میشوند. مردم از موادی مانند شیشه و هروئین میترسند، اما سیگار و قلیان را ناچیز میشمارند؛ درحالیکه سیگار حاوی نیکوتین و قطران است که مادهای بسیار سمی محسوب میشود. برای خوشبو شدن، مواد شیمیایی دیگری نیز به آن اضافه میکنند که همگی سمی هستند و مستقیم جذب ریه میشوند.
آقای مهندس همواره میفرمایند که برای پذیرش یک چیز بد، حتماً خوبی به آن نسبت میدهند. قلیانهای میوهای با طعمهای گوناگون مانند توتفرنگی، آناناس و موز دقیقاً با همین ترفند باعث جذب مصرفکننده میشوند؛ درحالیکه پشت این بوی خوش، فاجعهای از مواد سمی نهفته است. 10 پک سیگار، 5 درصد مجاری تنفسی را تنگتر میکند و آسیبهای برگشتناپذیری به ریه وارد میکند.
مسافر من پس از 3 سال رهایی از سیگار، هنگام مراجعه به پزشک به دلیل سرماخوردگی مشخص شد که ریههایش به شدت آسیب دیده است. پزشک گفت آسیب به مرور جبران میشود؛ ولی زمانبر است، زیرا مصرف بسیار زیاد و طولانی بوده است. سیگار علاوه بر ریه، به پوست نیز آسیب شدیدی میزند؛ پوست زرد و بیطراوت میشود. امروزه برخی خانمها با افتخار قلیان و سیگار میکشند؛ اما همزمان برای زیبایی پوست خود به پزشک مراجعه میکنند، غافل از اینکه همین سیگار بدترین آسیب را به پوستشان میزند.
من هرگز در طول مصرف مسافرم برای سیگار با او بحث نکردم. همواره در کنارش بودم و نیازش را درک میکردم. یادم میآید در سفری به قشم با وجود تحریمها، برای پیدا کردن سیگار مارک مورد نیازش بسیار تلاش کردم و حتی دعا میکردم سیگار پیدا شود، زیرا میدانستم نیاز واقعی اوست. این درک و عدم کنترل، زمینهساز بهترین سفر درمانی برای او شد.
پس از شروع سفر تمام سیگار و فندکهایش را روی میز گذاشت. ابتدا وسوسه شدم که آنها را پنهان کنم؛ اما بعد متوجه شدم که برای یک سفر درست، مسافر باید رها شود. آنها را سر جایش گذاشتم تا خودش تصمیم بگیرد. این رها کردن برای درمان ضروری بود.
امروز 9 سال است که مسافر من سیگار مصرف نمیکند. در ابتدا هیچ کس باور نمیکرد، حتی فامیل میگفتند حتماً پنهانی مصرف میکند، اما من اعتقاد کامل به کنگره داشتم. خاطره زیبایی دارم: روز رهایی سیگار، درختی در باغچه کاشتیم و به آن «درخت رهایی» گفتم. هر سال این درخت پربارتر و تنومندتر میشود و من هر بار با دیدن آن، شکرگزار رهایی مسافرم هستم.
دیشب مسافرم حساب کرد و گفت: نزدیک 9 سال است که رها شده و حدود 375 هزار نخ سیگار نکشیده است. ارزش ریالی آن فقط برای سیگار حدود 1 میلیارد تومان و با احتساب تریاک و شیره، حدود 3 تا 4 میلیارد تومان میشود؛ اما واقعیت این است که هرچه به کنگره کمک کنیم، به خودمان کمک کردهایم. ما مدیون کنگره هستیم و هیچوقت نباید حسابوکتاب کنیم. آنچه به دست آوردهایم با هیچ مادی قابل جبران نیست. امیدوارم همه کسانی که در دام سیگار، قلیان و مواد مخدر گرفتار شدهاند، راهشان به کنگره باز شود و به رهایی برسند.

مرزبان کشیک: همسفر مریم
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر پریسا (لژیون اول)
تایپیست: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دلیجان
- تعداد بازدید از این مطلب :
58