جلسه ششم از دوره شصتوچهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ابنسینا به استادی همسفر منصوره، نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر نسرین با دستور جلسه (دخانیات «سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ») روز سهشنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
همانطور که میدانیم زمانیکه آقای مهندس اعتیادشان را درمان کردند، لژیونها برقرار بود، باز هم مصرف سیگار داشتند. همچنین مسافران در لژیون، سیگار مصرف میکردند تا اینکه آقای مهندس دچار سکته شدند و همین بیماری باعث شد تا بتوانند درمان سیگار خود را آغاز کنند. خوشبختانه بسیاری افراد با این روش در حال درمان هستند. اکنون همه ما از ضررهای سیگار و قلیان آگاه هستیم و میدانیم که چه آسیبهایی به جسم وارد میکنند. در صورآشکار، عمر را کوتاه میکنند، باعث انواع سرطانها میشوند، فشار خون را بالا میبرند، خطر سکته قلبی را افزایش میدهند، دندانها را خراب ، روی پوست صورت تأثیر منفی میگذارند و آسیبهای زیادی به جسم وارد میکنند.
علاوه بر آسیبهای جسمی، در صورپنهان نیز مشکل ایجاد میکنند. چون نیکوتین سیگار کم است، فردی که سیگار مصرف میکند مجبور است تقریباً هر ۲۰ تا ۳۰ دقیقه یکبار سیگار مصرف کند؛ زیرا اگر نیکوتین در بدنش کاهش پیدا کند، دچار عصبانیت، پرخاشگری و استرس میشود. اعتیاد فقط مصرف مواد نیست؛ هر چیزی که انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج کند و ذهن و جسم ما را دچار مشکل و درگیری کند در دایره اعتیاد قرار میگیرد. انواع دخانیات نیز نقش مخربی دارند و گاهی از مصرف مواد مخدر هم خطرناکتر هستند.
ویپ هم با ظاهر جذابش یا به عنوان یک تفریح، در ابتدا مورد استفاده قرار میگیرد. اما امروز میبینیم در کوچه و خیابان، فرقی نمیکند زن یا مرد، خیلی راحت از سیگار استفاده میکنند در حالی که ابتدا فقط به عنوان تفریح، شروع میشود، آرامآرام، جسم، روح و روان را به هم میریزد.اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، شاید در کل زندگیام مصرفم آنقدر زیاد نبوده؛ اما تمام فکر و ذهنم درگیرش شده بود. شروع آن از چند سال پیش و در دوران نوجوانی، همراه با برادرم بود به شکل شوخی و شیطنتهای بچگانه از سیگار پدر برمیداشتیم و کمی استفاده میکردیم.
من روشن کردن سیگار را خیلی دوست داشتم و حتی از خاکسترش هم میخوردم. این موضوع برای من هر چند سال یکبار تکرار میشد؛ انگار بعد از مدتی دوباره به سراغم میآمد و ذهنم را به سمت خودش میکشید. اما آقای مهندس میفروایند؛ اگر حتی یکبار در سال سیگار یا قلیان مصرف کنید و سال بعد دوباره همین کار را تکرار کنید، شما مصرفکننده هستید و باید وارد درمان شوید. گاهی آنقدر ذهنم درگیر میشد که شاید قبل از سفرم، حتی هنگام سیدی نوشتن، تصورش میکردم. این موضوع خیلی من را اذیت میکرد و همیشه ترس داشتم؛ بیشتر از این جهت که دوست داشتم فرزندانم به سمت آن نروند، همین ترس باعث شد هیچوقت مستقیم به سمتش نروم.
وقتی با همسفر سمیرا راهنمای خود صحبت کردم، ایشان گفتند که حتماً باید سفر کنم. من همیشه طفره میرفتم و یادم هست وقتی به شعبه میآمدم، خودم را از دید ایشان پنهان میکردم تا نگویند بیا سفر کن؛ چون اصلاً خودم را مصرفکننده نمیدانستم. اما وقتی سفر را شروع کردم، متوجه شدم که نیاز داشتم و این نیاز را همیشه در خودم سرکوب میکردم. من مصرفکنندهای بودم که صورپنهانم خیلی درگیر این مسئله بود. خدا را شکر با سفرم خیلی از گرههای درونی من باز شد و زود عصبانی شدن و زود از کوره در رفتن من بهتر شد. آسیبی که این موضوع به جسم میزند، جسم را بیمار میکند. وقتی جسم بیمار شود، روان هم بیمار و بههمریخته میشود.
وقتی جسم و روان ما بههمریخته باشد، مثل یک بیمار میشویم. وقتی بیمار هستیم، اصلاً حوصله هیچ کاری نداریم؛ حتی حوصله نداریم به ظاهر یا خانه خودمان برسیم. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، زمانی که از نظر جسمی سالم هستیم، کیفیت زندگیمان کاملاً متفاوت است؛ اما وقتی بیمار هستیم، این تفاوت را بهوضوح احساس میکنیم. اینها تأثیراتی بود که سیگار روی من داشت. قبل از سفر، اخلاق بسیار بدی داشتم و خیلی زودرنج بودم. با کوچکترین حرفی که مسافرم به من میزد، سریع ناراحت میشدم. اگر میتوانستم همان لحظه جواب میدادم و اگر نمیتوانستم، سریع به لاک خودم میرفتم.
شاید دو سه روز یا حتی بیشتر خودم را در اتاق حبس میکردم، حتی غذا نمیخوردم و حتی برای آب بردن هم رویم نمیشد از اتاق بیرون بیایم. در واقع، خودم را بیشتر عذاب میدادم و رنج میکشیدم. اما خدا را شکر بعد از سفرم توانستم این گره را تا حدی حل کنم و یاد گرفتم اگر مشکلی پیش آمد، اگر میتوانم در همان لحظه صحبت کنم و دربارهاش حرف بزنم؛ اگر نمیتوانم، فعلاً آن را رها کنم. جسمم بیمار بود و فکر میکنم چون بیمار بودم، هرچقدر هم روی جهانبینی کار میکردم نمیتوانستم آن را بهدرستی جلو ببرم. خدا را شکر درمان شدم و حالا آگاهیام نسبت به خودم و دیدگاهم نسبت به خودم و اطرافیانم بیشتر شده است. در پایان میخواهم بگویم اگر همسفری مصرف دخانیات، بهویژه سیگار، دارد، حتماً سفر کند. سفر نیکوتین بسیار شیرین و پر از آموزش است. این حال خوب را از خودتان محروم نکنید و سفر ویلیام پر از عشق را شروع کنید.

مرزبانان کشیک: همسفر سمیرا و مسافر فرهاد
تایپیست: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر نورا (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر سمیرا
همسفران نمایندگی ابنسینا
- تعداد بازدید از این مطلب :
67