English Version
This Site Is Available In English

رعایت ادب نشانه شخصیت و بلوغ فکری انسان است

رعایت ادب نشانه شخصیت و بلوغ فکری انسان است

جلسه هشتم از دوره چهل و نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی مسافران و همسفران کنگره 60 نمایندگی کوروش آذرپور به استادی راهنمای محترم مسافر محسن، نگهبانی مسافر تقی و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه "آداب معاشرت ادب، بی ادبی، تعادل و بی تعادلی" شنبه 16 خرداد 1405 ساعت 16/30 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر، ابتدا خداوند را شاکرم که این فرصت را در اختیارم قرار داد تا در این جایگاه خدمت کنم و از شما دوستان آموزش‌ بگیرم، در کنگره ۶۰، مثلث درمان از سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی تشکیل شده است و با دارو، جسم به درمان و تعادل می‌رسد و در پی آن، روان نیز آرامش نسبی پیدا می‌کند، جهان‌بینی به علم و صور پنهان مربوط است و دستور جلسه این هفته نیز دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد.
اگر در صور پنهان خود به تعادل نرسیده باشیم در رفتار و معاشرت ما نیز این عدم تعادل نمایان خواهد شد. ممکن است فردی در ظاهر بسیار مؤدب و خوش ‌برخورد باشد، اما پس از جدا شدن از شخصی، در ذهن یا زبان خود او را مورد قضاوت قرار دهد، این همان فاصله میان صور آشکار و صور پنهان است که نتیجه اعمال و افکار ضد ارزشی گذشته است.
برای رسیدن به تعادل در جهان‌بینی، نیازمند آموزش، حضور مستمر و کسب دانایی هستیم. زمانی که به دانایی نسبی برسیم، نه‌ تنها پشت سر دیگران سخن نادرست نمی‌گوییم، بلکه حتی چنین افکاری نیز در ذهن ما شکل نمی‌گیرد، در واقع، هدف این سفر عبور از خوی وحشی و حرکت به سوی انسانیت و انسان‌اندیشی است.


کنگره ۶۰ محیطی برای آموزش و تمرین است تا بتوانیم در جامعه به‌درستی زندگی کنیم. جایگاه‌های خدمتی نیز آزمونی برای سنجش عدالت، تعادل و جهان‌ بینی ما هستند، اگر فردی در جایگاه خدمت، تحت تأثیر روابط شخصی قرار بگیرد و عدالت را رعایت نکند، در حقیقت از مسیر درست فاصله گرفته است.
سال‌ها پیش سخنی ازآقای مهندس دژاکام شنیدم که فرمودند: «نقش دیکتاتور کوچولو را بازی نکنید.» این جمله تأثیر عمیقی بر من گذاشت و باعث شد از همان زمان تلاش کنم رفتار و عملکرد خود را اصلاح کنم. هدف همه ما این است که پله‌پله از خودمحوری و خوی وحشی فاصله بگیریم و به انسانیت نزدیک‌تر شویم.


در ادامه نیز تولد یک سال رهایی علی عزیز را صمیمانه تبریک می‌گویم. علی در مسیر درمان و سفر خود نشان داده است که به‌خوبی در جهت عبور از خوی وحشی و حرکت به سمت انسانیت گام برداشته است. جمله معروف او که «هیچ اتفاقی، اتفاقی نیست» امروز بیش از هر زمان دیگری برایش مصداق دارد، امیدوارم علی و همه ما در این مسیر الهی ثابت‌قدم و موفق باشیم.

 

"در ادامه جشن یک سال رهایی مسافر علی از لژیون نهم"

اعلام سفر مسافر علی:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر آخرین آنتی ایکس انواع محک،11 ماه و 5 روز سفر کردم به روش دی اس تی، با داروی اوتی به راهنمایی راهنمای محترم آقا محسن از لژیون نوزدهم، رهایی از مواد 1 سال و 6 ماه

آرزوی مسافر علی:

آرزوی من این است که آرزوهای همه شما به خاطره تبدیل شود 

خلاصه سخنان مسافر علی:

سلام دوستان علی هستم یک مسافر، خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفته‌ام و در کنار دوستان خوبی چون شما هستم. شاید برای برخی عجیب باشد، اما خدا را شکر می‌کنم که روزی گرفتار اعتیاد شدم؛ زیرا همین اعتیاد باعث شد به کنگره ۶۰ و مسیر انسان‌سازی آن وصل شوم.

از راهنمای سفر اولم، آقای محسن لشکری، از آقای حسین برجسته، آقای مرتضی فراهانی، همسفر عزیزم، خواهرم و همه عزیزانی که در این مسیر همراه من بودند، صمیمانه سپاسگزارم. خواهرم برای من یک جواهر واقعی است؛ کسی که در سخت‌ترین روزهای زندگی کنارم ایستاد، حتی زمانی که خودم نیز خودم را دوست نداشتم. همچنین از دوستان قدیمی‌ام، علی و سعید تشکر می‌کنم؛ رفیق واقعی کسی است که هم در روزهای مصرف و هم در روزهای رهایی کنار انسان بماند.

سال‌ها مصرف‌کننده بودم و همیشه می‌خواستم انتهای این مسیر را ببینم. مصرف تفننی به تدریج به مصرف سنگین تبدیل شد و کار به جایی رسید که زندگی‌ام کاملاً تحت تأثیر مواد قرار گرفت. توهم‌ها، حال بد، انزوا و دور شدن از خانواده بخشی از واقعیت زندگی من شده بود. روزهایی را تجربه کردم که دیگر خود واقعی‌ام را گم کرده بودم.با حالی بسیار نامناسب وارد کنگره ۶۰ شدم. در ابتدا بسیاری از آموزش‌ها را درک نمی‌کردم و حتی با خودم می‌گفتم اگر حالم خوب نشود، مواد که همیشه هست. اما به مرور فهمیدم تمام مسیر گذشته‌ام اشتباه بوده و باید راه دیگری را انتخاب کنم.

کنگره ۶۰ به من آموخت که درمان فقط قطع مصرف نیست؛ بلکه بازگشت به زندگی است. به من یاد داد چگونه زندگی کنم، چگونه فکر کنم و چگونه با خود واقعی‌ام روبه‌رو شوم. به کمک آموزش‌ها و روش درمانی کنگره، معنای واقعی آرامش، امید و زندگی را درک کردم. پیام من به سفر اولی‌ها این است که اگر تاریکی‌ها، ترس‌ها و سختی‌های زیادی را تجربه کرده‌اند، بدانند که بسیاری از سفر دومی‌ها نیز همین مسیر را پشت سر گذاشته‌اند. این راه، راهی آزموده‌شده و روشن است.

امروز با تمام وجود می‌گویم که کنگره به من زندگی دوباره بخشید و معنای واقعی زندگی را به من آموخت. از همه شما که به صحبت‌های من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر مسافر علی:

سلام دوستان زهره هستم یک همسفر، خداوند را بسیار شاکرم که امروز توفیق حضور در این جایگاه را دارم. پس از چند ماه، دوباره در شعبه روز شنبه حضور پیدا کردم و از گروه مرزبانی نیز سپاسگزارم که این فرصت را در اختیارم قرار دادند.

ابتدا این تولد را به جناب مهندس، آقای محسن لشکری، مسافر عزیز علی‌آقا، همسفران گرامی خانم فاطمه و ساینای عزیز، و همچنین راهنمای محترم ایشان، خانم رقیه، تبریک عرض می‌کنم و بهترین‌ها را برایشان آرزو دارم. خانم فاطمه که بسیاری ایشان را با نام «فاطمه حسن» می‌شناسند.

در سال ۱۳۹۵ وارد شعبه کوروش آذرپور شدند. زمانی که من در سال ۱۳۹۸ وارد این شعبه شدم، افتخار داشتیم خواهر لژیونی باشیم. یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های ایشان، رعایت دقیق حرمت‌های کنگره بود. با وجود پیوند محبت عمیقی که میان ما وجود داشت، هرگز ارتباطی خارج از چارچوب کنگره نداشتیم و همین حفظ حرمت‌ها باعث شد امروز هر دو در جایگاه خدمت قرار بگیریم.

در سال ۱۴۰۰ افتخار راهنمایی پیدا کردم و خانم فاطمه نیز به لژیون من آمدند. در آن زمان هنوز مسافری نداشتند و سال‌ها با صبوری و استقامت مسیر همسفری را ادامه دادند تا اینکه سرانجام در سال ۱۴۰۲ برادرشان وارد سفر شدند. حضور ایشان در زندگی خانم فاطمه مانند نسیمی دلنشین پس از روزهای گرم و طاقت‌فرسا بود. شور و امیدی که در چشمان ایشان دیدم، برایم بسیار ارزشمند و به‌یادماندنی است.

سال ۱۴۰۳ به رهایی رسیدند و توانستند جایگاه‌های خدمتی را تجربه کنند. همچنین سفر ویلیام را پشت سر گذاشتند و عضو لژیون سردار شدند. سال گذشته نیز توسط برادرشان سورپرایز شدند که نشان‌دهنده تأثیر آموزش‌های زیبای کنگره در خانواده ایشان بود.

دو ویژگی مهم خانم فاطمه، عشق و هدفمندی است. سال‌ها بدون حضور مسافر اول، عاشقانه در مسیر باقی ماندند، خدمت کردند و هرگز از هدف خود دست نکشیدند. عشقی که در ابتدا با رنج‌ها و سختی‌ها آمیخته بود، به‌واسطه آموزش‌های کنگره به عشقی خالص و آگاهانه تبدیل شد.

ویژگی دیگر ایشان فرمانبرداری و هدفمندی است. همواره در لژیون نمونه بودند و با تفکر، حرکت و برنامه‌ریزی توانستند به جایگاه‌های ارزشمند امروز دست یابند. به باور من، جایگاه‌ها سند تلاش انسان‌ها هستند و رسیدن به آن‌ها نتیجه سال‌ها کوشش و پایبندی به اصول است.

خانم فاطمه نقش خود را در خانواده به‌درستی ایفا کردند؛ به‌گونه‌ای که برادرشان به سفر ترغیب شد و ساینای عزیز نیز با تأثیر از همین آموزش‌ها عضو لژیون سردار شده است. این موفقیت‌ها حاصل آموزش‌هایی است که ایشان آموختند و در زندگی خود به اجرا درآوردند. اطمینان دارم روزی زیباترین لحظه‌ها را در کنار مسافر اول خود نیز تجربه خواهند کرد. برای ایشان و خانواده محترمشان بهترین‌ها را آرزو می‌کنم. از سکوت دلنشین و توجه شما سپاسگزارم.

خلاصه سخنان همسفر مسافر علی:

سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر، یادم هست هفته‌ی پیش که گفتند شنبه تولد علی است، قلبم از شدت هیجان در سینه می‌تپید. با خودم می‌گفتم گنجایش این همه احساس را ندارم و شاید از همان لحظه‌ی اول تا پایان اشک بریزم. اما امروز خوشحالم که توانستم احساساتم را مدیریت کنم و در کنار شما باشم.

خوشبختم که در دوره‌ای زندگی می‌کنم که خداوند آقای مهندس را در مسیر زندگی‌ام قرار داد. از صمیم قلب از خانم زهره عزیز، آقای محسن لشکری، آقای حسین برجسته، راهنمای عزیزم خانم رقیه و راهنمای ویلیام، آقای رضوی، سپاسگزارم.

امروز از همه‌ی هستی تشکر می‌کنم و از قلب‌های مهربان شما می‌خواهم انرژی و عشق خود را به قلب همسرم حسن بفرستید. و من همچنان مسافر... این نسخه هم حس قدردانی و شور احساسی متن اصلی را حفظ کرده و هم برای اجرا در جمع روان‌تر و منسجم‌تر شده است.

مرزبان کشیک: مسافر حسین

تنظیم و ویراستار: مسافر رضا از لژیون چهاردهم

تایپ:  مسافرعلیرضا از لژیون هفدهم

مسافران و همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .