دهمین جلسه از دوره سی و یکم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره شصت نمایندگی عطار نیشابوری ویژه مسافران و همسفران در روزهای پنجشنبه با استادی راهنمای محترم مسافر سعید، نگهبانی مسافر مرتضی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من و در ادامه تولد یک سال رهایی مسافر علی» پنج شنبه ۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۳۰آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
خوشحالم که یک بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم و از شما عزیزان آموزش می گیرم دستور جلسه امروز از دو بخش تشکیل شده است، بخش اول دستور جلسه هفتگی و بخش دوم تولد یک سال رهایی مسافر علی است.
دستور جلسه وادی سوم و تاثیر آن روی من است،
باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
در ابتدای جمله باید آمده است و یک جمله تاکیدی است. این وادی ها مفاهیم بسیار زیبا و قشنگی دارد، هر زمان وادی سوم را مطالعه میکنم یک مطلب جدید فرا میگیرم، یک تلنگر به من میزند که خودت یک ساختار را به هم ریختهای و یک سیستم را منهدم کردهای خودت مصرف کننده شدهای و خودت شهر وجودیت را نابود کردهای اینجا باید مسئولیت درمان خودت را خودت برعهده بگیری، اول حرکت و مبدا حرکت وادی یکم است با تفکر ساختار آغاز میشود بدون تفکر هر آنچه است رو به زوال میرود.
برای پیدا شدن و خلق شدن نیاز به یک فکر و اندیشه هست وقتی که با دنیای از تاریکی و حسهای منفی وارد کنگره شصت شدم اولین قانونی که من مطالعه میکنم وادی اول است تفکر حرکتی است از مجهول به معلوم و از معلوم به نامعلوم و یک حرکت ذهنی و درونی است، قرار است یک ساختار جدیدی را برای خودم به وجود بیاورم ساختار دارای ذرات مشترک و حس مشترک است و به همدیگر کمک میکنند و به همدیگر آدرس میدهند که انسانها بیایند و از ظلمت و تاریکی با سه نیروی القا احیا و تحرک به سمت نور حرکت کنند و ذره ذره صحفه سفید نقاشی را تصویر زیبا ترسیم کنند.
وادی دوم به من امید و عزت نفس میدهد که هیچ موجودی جهت بیهودگی قدم به حیات نمینهد و هر کس مسئولیت و ماموریتی دارد.
وادی سوم برای من بسیار تاثیرگذار است و به من اعتماد به نفس میدهد، اعتماد به نفس به معنای آنکه با چتر در زیر باران هستید، باران می بارد اما همچنان در زیر باران هستید و لذت می برید.
مشکلات بوده و همیشه هست و کنگره شصت به من یاد میدهد که چطور این مشکلات را حل کنم و چطوری علم زندگی کردن را دقیق یاد بگیرم و کاربردی کنم اگر من یک سیستم را منهدم کردهام قرار نیست کسی به من کمک کند قرار نیست کسی مرا یاری کند، قرار است با دیگران مشورت کنم و تصمیم آخر را خودم بگیرم و بهترینها را بتوانم برای خودم رقم بزنم، قرار نیست اینجا ما زیبا صحبت کنیم قرار است این علم را زیبا کاربردی کنیم.
نزدیکترین انسانها به خداوند کسانی هستند که خدمت می کنند و خداوند به هر کسی اجازه خدمت نمیدهد در قدم اول خدمت باعث میشود خیلی زیباییها را در ادامه مسیر تماشا کنیم و به خودمان قول بدهیم با حرکتی اصولی و جدی پروندهای که تمام دنیا آن را قبول نمیکرد، با حضور در کنگره 60 و سعی و تلاش خودمان برای همیشه آن را ببندیم. ممنونم که به مشارکت من گوش کردید.
در ادامه، جشن یک سال رهایی مسافر علی برگزار شد.
.jpg)

اعلام سفر مسافر:
سلام دوستان علی هستم مسافر، تخریب بیش از هشت سال آنتی ایکس مصرفی متادون،مدت یازده ماه و هفده روز سفر کردم به روش دی اس تی داروی درمان: شربت اوتی، راهنما :آقای سعید، ورزش فوتبال رهایی به لطف خدایکسال وشش ماه

آرزوی مسافر:
آرزو دارم که تمامی کسانی که در تاریکی اعتیاد به سر میبرند به زودی مسیر کنگره برایشان هموار گردد و به رهایی و حال خوش برسند.
سخنان راهنمای مسافر:
سلام دوستان سعید هستم مسافر،خیلی خوشحالم که امروز دراین جایگاه قرار دارم ،امروز که علی به اینجا آمد یادم از جشن تولد خودم آمد و این تصاویر ذهنم به من گفت که انسان در مسیر کنگره از چه نقطه ای به چه نقطهای میرسد،خواستن، حرکت کردن، هدف وانگیزه رسیدن به آن چیزی است که دوست داری کنگره به شما یک کالای با ارزشی میدهد که در هر بعد و مکانی که باشید این کالا قابل تجارت است ولی باید مواظب این کالای با ارزش باشید که آن را از شما نگیرند.
علی در سال 1402 برج 9 وارد لژیون دوم شد، و هنوز وارد پروسه درمان نشده بود که من پیام تولدش را برایش فرستادم، می دانستم که خواسته قوی دارد و تلاش کرد و انشاالله به خواسته قلبی خودش برسد، علی با مصرف متادون آمد و میخواهم که خودش از حس و حال خودش صحبت کند.
علی در طول سفر سر سپرده و فرمانبردار بود و طبق قوانین و پروتکل کنگره 60 به درمان رسید و امروز نتیجه آن را خودش و خانواده اش می بینند، باید در مسیر آموزشها تهی باشید تا بتوانی آموزش بگیرید کاری که علی آن را انجام داد، یکبار دیگر این جشن را به خودش و خانواده محترمش و راهنمای همسفرش تبریک عرض میکنم انشاالله که بهترین ها در ادامه مسیر برایش رقم بخورد.
سخنان مسافر:
سلام دوستان علی هستم مسافر
هزاران مرتبه شکر و سپاس خداوند را که اجازه داد باز هم روی این صندلی قرار بگیرم، بی نهایت سپاسگزار جناب مهندس دژاکام هستم بخاطر فراهم کردن این بستر، از راهنمای خودم آقای سعید و راهنمای همسفرم خانم فاطمه تشکر میکنم که در سخت ترین شرایط زندگی کنار ما بودند و به ما کمک کردند، قبل از ورود به کنگره بسیار شرایط نا بسامانی داشتم زندگی من در آستانه جدایی و طلاق قرار داشت و این روزهای سخت رو یادم نمیرود و باید به خودم یاد آوری کنم که چه شرایط سختی را پشت سر گذاشتم ولی زمان ورود به کنگره با خودم عهد بستم و به خودم قول دادم که باید تغییر کنم و بهترینها را برای خانواده خودم بسازم این دستور جلسه به من و همسفرم یاد آوری میکند که باید بدانم که باید تغییر کنم و تلاش کنم که روزهای سخت را جبران کنم، امروز که خانواده ام در کنار من قرار دارند بزرگترین ثروتی است که خداوند به من داده است، ممنونم که به صحبت های من گوش کردید.
خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر علی
خداوند را سپاس که عنایت فرمود که کنار شما دوستان عزیز باشم، تولد آقای علی خانم زهره را تبریک می گویم، خانم زهره در شعبه خیام خیلی فعالیت دارند و همیشه در مشارکتها شرکت می کنند، این دستور جلسه مزین به خانم زهره است و باید بداند که باید تصمیم نهایی را خوش بگیرد و شرایط خوبی را برای خودش فراهم کند و با تفکر خودش مسائل و مشکلات خودش را حل کند، الان در لژیون سردار خزانه دار لژیون سردار است.
در لژیون فعالیت دارد سی دی ها را منظم مینویسند و من از ایشان رضایت کامل دارم امیدوارم در ادامه مسیر موفق و پایدار باشند، ممنونم که به صحبت های من گوش کردید.
خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان زهره هستم همسفر علی
خداوند را شکر میکنم که بالاخره تولد ما هم فرا رسید خیلی دوست داشتم این جایگاه را تجربه کنم، سطح انرژی اینجا بسیار بالاست، ما اینجا سوار بر کشتی کنگره 60 هستیم و ناخدای این کشتی جناب مهندس دژاکام است، در این مسیر هر کسی در یک نقطهای از کشتی پیاده می شود ولی ماندن در این کشتی و اقیانوس علم بسیار سخت است، از راهنمای خودم و راهنمای همسفرم خیلی ممنونم که به ما کمک کردند و مسیر زندگی ما را تغییر دادند، خداوند را شاکرم که از دنیای تاریکی قضاوت خارج شدیم و به سمت نور روشنایی در حرکت هستیم، ابتدا که مسافرم از من خواست که به کنگره بیایم نپذیرفتم ولی بعد از اینکه برای اولین بار در جشن همسفر وارد کنگره شدم دیدم که خانم های مسافرین خیلی خوشحال هستند و شور و شوق زیادی در چشمانشان موج میزد که من اصلا باورم نمیشد که آیا میشود که انسانها که همسرشان مصرف کننده مواد هستند اینطوری شاد باشند، بعد از دیدن آن تصاویر تصمیم گرفتم که مسیر را ادامه دهم و امروز حدود دو سال و شش ماه است که در این مسیر زیبا هستم.
از مسافرم تشکر میکنم که من را با این محیط آشنا کردند، متشکرم که به حرف های من گوش کردید.
خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان نازنین زهراهستم همسفر علی
خدا را شکر میکنم که مسیر کنگره را برای پدر و مادرم هموار کرد که بزرگترین نعمت بود، از آقای مهندس و خانم آنی بزرگوار تشکر میکنم که این آرامش امروز را مدیون آنها هستیم، از راهنمای پدرم سعید آقا و راهنمای مادرم خانم فاطمه تشکر میکنم که واقعا در این مسیر به ما کمک کردند.
خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان محمد یاسین هستم همسفر علی
از آقای مهندس و خانم آنی تشکر میکنم که این فضا را درست کردند تا ما در اینجا آموزش بگیریم، از راهنمای پدرم و راهنمای مادرم تشکر میکنم که کمک کردند که ما به حال خوش برسیم.




ضبط صدا: مسافر اشکان(لژیون دوم)
تایپ و نگارش: مسافر احمد(لژیون چهارم)و مسافر عباس(لژیون دوازدهم)
عکاس: مسافر اشکان(لژیون دوم)
انتشار: مسافر علی نگبان سایت (لژیون دوم)
.
- تعداد بازدید از این مطلب :
1032