جلسه چهاردهم از دوره سوم جلسات آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی سالار خمین با استادی مسافر عباس، نگهبانی مسافر احمد و دبیری مسافر حامد با دستور جلسه «دخانیات و سیگار قلیان پیپ» در روز سهشنبه ۱۲ خرداد ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷:۰۰ شروع به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد؛
خوب، در ابتدا خداوند بزرگ را شاکرم و سپاسگزارم که به من این فرصت و این اجازه را داد که به سیستم کنگره وصل باشم و از آموزش و علم کنگره بهرهمند شوم. همچنین از شعبه سالار خمین، ایجنت محترم شعبه و گروه مرزبانی تشکر میکنم که امکان این فرصت را برای من فراهم کردند. و یک تشکر ویژه هم دارم از راهنمای خودم، آقای علی، راهنمای لژیون دوم، که این امکان را برای من فراهم کردند تا اینجا باشم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.
خوب، به نظر من این دستور جلسه و تمام دستور جلسات کنگره ۶۰ و تمام منابع آموزشی و علم کنگره ۶۰ برای این است که ما متوجه بشویم با مصرف دخانیات، مصرف مواد، مصرف قرص و روانگردانهای دیگر چه بلایی سر خودمان آوردهایم. تمام این منابع با روشهای خاص خودشان و با متد DST برای این است که منِ مسافر متوجه شوم که با خودم چه کردهام و حالا که با مصرف دخانیات، بهخصوص سیگار، کلید ورود به دنیای مخوف اعتیاد را خودم به دست خودم فراهم کردهام، اگر میخواهم سلامتیام را دوباره به دست بیاورم، اگر میخواهم به صلح و آرامش برسم، اگر میخواهم متوجه باشم در کجای این گردونه هستی قرار گرفتهام، تنها راهش این است که از متد DST کنگره ۶۰، از علم کنگره ۶۰ و از راهنماهایی که در اختیار ما هستند استفاده کنیم تا بتوانیم خودمان را درمان کنیم.
بهخصوص دخانیات، بهخصوص سیگار. یک فرد مصرفکننده وقتی بعد از مدتی مصرف نمیکند، آنوقت متوجه میشود که در زمانی که مصرف میکرده چه سمی وارد بدنش کرده، چه تخریبی برای خودش ایجاد کرده و چه آلودگیهایی برای خودش به وجود آورده است.
به نظر من اگر کسی بخواهد اعتیادش را درمان کند، باید اول این قفل را به مصرف سیگارش بزند تا بتواند با این غول مخوف اعتیاد بجنگد؛ در غیر این صورت، امکان بازگشتش به اعتیاد خیلی زیاد است. مصرف سیگار، درست است که در مصرف مواد میگویند مقصر رفیق ناباب، خانواده، کار، فشار اقتصادی و هزار بهانه دیگر است، اما سیگار چیزی است که انسان از روی تفنن و سرخوشی مصرف میکند و نمیتواند کسی را مقصر بداند که بگوید چه کسی باعث شد، چه کسی سیگار را به من داد. نه، این به خاطر سرخوشی خودش مصرف کرده و خیلی زمان میبرد تا متوجه شود که چه بلایی سر خودش آورده، چه سمی وارد بدن خودش کرده، چه آلودگیهایی برای چهرهاش، برای ظاهرش و برای سلامتیاش به وجود آورده است.
به نظر من اگر ما گوش به فرمان باشیم و وقت تلف نکنیم، فقط نرویم و بیاییم و بگوییم که میخواهیم اعتیادمان را درمان کنیم، باید اول سیگارمان را درمان کنیم؛ اول دخانیات، قرص، قلیان و... را درمان کنیم تا بتوانیم بهراحتی اعتیادمان را درمان کنیم. این چیزی است که تجربه ثابت کرده است؛ یکیاش خود من. من سیگار مصرف نمیکنم، ولی دیدهام. الان پانزده سال است که مصرف نمیکنم، اما پانزده سال هم مصرف کردهام و همان پانزده سالی که مصرف کردهام، آثارش را تا آخر عمر با خودم دارم. الان بوی سیگار اذیتم میکند. بعد از پانزده سال، الان متوجه میشوم که یک فضای آلوده چه سمی وارد بدن من میکند و از آن محیط فرار میکنم. الان متوجه میشوم که اگر سیگار را داشتم، درمان اعتیاد برایم غیرممکن بود. نمیتوانستم؛ وسوسه میشدم. ولی بحمدالله من سیگار را پانزده سال قبل کنار گذاشتم و از آن هم گریزان نیستم، فرقی هم برایم نمیکند کسی بکشد یا نکشد؛ اما متوجه شدم چه سمی در آن است، متوجه شدم که مشکلاتش خیلی بیشتر از مواد است و درمانش هم مشکلاتش بیشتر از مواد است. به نظر من چون وسوسهاش زیاد است، فقط باید خواستهای قوی داشته باشیم تا بتوانیم با این غول چراغ جادو بجنگیم.
از اینکه به صحبتهای من توجه کردید، سپاسگزارم.

نویسنده: مسافر احمد
تنظیم و ارسال: مسافر عباس
- تعداد بازدید از این مطلب :
34