English Version
This Site Is Available In English

آخرین قلاب نیروهای بازدارنده، دخانیات می‌باشد!

آخرین قلاب نیروهای بازدارنده، دخانیات می‌باشد!

جلسه نهم از دور چهل و ششم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی ارتش، با استادی راهنمای محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد علی و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلس"دخانیات ( سیگار، قلیان، ناس، پیپ، ویپ) و در ادامه پنجمین سال تولد و آزاد مردی راهنمای محترم مسافر محسن، در روز شنبه 9 خرداد ماه 1405 ساعت 16:30 آغاز به کار نمود. 

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شکر می کنم که در این جایگاه قرار گرفتم تا بتوانم خدمت کنم و از شما عزیزان آموزش بگیرم.

در مورد دستور جلسه باید بگویم زمانی که بنده وارد کنگره 60 شدم مشکل و مسئله‌ای برای مصرف دخانیات و سیگار در کنگره وجود نداشت تا اینکه در سال 1391 جناب مهندس در اثر مصرف سیگار دچار عارضه‌ای شده و در بیمارستان بستری شدند و موضوع درمان سیگار در کنگره 60 بعد از مرخص شدن جناب مهندس از بیمارستان مطرح شد.

در ابتدا درمان فقط مختص به سفر دومی‌ها بود و در ادامه کار به واسطه آزمون و خطا جناب مهندس دستور درمان سیگار را به سفر اولی‌ها نیز دادند.

هنگامی که مسیر درست باشد موقعیت‌ها تبدیل به فرصت می‌شوند و انسان می تواند شاهد نتایج بهتری باشد.

هنگامی که لژیون‌های ویلیام وایت در کنگره دایر شد، تاثیر بسیار زیادی روی نتیجه درمان مسافران گذاشت.

بنده یک سال بعد از درمان اعتیاد، سفر سیگار را شروع کردم که کار بسیار دشواری بود، چون به اعتقاد من اگر این اتفاق مهم در سفر اول انجام می‌گرفت به مراتب کار من راحت‌تر بود.

من همیشه در لژیون به شاگردانم می گویم آخرین قلاب نیروهای بازدارنده، دخانیات می‌باشد و این مثال را می زنم که فرض کنید یک پرده با قلاب های زیادی روی یک میله آویزان است، هنگامی که می خواهید قلاب آخر را از روی آن میله جدا نمایید، تمام وزن پرده را باید متحمل شوید، پس بهتر است این کار یکجا انجام شود و در مقوله درمان اعتیاد و درمان سیگار بهتر است این کار در سفر اول با هم انجام شود تا مسافر به محض رسیدن به سفر دوم درمان سیگارش را نیز به اتمام رسانده باشد.

در کنگره 60 درمان سیگار نیز مانند درمان اعتیاد یک مسئله بسیار بدیهی و ساده‌ای می‌باشد؛ ولی هنگامی که به جامعه نگاه می کنیم موضوع سیگار و دخانیات یک مسئله بسیار بغرنجی می باشد و هنگامی که به جوانان نگاه می کنیم، می بینیم که به انواع دخانیات از نسل جدید روی آورده اند که ضرر و زیان آنها به مراتب از سیگار بیشتر می‌باشد، از قبیل ویپ و سیگارهای الکترونیکی که غالباً، به دلیل نداشتن بوی بد به این نوع دخانیات روی می‌آورند.

کسانی که از این نوع دخانیات استفاده مستمر داشته اند بعد از گذشت چند سال ریه های آنها آب آورده است؛ شاید اگر این آگاهی که در کنگره به ما منتقل می شود نیز در جامعه منتقل می شد، افراد به راحتی از این قبیل دخانیات فاصله می گرفتند.

زمانی که من مصرف کننده مواد بودم تمام تصمیماتم بر اساس مواد مخدر گرفته می‌شد و همیشه موقع مسافرت درگیر این مسئله بودم که چقدر باید به همراهم مواد مخدر ببرم و کجا باید آن را مصرف یا جاساز نمایم تا کسی نتواند آن را پیدا کند.

در زمان حال نیز اینگونه می‌باشد، کسانی که سیگار مصرف می‌کنند به دلیل کشیدن سیگار در خیلی از جمع‌ها نمی‌توانند حاضر شوند و از معاشرت با خیلی از افراد خودداری می‌کنند و از این قبیل مسائل و مشکلات، برای مصرف کنندگان سیگار زیاد می‌باشد.

کنگره ۶۰ به راحتی این مسئله بغرنج را برای ما حل کرده است و در سفر اول در کنار مصرف داروی OT، مسافران به راحتی می‌توانند به رهایی از مصرف دخانیات برسند و باید این را بدانند که اگر در سفر اول این مهم را به انجام نرسانند در سفر دوم به مراتب کارشان سخت‌تر خواهد بود.

بخش دوم دستور جلسه راجع به محسن عزیز می‌باشد. محسن با شرایط سخت و مشکلات عدیده‌ای وارد کنگره ۶۰ شد؛ در ابتدای ورود حال خیلی بدی داشت و مجبور بود همیشه به دلیل موقعیت خانوادگی و شغلی مصرف سیگار و مواد مخدر را پنهان کند.

از این رو که محسن فرد جستجوگری بود، می‌خواست هرچه زودتر به جواب سوال‌هایش برسد؛ با وجود اینکه محسن دشواری و شرایط شغلی سختی داشت، تمام وظایفش را به عنوان رهجو به درستی انجام داد تا در نهایت به نتیجه مطلوب و دلخواهش رسید تا بتواند امروز در جایگاه راهنمایی قرار بگیرد و از تجربه‌اش برای شما بگوید.

به محسن عزیز و همسفرش و راهنمای همسفرش بسیار تبریک می‌گویم.

یکی از مهمترین پارامترهایی که یک مسافر در کنگره ۶۰ باید داشته باشد، داشتن همسفر است که در این مسیر بسیار می‌تواند به مسافر کمک و یاری برساند.

باید بدانیم هنگامی که قدمی به سمت نور بر‌میداریم حمایت نیروهای الهی را همراه خود خواهیم داشت.

 

امیدوارم که محسن عزیز در این مسیر مستدام باشد تا چیزی که می‌خواهد را، در آخر کار از کنگره دریافت نماید.

 

"بخش دوم دستور جلسه"

اعلام سفر راهنمای محترم مسافر محسن:

سلام دوستان محسن هستم یک مسافر 

با بیش از بیست سال تخریب وارد کنگره شدم 

آخرین آنتی‌ ایکس‌های مصرفی تریاک و متادون 

ده ماه به روش DST با داروی OT زیر نظر علی آقا نصیری از لژیون سوم سفر کردم، در حال حاضر پنج سال و هفت ماه است که آزاد و رها هستم؛ در ضمن یازده ماه و یازده روز سفر سیگار به راهنمایی آقا دانیال انجام دادم، در حال حاضر چهار سال و هشت ماه و بیست و هشت روز است که آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره والبیال

خلاصه سخنان:

خدا را شکر می‌کنم که امروز در این جایگاه قرار گرفتم و توانستم این جایگاه را درک بکنم.

من اصلاً فکرش را نمی‌کردم که بتوانم پنج سال به دور از مواد مخدر باشم و تمام تصورم بر این بود که مصرف موادم را مدیریت کنم.

زمانی که وارد کنگره شدم و به شعبه بوکان آمدم، تولد آقای سعید نمکی بود و آن تولد برای من بسیار تاثیرگذار بود و باعث شد تلنگری به من وارد شود! که چه چطور ممکن است شخصی هفده سال مواد مخدر مصرف نکند؟! چون ماه‌های اول ورودم به کنگره ۶۰ بود پیش خودم می‌گفتم، این‌ها مصرف می‌کنند و به ما می‌گویند، ما مواد مصرف نمی‌کنیم. بعد از مدتی متوجه شدم در حال جواب گرفتن هستم و در بدنم اتفاقاتی در حال جریان می‌باشد بطوریکه دیگر آن آدم سابق نیستم و بعد از گذشت پنج سال از رهایی‌ام متوجه شدم که دیگر خاطرات دوران تاریکی، برای من تداعی نمی‌شود و این از معجزات کنگره ۶۰ می‌باشد.

هنگامی که در کنگره پنج سال از رهایی شخصی می‌گذرد، آزادمردی نام دارد.

همیشه برای من این سوال مطرح می‌شد که آزاد مردی به چه معناست؟ چرا به این جایگاه تولد پنج سالگی نمی‌گویند؟ بعدها متوجه شدم که اتفاقاتی در زندگی، ذهن و جهانبینی من افتاده و تبدیل به انسان دیگری شده‌ام، نه تمایلی به مصرف مواد مخدر دارم و نه راجع به سیگار فکر می‌کنم و هیچ حسی در این رابطه در من وجود ندارد. در مورد سیگار که دستور جلسه این هفته می‌باشد باید بگویم، من سیگار را خیلی دوست داشتم و فکر می‌کردم که شایدبتوانم مصرف مواد مخدر را کنار بگذارم، ولی واقعاً به سیگار علاقه زیادی داشتم، بطوریکه تمام زندگی‌ام سیگار بود و از کشیدن آن لذت می‌بردم؛ الان می‌خواهم به سفر اولی‌ها بگویم اگر سفر درمان سیگار شان را شروع نکرده‌اند حتماً شروع نمایند تا از لذت زندگی بدون سیگار بهره‌مند گردند.

من از دسته افرادی بودم که با پروسه درمان سیگار سخت سازگار شدم ولی در نهایت توانستم این مهم را به انجام برسانم.

وقتی که به سفر دوم آمدم و چند ماه از رهایی من گذشت به همسفرم کنگره را معرفی کردم، چون احساس کردم چیزهایی در کنگره به دست می‌آورم که بهتر است، همسفرم نیز استفاده نمایند.

 در پایان از جناب مهندس و خانواده محترمشان و علی آقا راهنمای عزیزم و از راهنمای همسفرم تشکر می‌کنم.

تایپ، ويرايش و ارسال: مسافر محمد

لژیون دوازدهم

سایت نمایندگی ارتش

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .