ششمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر امید، نگهبانی مسافر حیدررضا و دبیری مسافر محمود با دستورجلسه «آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی» شنبه ۱۶خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد
سخنان استاد:
سلام دوستان امید هستم یک مسافر؛ از ایجنت محترم آقا اردلان، گروه محترم مرزبانی و همچنین راهنمای بزرگوارم آقا ابراهیم که این فرصت را به من دادند تا این جایگاه را تجربه کنم و آموزش بگیرم، تشکر میکنم. دستور جلسه در خصوص آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی است. نکتهای که من خیلی زیاد با آن در کنگره روبرو شدهام، این است که وقتی ما در برابر یک مفهوم یا موضوعی قرار میگیریم در ابتدا مهم است که چطور به آن برسیم ولی چیزی که شاید مهمتر باشد، آن است که چطور در آن شرایط پایدار بمانیم. اکثر افرادی که مصرف کننده بودند این را تجربه کردند که روزی میخواستیم یک جا مصرف خودمان را قطع کنیم یا از شنبهای دیگر سیگار نکشیم! برای یک دورهای نتوانستیم در تصمیممان پایدار باشیم و نتوانستیم آن را کاربردی کنیم ولی موضوعات و مفاهیمی که در کنگره وجود دارد باعث میشود این موضوع به بهترین شکل به دست آید و برای ما پایدار بماند. این خیلی موضوع سختی است که ما یک موضوع را بتوانیم پایدار و کاربردی ادامه دهیم و حفظش کنیم.
یک موردی که همیشه، به خصوص در اوایل سفر در ذهنم میچرخید این بود که خیلی از بزرگترهای کنگره که صحبت میکردند و از شرایطشان میگفتند، از دوران تاریکیها که در چه شرایطی بودند و چه اتفاقاتی برایشان افتاده است و چه سختیهایی کشیدند، وقتی میدیدمشان که حالا تبدیل به چه افرادی شدند یک چیزی در ذهنم میآمد که شاید این، شرایط این آدم بوده که چنین اتفاقاتی برایش افتاده است. اگر او الان حالش خوب است با من فرق دارد چون او در یک سن دیگری و خانواده دیگری بوده است و من به شکل دیگری دارم سفرم را انجام میدهم. در صورتی که خودم هم میدانم که این، یک حربه نیروهای منفی است تا آموزش پذیری را از من بگیرند. یعنی یک راه نیروهای منفی این است که به آدم این فکر را القا کنند که شرایط تو خاص است، شرایط تو با بقیه فرق دارد و این اتفاقاتی که برای تو افتاده با دیگران متفاوت است.

موضوع دیگری که در کنگره هست و میشود از معجزات کنگره نام برده شود این است که شرایط کنگره برای کسی استثنا نیست. یعنی کسی که حالش بد است در هر شرایطی باشد، وقتی که وارد کنگره میشود هیچ استثنایی با بقیه مسافران ندارد و ما به صحبتهای مهندس دژاکام گوش میکنیم هیچ جا ندیدیم که بگویند که کنگره برای فلان آدمها مناسب است. من وقتی وارد کنگره میشوم، هرچقدر حالم بدتر باشد و هر چقدر از عمق تاریکیهای بیشتری بیایم باید فرمانبردارتر باشم و سعی کنم آموزشهای بیشتری را جذب کنم و تشنه آموزش بیشتری باشم. این مسیری که برای همه ما مهیا شده است، میتواند ما را نجات دهد و حال بد ما را به حال خوب تغییر بدهد. همه ما قبل از ورود به کنگره، شاید خیلی فرصتها را از دست داده باشیم. خیلی از جایگاهها را از دست دادیم. یک سری از موقعیتها دیگر برایمان قابل برگشت نیست ولی زندگی و دنیا به این صورت است که به تو فرصت جبران همه چیز را نمیدهد، دسترسی ما به یک سری امکانات قطع میشود. وقتی با خودم فکر میکنم که اگر کنگره نبود چه کسی میتوانست به من جایگاهی یا فرصتی را بدهد که من خیلی از مسائل را برای خودم مجددا بازتولید کنم و دوباره بتوانم برای خودم روایت کنم و تواناییهایی که داشتم را بتوانم ارتقا بدهم؟ من خیلی چیزها را از دست داده بودم و اگر وارد کنگره نمیشدم نمیدانستم باید با مشکلاتم چهکار کنم؟ با تخریبهایی که برای خودم و دیگران به وجود آوردم باید چهکار میکردم و الان که کنگره دوباره این فرصت را به من داده است، همه اینها میتواند بازتولید شود. من در ذهنم کنگره را مثل یک درخت تنومند و قدرتمند میبینم که به من یک سری طناب داده است که خودم را به این درخت متصل کنم. حالا من در این موقعیت قرار میگیرم که با این طنابها خودم را به این درخت قدرتمند وصل کنم ولی گاهی دارم میبینم که یک طوفان میآید و من این طوفان را با چشم خودم میبینم که از دوردست دارد به من میرسد، بعد با دست خودم میآیم بعضی از گرههای این طنابها را باز میکنم، مثل اینکه من در طول سفرم دیر به جلسه میرسم، سیدیهایم را درست نمینویسم، فرمانبردار نیستم و این موارد هر کدام مثل این میماند که این طنابها را دارم شل میکنم و از آن درخت قدرتمند باز میکنم، بعد که طوفان میرسد من را با خود میبرد. خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر حیدررضا
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
21