English Version
This Site Is Available In English

ما در کنگره ترک کردن را یاد نمی‌گیریم بلکه درمان می‌شویم

ما در کنگره ترک کردن را یاد نمی‌گیریم بلکه درمان می‌شویم

جلسه دهم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ شعبه دنا، ویژه مسافران، با استادی مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسه «سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ» در تاریخ سه‌شنبه ۱۲ خرداد ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر. ابتدا از ایجنت محترم شعبه، لژیون مرزبانی و نگهبان جلسه، کمال تشکر را دارم که اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم، برای آموزش گرفتن و خدمت کردن.

در خصوص دستور جلسه، وقتی انسان به جهان‌بینی آقای مهندس و نگاه کنگره به علم و درمان دقت می‌کند، واقعاً هر بار برای آدم تازگی دارد و باعث شوق می‌شود. چیزی که برای من خیلی جالب بود این‌که در کنگره، مطالب فقط کلیشه‌ای و تکراری نیستند؛ یعنی صرفاً گفته نمی‌شود دخانیات ضرر دارد یا مصرفش آسیب‌زا است، بلکه با نگاه علمی، به‌روز و کاربردی درباره‌ آن صحبت می‌شود و آموزش داده می‌شود.

در کتاب ۱۴ مقاله، آن مقاله‌ای هم که آقای مهندس در مورد سیگار نوشته‌اند، برای من خیلی قابل تأمل بود. در این مقاله، ایشان هم خاطرات خودشان را از دوران مصرف سیگار بیان می‌کنند و هم توضیح می‌دهند که چطور به این نتیجه رسیدند که باید مصرف سیگار درمان بشود، نه این‌که فقط به شکل سطحی و شعاری با آن برخورد شود.

یکی از بخش‌هایی که برای من خیلی جالب بود این بود که در کنگره، ورزش و سیگار در کنار هم قرار گرفته بود و آقای مهندس هم به این موضوع اشاره می‌کنند. از نگاه من، این نشان می‌دهد که حتی در دوره‌ای که هنوز آگاهی کامل شکل نگرفته بود، باز هم این موضوع یک نقطه ضعف و یک بخش سیاه محسوب می‌شده است، نه یک حالت طبیعی و مطلوب.

نکته مهم‌تر برای من این بود که آقای مهندس می‌فرمایند: من به‌خاطر لذت بردن از سیگار، هیچ‌وقت واقعاً با آن مخالفت نمی‌کردم و دوست داشتم مصرف کنم؛ تا این‌که آن اتفاق برایشان افتاد و با کمک روش درمانی کنگره، یعنی روش جایگزین و تدریجی، توانستند مسیر قطع مصرف را شروع کنند. من قبلاً بارها تلاش کرده بودم سیگار را ترک کنم، اما هیچ‌کدام دوام نیاورد. آخرین باری که تصمیم گرفتم مصرف را قطع کنم، دختر کوچکم به من گفت: بابا، می‌شود سیگار نکشی؟ من دوست ندارم بمیری.

این جمله واقعاً مثل یک شوک بود. آن لحظه فهمیدم که حتی اگر تصور کنم دارم در حیاط یا دور از دیگران سیگار می‌کشم و به کسی خسارت نمی‌زنم، باز هم اصل ماجرا فقط خودم نیستم؛ بلکه بر خانواده و اطرافیان هم تاثیرگذار است.

با این حال، آن ترک هم دوام نیاورد. بعد از مدتی دوباره به مصرف برگشتم تا این‌که وارد کنگره شدم. در این مکان برای من یک نکته خیلی مهم روشن شد: در کنگره، ما ترک کردن را یاد نمی‌گیریم؛ ما درمان می‌شویم.

یعنی به جای این‌که فقط مصرف را ناگهانی قطع کنیم و دوباره سقوط کنیم، یاد می‌گیریم چطور مصرف نادرست را درمان کنیم و مسیر درست را با کمک راهنما طی کنیم.

من با حضور در لژیون سیگار، با راهنمایی‌های راهنما و دوستان، توانستم این مسیر را بهتر بفهمم و از آن لذت ببرم. حتی دو خاطره هم از این مسیر دارم که برای من خیلی آموزنده بود. در یک جمعی من تنها سیگاری جمع بودم و بقیه اصلاً سیگاری نبودند. یک نفر آمد و فندک خواست. وقتی گفتم نداریم، با تعجب گفت: «پس انقدر منفی نباشید!»

آن لحظه با خودم فکر کردم که چقدر قبلاً خودم هم درگیر یک رفتاری بودم که شاید برای دیگران عادی به نظر می‌رسید، اما در واقع اثراتش خیلی عمیق‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم.

در نهایت، چیزی که برای من از مقاله آقای مهندس و نگاه کنگره خیلی ارزشمند بود این است که کنگره فقط درباره منع مصرف صحبت نمی‌کند؛ بلکه بستری فراهم می‌کند برای درمان کسانی که به دخانیات وابسته‌اند. امروز هم می‌بینیم که وابستگی به دخانیات، چه سیگار باشد، چه ویپ یا هر شکل دیگری، روزبه‌روز بیشتر می‌شود و خیلی‌ها برای رهایی از آن راهی ندارند؛ درست همان‌طور که خیلی از ما قبل از ورود به کنگره، بارها خواستیم قطع کنیم اما دوباره برگشتیم. در پایان، از اینکه به صحبت‌های من توجه نمودید از همه شما سپاسگزارم.

تایپ: مسافر محمدرضا لژیون سوم، مسافر مهرداد لژیون هفتم

عکس: مسافر حمید لژیون سوم

ویرایش و ارسال: مسافر حسن لژیون دوم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .