English Version
This Site Is Available In English

ادب؛ کلید آرامش و ارتباط مؤثر

ادب؛ کلید آرامش و ارتباط مؤثر

سلام دوستان. فرزاد هستم، یک مسافر
دستور جلسه این هفته: آداب معاشرت (ادب و بی‌ادبی)
کلمه «ادب» با حرف «الف» آغاز می‌شود که می‌توان آن را به معنای آموزش، آسایش، آرامش و احترام به دیگران دانست.
حرف دوم «ادب»، «دال» است که می‌توان آن را نماد دانش، علم، دلجویی از دردمندان، تلاش برای رهایی انسان‌ها از دردهایشان و برداشتن گامی در مسیر رسیدن به قدرت مطلق قلمداد کرد.
حرف سوم «ادب»، «ب» است که می‌توان آن را به معنای بخشش، بزرگوار بودن، ندیدن عیب و ایراد دیگران و توجه به نکات مثبت و خوبی‌های آنان دانست.
زمانی که در کنگره سفر می‌کنم، هر آنچه مشاهده می‌کنم در جهت خیر، نیکی و سعادت انسان‌هاست. تمامی افراد تلاش می‌کنند تا دردی را از کسی بکاهند و به جای آن، آرامش و جهانی به دور از ترس و دلهره را به او هدیه کنند.
همچنین شاهد محبت کردنِ اعضای کنگره، بدون هیچ‌گونه چشم‌داشت و توقعی هستم؛ محبتی که نتیجه آن، شکل‌گیری شهری سرشار از سازندگی، رشد، پیشرفت و تعالی است. آثار این نگرش را نه‌تنها در زندگی شخصی افراد، بلکه در زندگی اطرافیان آنان نیز می‌توان مشاهده کرد.
پس به‌طور خلاصه، تمامی مفاهیمی که در سطرهای بالا بیان شد، می‌تواند تعریفی از آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی، ارزش‌ها و ضد‌ارزش‌ها باشد.
ممنون از همه دوستانی که توجه فرمودند.


سلام دوستان. مظاهر هستم، یک مسافر
با عرض سلام و خسته‌نباشید خدمت راهنمای عزیزم، آقای حامد، و همچنین سلام و خسته‌نباشید خدمت تمامی مسافران.
در رابطه با موضوع «آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی»، ابتدا باید بدانم که آداب معاشرت به چه معناست. کلمه «آداب» جمعِ «ادب» است و به معنای اخلاق و رفتار پسندیده می‌باشد. «معاشرت» نیز به معنای ارتباط، گفت‌وگو و تعامل با دیگران است. در مجموع، آداب معاشرت به معنای روش صحیح صحبت کردن و مجموعه‌ای از رفتارها و برخوردهای اجتماعی افراد با یکدیگر است.
یکی از اصول مهم آداب معاشرت این است که نسبت به دیگران حسن‌نیت داشته باشم و با دیگران همان‌گونه رفتار کنم که انتظار دارم با من رفتار شود؛ حتی اگر فردی تازه‌وارد باشد، زیرا من هم روزی تازه‌وارد بودم.
در مورد ادب و بی‌ادبی نیز می‌خواهم بگویم که همواره می‌بایست باادب باشم. برای مثال، در یک بحث و گفت‌وگو، چه در محیط کار، چه در دانشگاه، چه در جامعه و یا هر جای دیگر، اگر برای رد یک موضوع پاسخی ندارم، یا اگر آن موضوع با سلیقه و درکِ من مطابقت ندارد، در آن لحظه آن را بپذیرم و سکوت کنم.
هرچند رعایت ادب در زمانی که بحث‌ها بالا گرفته و شرایط متشنج شده است، کار آسانی نیست، اما تلاش کنم در زمانی که دیگران به اندازه کافی باادب نیستند، حداقل من باادب‌تر از آن‌ها باشم، نه بی‌ادب‌تر.
این موضوع یادآور سخن زیبای لقمان حکیم است که فرمود: «ادب را از که آموختی؟ گفت: از بی‌ادبان.»
ممنون از توجه شما.


سلام دوستان. روح‌لله هستم، یک مسافر
سلام بر همگی
آداب معاشرت، ادب و بی‌ادبی
من اگر برای خود ارزش قائل نباشم، نباید از هیچ‌کس انتظار احترام داشته باشم.
در زمان مصرف، از زمین و زمان گله داشتم و فقط تصور می‌کردم که من خوب هستم و به قولی کارم درست است و دیگران درباره من اشتباه فکر می‌کنند؛ در حالی که نمی‌دانستم در عمق تاریکی قرار دارم.
وقتی وارد کنگره شدم، با آموزش‌هایی که دریافت کردم و با بالا بردن سطح جهان‌بینی و دانایی خود، آداب معاشرت و نحوه برقراری ارتباط صحیح با خانواده و جامعه را آموختم و ذره‌ذره به درمان و دانایی نزدیک شدم.
زمانی که در ریل کنگره قرار می‌گیرم، فضای کنگره ناخودآگاه تأثیر مثبتی بر من می‌گذارد. می‌بینم که همه با ادب، احترام و محبت با من برخورد می‌کنند. پس چرا من با بی‌ادبی و بی‌احترامی، در ابتدا حال خودم و سپس حال دیگران را خراب کنم؟
یکی از نشانه‌های ادب، گوش دادن فعال هنگام صحبت دیگران است. برای مثال، نپریدن وسط صحبت راهنما و گوش دادن با دقت به سخنان ایشان، احترام بزرگی به راهنمایم محسوب می‌شود.
نکته مهم این است که احترام، نه به ثروت است و نه به تحصیلات بالا؛ بلکه به نوع رفتار، گفتار و کردار انسان بستگی دارد. اگر در گفتار و رفتار خود تعادل لازم را نداشته باشم و با الفاظ ناشایست موجب رنجش دیگران و اطرافیان خود شوم، قطعا از مسیر ادب فاصله می‌گیرم.
انسان‌ باادب از تعادل نسبی برخوردار است و معمولاً با بی‌ادبی و رفتارهای ناپسند میانه خوبی ندارد. باادب بودن باعث می‌شود انسان از نظر روحی و روانی آرامش بیشتری داشته باشد و این آرامش را در زندگی خود و اطرافیانش نیز جاری کند.
با تشکر

تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا- ل ۱۲

«مسافرانِ‌نمایندگی پروین‌اعتصامیِ‌اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .