آقای مهندس دژاکام با انگیزهای که داشتند توانستند، خودشان را از بند این اهریمن نجات دهند و همچنین باعث نجات انسانهای زیادی از این بند شدند. خدا را شاکر هستم به خاطر این نعمت بزرگ یعنی کنگره۶۰، که برای آسایش و رفاه حال همه ما بنا شده است.
نمیدانم از کجا برای شما بگویم از دل پر دردم یا از این زندگی که سراسر تنش و اضطراب است. روز اول که کنگره را به ما معرفی کردند خیلی خوشحال بودم؛ چون واقعاً مسافرم سروقت کلاسها را شرکت میکرد، خیلی منظم و مرتب به کنگره میآمد، من هم پابهپا با مسافرم مرتب و منظم گوش به فرمان کنگره بودم. طوری که همه اطرافیان تعجب کرده بودند از این همه تغییر مسافرم؛ اما بعد از گذشت ۶ ماه کمکم مسافرم برگشت خورد دیگر مثل قبل نبود من را هم نمیگذاشت که به کنگره بیایم. بعد از گذشت ۴سال دوباره راه مسافرم به کنگره باز شد؛ اما باز هم چند ماه خوب سفر کرد و دوباره برگشت خورد حتی چند سری هم کمپهای متعدد رفت، هیچ فایدهای که نداشت بدتر هم میشد.
وقتی به بیماری اعتیاد فکر میکنم میبینم، که هنوز من اطلاع چندانی نسبت به این موضوع ندارم همیشه از خداوند گله داشتم که چرا من؟ کدام گناه باعث شده که من چنین زندگی داشته باشم؟ همیشه عصبانی بودم نمیتوانستم با فرزندان درست رفتار کنم؛ اما زمانیکه خودم به کنگره میآیم و این همه عشق و محبت را بین اعضا کنگره میبینم، واقعاً انرژی میگیرم و یک آرامش خاصی به من دست میدهد؛ اما به هر حال با اینکه مسافرم هنوز در تاریکی قرار دارد، من همچنان امیدوارم بلاخره یک روزی این آزادی نصیب ما هم میشود.
از اینجا دستان پر مهر جناب مهندس را میبوسم، که بنیان کنگره۶۰ شدند تا انسانهایی که در تاریکی قرار دارند، روزی راه خودشان را پیدا کنند و به رهایی برسند.
نویسنده: همسفرالهام رهجوی راهنما همسفر اعظم(لژیون دوم)
رابطخبری: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر اعظم( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر لیلا( لژیون اول)نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دماوند
- تعداد بازدید از این مطلب :
28