English Version
This Site Is Available In English

ادب داشتن آن‌قدر که ما فکر می‌کنیم سخت و پیچیده نیست

ادب داشتن آن‌قدر که ما فکر می‌کنیم سخت و پیچیده نیست

تعادل و بی‌تعادلی موضوع خیلی مهمی است. تعادل یعنی همه چیز سر جای خودش پایدار باشد. بی‌تعادلی مربوط به تمام انسان‌ها‌ است و به قشر خاصی اختصاص ندارد؛ کسی‌که تعادل ندارد باعث رنج و آزار اطرافیان می‌شود. کسی‌که ادب دارد، تعادل هم دارد؛ اما انسان بی‌تعادل، بی‌ادب است.

ادب و بی‌ادبی در حیطه رفتار انسان است که خود می‌تواند در بروز هر کدام نقش بسزایی داشته باشد. انسان در زندگی و در هر کاری باید همیشه تعادل را برقرار نماید، زیرا تعادل به‌ معنای پایداری می‌باشد؛ یعنی هر چیزی در جای خود قرار بگیرد. انسانی‌که بی‌تعادل باشد همیشه به خود و دیگران آسیب می‌رساند؛ مانند شخص مصرف‌کننده‌ای که با مصرف بی‌رویه بدن خود را از تعادل طبیعی خارج کرده و به بی‌تعادلی کامل رسانده است؛ او هم به خودش و هم به اطرافیان آسیب می‌رساند.

بی‌تعادلی فقط مخصوص اشخاص مصرف‌کننده نیست؛ چه‌ بسا انسان‌هایی در درجه بالایی از تحصیلات و دانش باشند؛ ولی در تعادل نباشند و با رفتارشان باعث رنجش و ناراحتی دیگران بشوند یا در مرتبه بالای مالی در جامعه باشند؛ ولی از ادب و آداب معاشرت برخوردار نباشند باعث می‌شود در مرحله نفس حیوانی قرار بگیرند. انسان در هر جایگاه و هر مرتبه‌ای قرار دارد باید تعادل را برقرار کند؛ حتی در غذا خوردن که شاید به کسی ضرر نرساند؛ ولی اگر تعادل نداشته باشد و غذای زیاد بخورد باعث چاقی و بیماری در خود فرد می‌شود.

ادب داشتن آن‌قدر که ما فکر می‌کنیم سخت و پیچیده نیست. ما باید بتوانیم گاهی سکوت کنیم و به کارهای اطرافیان‌ نظاره‌گر باشیم و با یک لبخند از روی عادت، دلی را که شکسته و نالان است خوشحال کنیم. چیزی که من همسفر در کنگره۶۰ آموختم این است که کسی ناظر اعمال من نیست؛ ولیکن من انسانی زندگی کردن را ترجیح می‌دهم و این نشان‌دهنده هنر یک انسان است. مؤدب‌ترین افراد کسانی نیستند که همیشه زیبا حرف می‌زنند؛ بلکه آن‌هایی هستند که زیباترین سکوت‌ها را می‌فهمند‌. آقای مهندس می‌فرمایند: « هم خودتان زندگی کنید و هم اجازه دهید که دیگران زندگی کنند ».

در مورد ارتباط با خدا نیز هرچه شناخت ما نسبت به خداوند، جایگاه او و خودمان بیشتر باشد، ارتباطمان با او مناسب‌تر خواهد بود. ارتباط با خومان به میزان شناخت ما از خویشتن بستگی دارد؛ این‌که بدانیم چه کسی هستیم، نیروهای درونی‌مان کدامند و چه هدفی در زندگی داریم! به بیان دیگر، پاسخ به این سؤالات که من از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود؟ نشان‌دهنده کیفیت ارتباط ما با خودمان است. ارتباط با دیگران نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر بخواهیم رشد کنیم، از نفس‌اماره فاصله بگیریم و به سمت نفس مطمئنه حرکت کنیم، معاشرت و ارتباط با دیگران بستر مناسبی برای این تحول است.

تعامل با دیگران باید از روی محبت باشد؛ زیرا اگر ارتباطی با دیگران نداشته باشیم مفاهیمی چون بخشش و محبت، معنای خود را از دست می‌دهند. یکی از بدترین این ضدارزش‌ها که نشان بی‌ادبی و بی‌تعادلی در انسان است و می‌تواند موجب از بین رفتن بسیاری از روابط صحیح و قانونمند در بین انسان‌ها شود، نشناختن زمان است و انجام این ارزش مهم در زندگی، نشان سلامت روان و تربیت درست ما است. وقت نشناسی یکی از بارزترین و بی‌ادبانه‌ترین کارهایی است که ارتباط مستقیم با روابط انسانی و قوانین بین انسان‌ها دارد.

در پایان رعایت تک‌تک قوانین آداب معاشرت موجب نجات یک انسان و دیگر افراد جامعه خواهد شد؛ البته باید دانست و به این نکته مهم باید توجه داشت که هیچ انسانی بد نیست و اگر بدی وجود دارد از عدم آگاهی است؛ پس برای حرکت به سمت تعادل و پایداری باید دانایی و آگاهی خود را بالا برده و با تزکیه و پالایش، جهل را از خود دور کنیم و بدانیم ریشه تمامی اشتباهات در نادانی و نیازمندی به آموزش است.

منبع: سایت کنگره۶۰
نویسنده: همسفر الهه رهجوی راهنما همسفر نسرین (لژیون دهم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابن‌سینا

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .