نهمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه های آموزشی عمومی کنگره۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر داود، نگهبانی همسفر حسین و دبیری مسافر امین با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من » پنج شنبه۷خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام، دوستان، داود هستم، یک مسافر.
دستور جلسه در مورد وادی سوم هست. هیچ موجودی پا به این جهان نمیگذارد مگر اینکه حتماً یک امتحانی، یک مناقصهای، یک مراودهای با خداوند داشته باشد. هر کسی میتواند به هر چیزی اعتقاد داشته باشد، ولی این خلقت و هستی یعنی دنیا این را نشان میدهد که ما به این جهان نیامدهایم که بعد از مدتی زندگی کردن، بمیریم و برویم. در این دنیا کسانی ماندگار شدند که از خود خوبیها و چیزها و کارهایی را از خود نام و نشان و یادگار گذاشتند. حضرت مولانا در باب این موضوع به خداوند میفرماید: «چرا رو در تو آرم من خودم را گم کنم در تو / به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم» یعنی انسان یک خداوندی هست که خداوند آن را آفریده، یعنی هر کاری را میتواند با تلاش و کوشش در این هستی انجام بدهد. پس کسانی در این دنیا ماندگار و موفق هستند که اسمشان و نامشان و کارهایی که کردند، یعنی خدمتشان، در یک جایی در این هستی حک شده باشد؛ مثل آقای مهندس که بنیان و خداوندگار این کنگره هستند و این کنگره را تشکیل دادند. مثال دیگر مولوی هست که در قرن هفتم بود ولی الان که قرن بیست و یک هست، نام و نشانش ماندگار است و آقای مهندس نیز اینگونه هست. ما به این دنیا هزاران بار میرویم و دوباره برمیگردیم ولی احساس و حسی که در درون ما هست باید آن را ادامه بدهیم.
کسانی که در این دنیا یک نام و نشانی از خود باقی گذاشتهاند، مثل افرادی که مسجد ساختهاند یا کسانی که در این کنگره خدمت میکنند و زحمت میکشند، اگر من و امثال من هم خدمتشان را در کنگره یادداشت نکنند، ولی مطمئناً در دفتر هستی صد در صد یادداشت میشود. برای مثال آقا محمد که از تهران آمده، حتماً ایجنت و مرزبانهای محترم تهران یادشان هست که چه خدمتهایی کردهاند، مخصوصاً راهنماها که تماماً میوههای این کنگره هستند و به خدمتگزاری مشغول هستند. خداوند کسانی را دوست دارد که نزدیک خداوند هستند، یعنی کسانی که خداوند و هستی را شناختند و به خداوند نزدیک شدند که گرما و نور خداوندی را احساس میکنند. زمانی ما هم مثل خیلی از افراد در تاریکی بودیم ولی با آمدن به کنگره و با سعی و تلاش خودمان به روشنایی رسیدیم. در کنگره مسافران و همسفران و کسانی هستند که بینام و نشان هستند و به کنگره خدمت میکنند و آقای مهندس در فرمایشاتشان میفرمایند: افرادی میآیند پیش من و صد میلیون، دویست میلیون یا یک میلیارد تومان پول میکشند و میروند و این در حالی است که احتیاجی هم به این کنگره ندارند. اینها کسانی هستند که واقعاً ماندگار و بینام و نشان هستند و فقط خداوند اینها را میشناسد. خداوند همان خالقیست که انسان را خالق آفرید.
خدا را شکر جنگ تمام شده و یواش یواش کنگرهمان رو به بهبودی میگذارد. کسانی که میخواهند اینجا نجات پیدا کنند و اینجا خدمتگزار باشند و رها و ماندگار باشند و خانواده خودشان را دور خودشان جمع بکنند و با سربلندی زندگی بکنند، خواهش میکنم قوانین و حرمت کنگره را نگه دارند.
حرمت کنگره مثل قانون اساسی و قوانین مملکت هست که اگر مملکتی یک لحظه از قانون اساسی و قوانین دور باشد، در آن مملکت هرج و مرج و بینظمی ایجاد میشود. به خاطر جنگ یک مقداری هرج و مرج ایجاد شده بود که خدروشکر رفع شد. اینجا بچهها و مرزبانان و خدمتگزاران اوتی و نشریات و راهنماها که این همه زحمت میکشند و از زندگی و شغل خودشان میزنند و میآیند اینجا تا یک نفر سر و سامان بگیرد و رهایی یابد.
خواهش میکنم از این به بعد حتماً قوانین اینجا را رعایت کنید و موقع خواندن حرمت، دیگر نروید چای بخورید یا دستشویی بروید یا بهانه کنید که کار دارم؛ مثل مسجدی که کسی صحبت میکند و به خاطر احترام شخص، کسی از جایش بلند نمیشود چون حرمت شخص و اشخاص و مسجد شکسته میشود و این یک ساعت را لطفاً مثل نظم و انضباط و سکوت در مسجد رعایت کنید.
از راهنماها خواهش میکنم که برای نظم و نظام کنگره در لژیونها صحبت کنند تا غیبت نداشته باشیم؛ چون غیبت کردن مثل مهره و آجرهای ساختمان میماند که اگر از وسط یکیش را وصل نکنیم یا نگذاریم، همه میریزند. شما اگر یک روز غیبت بکنید، مثل این هست که شما نصفه هستید و نمیتوانید رهایی پایداری داشته باشید. من خواهش میکنم تمام کسانی که با سکوت و نشستنشان به نوعی خدمت کردند و تمام خدمتگزارانی که اینجا زحمت میکشند را تشویق کنید. ممنونم.
تهیه و تایپ گزارش:همسفر میثم
خدمتگزار سایت:همسفررضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
123