استاد امین در این سیدی در مورد اسم اعظم صحبت کردند و فرمودند که در گذشته این نام را به عنوان چراغ جادگو میدانستند، به گونهای که یک موجودی از درون آن بیرون بیاید و تمام آرزوها را برآورده کند. آنرا مثل یک رمز میدانستند که اگر بدانی هر خواستهای دارید اتفاق میوفتد و شخص قدرت خاصی پیدا میکنند. در اصل اسم اعظم را یک رمز میدانستند و معتقد بودند اگر این رمز را پیدا کنند تمام خواستههایشان به حقیقت تبدیل میشود. اسم اعظم صفتی متعلق به خداوند و صفت اکبر به معنی والاترین و بالاترین است. اسم اعظم همان فرمان عقل است. اگر انسان به نقطهای برسد که هر چه عقل حکم میکند اجرا کند، یعنی به اسم اعظم رسیده است.
صفات خداوند در انسان نیز وجود دارد به همین دلیل تمام فرشتگان به جز شیطان به او سجده کردند. شیطان فکر میکرد چون از آتش و انسان از خاک آفریده شده است، برای همین دچار کبر شد و خود را بالاتر از انسان دانست. اکبر یک صفتی است که فقط مخصوص خداوند است. دلیل نقض فرمان انسان، کبر میباشد و برای انسان مثل یک بیماری قابل درمان است. انسان باید طی یک فرآیندی منیت و خودبرتربینی خود را کنار بگذارد. وقتیکه از این بندها رها شد و خود را پالایش کرد، از کبر جدا میشود و ذرهذره صفات خوب خداوند در او جایگزین میشود؛ یعنی در کل هر چهقدر انسانها صفات خوب خود را بیشتر کنند از کبر دورتر میشوند و به فرمان عقل میرسند.
گاهی کبر باعث میشود انسانها خودشان را بزرگتر از دیگران ببینند. به عنوان مثال در کنگره یک رهجو که به رهایی میرسد، در مسیر درمان کلی از بیماریهای او درمان میشود ولی نسبت به این موضوع بیتوجه است و برعکس چیزهای خیلی کوچک و ناچیز توجه او را جلب میکند؛ در صورتیکه باید تغییراتی که در او به وجود آمده را ببیند و شکرگزار باشد. اینها به این علت است که آن رهجو خود را بزرگتر از راهنما میداند و ناسپاس است. نمیخواهد که تشکر و قدردانی کند؛ بنابراین خود او دچار مشکل میشود و این همان مصداق بارز کبر و غرور است. وقتی یک چیزی را مفت بهدست میآوری، هزار تا عیب و ایراد روی آن میگذاری و قدر نمیدانی!
کسیکه کارتن خواب است، به کنگره میآید و درمان میشود؛ سپس با بالا رفتن آگاهی، او تبدیل به پهلوان میشود. کسیکه اضافهوزن داشته و الان به یک آدم سالم و خوشاندام تبدیل شده است. اینها همه مثالهای واقعی هستند که در کنگره رخ داده و ثابت شده است. همه این دستاوردها در پرتو متدDST و دانش جهانبینی اتفاق افتاده است. متدDST یک کلمه است، ولی خود واژه به تنهایی کاری انجام نمیدهد؛ بلکه با کاربردی کردن این متد برای ما نتیجهبخش میشود.
روشDST باید در جهان شناخته و سپس به کار گرفته شود. در اصل این واژه همان رمز است؛ ولی تنها با گفتن رمز کاری انجام نمیشود. به عنوان مثال در کاهشوزن فقط بگوییم ترازو یا تخممرغ، وزن کم نمیشود. این رمز باید یک بستر زمانی مناسب داشته باشد تا نتیجه درست بدهد؛ به اصطلاح باید رمز را درست وارد کنیم تا قفل باز شود.
منبع: سیدی اکبر (استاد امین)
نویسنده: مسافر ویلیام همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهناز (لژیون ویلیام)
ویراستاری و ارسال: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فرنگیس (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
20