پنجمین جلسه از دوره هفتم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدی پور قم، به استادی دستیار دیدبان محترم مسافر بهرام، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه "وادی سوم و تأثیر آن روی من «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.»" روز پنجشنبه 7 خردادماه ۱۴۰۵ ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، بهرام هستم، یک مسافر. سپاسگزار خداوندم و سپاسگزار آقای مهندس و خانواده محترمشان که بستری را فراهم کردند تا ما بتوانیم کنار یکدیگر قرار بگیریم، از حسهای خوب همدیگر و از آموزشهای کنگره بهرهمند شویم؛ آموزشهایی که واقعاً علم جهانبینی کنگره میتواند زندگی هر یک از ما را متحول کند؛ و چقدر ما نیاز داریم به این آموزشهایی که در کنگره و با دستور جلسات کنگره استفاده میکنیم.
سپاسگزارم از نگهبان و دبیر عزیز و همچنین راهنمای لژیون ششم، آقای یاسر عزیز که شرایط این خدمت را برای من فراهم کردند. خدا قوت میگویم به همه خدمتگزاران نمایندگی محمدیپور قم. خیلی خوشحالم که امروز در این نمایندگی در خدمت شما عزیزان هستم. با تأخیر، ولی سال نو را تبریک میگویم خدمت همه شما مسافران و همسفران گرامی و امیدوارم که سال خوبی را پیش رو داشته باشید.
امسال شروع کنگره کمی طولانیتر بود. بحث جنگ و تعطیلاتی که داشتیم، فاصلهای ایجاد کرد. مشکلات دارو را هم داشتیم و اینها یک محک بود برای انسانها که خودشان را بیازمایند و ببینند شرایط چگونه است؛ و بعدازاین مشکلات، آیا پایدار میمانند و ادامه میدهند، یا اینکه با مشکلات خیلی زود از مسیر درمان یا مسیر تکاملی خود خارج میشوند.
در مورد وادی سوم، وادی سوم میگوید که ما با شروع زندگی در این وادی، برای خود آغازی تازه داریم؛ آغازی که ما را بهسلامتی، صلح و آرامش برساند؛ یعنی قرار است این وادی را که پشت سر گذاشتهایم، آغاز کنیم و حرکت کنیم؛ از آن مشکلاتی که داریم، به سمت صلح و آرامش. قطعاً وجود مشکلات در درون ما هست، اما این مشکلات را خودمان به وجود آوردهایم. باید بدانیم که همه این مشکلاتی که هست، بذرشان را خودمان کاشتهایم و اکنون هم خودمان باید کمک کنیم که از بین بروند.
همهچیز در درون خود ماست. اگر الآن سختی و مشکلات برای من وجود دارد، در درون خود من است؛ و اگر این هستی پر از عشق، محبت، آرامش، امنیت، صلح و مسائل مثبت است، اما در درون من یا در زندگی من مشکلاتی وجود دارد، به این دلیل است که جایی راه را اشتباه رفتهام و این مسائل را کاشتهام و اکنون برای من بهوجود آمدهاند. حالا قطعاً باید ساختار مناسبی را در درون خودم دوباره بهوجود بیاورم تا آن ساختار درونی بتواند در زندگی بیرونی من صلح و آرامش را به بار بیاورد، بتواند عشق و محبت و حال خوب را برایم ایجاد کند.
ساختار در وادی میگوید که این اتفاق چگونه میافتد: با تفکر، تدبیر، سعی، تلاش و بردباری. هر ساختاری برای بهوجود آمدن، با تفکر آغاز میشود. درباره تفکر در وادی اول و دوم صحبت کردیم، اما واقعاً یکی از مهمترین موضوعاتی که ما با آن ارتباط داریم، تفکر است. همه ساختارهای مثبت با یک تفکر مثبت بهوجود میآیند. همه ما در تفکر خداوند زندگی میکنیم. تفکر آنقدر قدرتمند است که هستی را بهوجود آورده است. تفکر و اندیشه ما جهان ما را میسازد و این جهان پیرامون ما میتواند جهانی همراه با صلح و آرامش باشد یا جهانی همراه با مشکلات.
بنابراین ما هر آن چیزی را که به آن میاندیشیم و بهدرستی میاندیشیم، برای ما بهوجود میآید و خلق میشود. پس اینجا بسیار مهم است که ما به مسائل چگونه نگاه کنیم، به چه چیزهایی فکر کنیم و چگونه فکر کنیم تا آن ساختارهای مثبت در زندگی ما شکل بگیرند.
پسازآن، خواسته داشتن برای انجام کارهاست. آقای مهندس میگویند کنگره فقط برای آنهایی که میآیند نیست، برای آنهایی است که میخواهند؛ آنهایی که میخواهند با موازین فرمان جلو بروند؛ و این فرمان هم خودش موضوع بسیار مهمی است. در کنار آن، هر چیزی که در این هستی بهوجود میآید، علتِ عدم یا وجودش در درون خود اوست. چیزی که بهوجود میآید، در یک نقطه نیرویی آن را به سمت رشد و تکامل پیش میبرد و بهموازات آن، نقطهای دیگر آن را به سمت پایان، فنا و نابودی میکشاند.
ما بعضی وقتها برای خواستههایمان تلاش میکنیم، اما بیشتر از آنکه تمرکزمان روی تلاش و تفکر درباره آن خواسته باشد، چشمهایمان را میبندیم و میگوییم فقط میخواهیم زودتر آن خواسته محقق شود. این فرمانی که صادر میشود، این است که زمان بهزودی سپری شود و ما به نقطه آخر نزدیک شویم؛ درحالیکه درستش این است که ما از این مسیر خارج نشویم، لحظه غنیِ حال را در نظر بگیریم، لحظهای که در آن هستیم و آنقدر قدرتمند و توانمند هستیم که همان لحظه میتواند ما را به خواستههایمان برساند.
در این مسیر تکاملی، استاد امین میگوید که خداوند مانند کارگردانی است که وقتی میخواهد نقشی را به کسی بدهد، باید او را ببیند، بشناسد و ارزیابی کرده باشد تا به او نقش بدهد. هستی هم همینطور است. خداوند باید خواسته تو را ببیند، تلاش تو را هم ببیند. تو فقط باید در این مسیر حرکت کنی، تلاش کنی و قدمهایت را استوار برداری؛ اما اینکه ما بنشینیم و دعا کنیم که انشاءالله هرچه زودتر مشکلات حل شوند، یعنی اینکه زمان زندگی ما زودتر سپری شود و عمر ما زودتر بگذرد تا به آن مرحله برسیم، درصورتیکه باید این مسیر را به شکل دیگری طی کنیم و از لحظهلحظه آن بهدرستی استفاده کنیم.
مشکلاتی که در زندگی ما هست، همه را خودمان بهوجود آوردهایم. برای از بین بردن آنها هم خودمان باید تلاش کنیم. هیچکس بهاندازه شخص خود ما قادر نیست و این توانایی را ندارد که کمک کند مشکلات را حل کنیم. یک سفر اولی وقتی میآید کنگره، اگر تمام راهنماها، اگر خود آقای مهندس برای او کلاس خصوصی بگذارند، تمام امکانات کنگره در اختیارش باشد، اما اگر خواسته سفر کردن نداشته باشد، امکان اینکه به درمان برسد نیست. ولی زمانی که خودش بخواهد و حرکت کند، همه آن افراد به او کمک میکنند.
حالا یک زاویه نگاه دیگر داشته باشیم: وقتی میگوییم همه مشکلات را خودمان بهوجود آوردیم و خودمان هم برای حلشان باید تلاش کنیم، از کمک دیگران هم استفاده میکنیم. پس اینجا یک کمک هم وجود دارد؛ یعنی اینکه این کمککردن اینگونه است که من حالا آمدهام و دارم مسیرم را تغییر میدهم؛ دارم زندگیام را از مشکلات به سمت صلح و آرامش میبرم. وظیفهام این است که به دیگران خدمت کنم، وظیفهام این است که به دیگران هم کمک کنم و نقش آنکسی را که باید کمک کند، ایفا کنم.
و درنهایت این را میخواهم بگویم که همهچیز با خدمت کردن و با بخشندگی اتفاق میافتد. زمانی اعتیاد درمان میشود که ما از وقتمان، از کارمان و از مسائلی که داریم بگذریم، بیاییم اینجا بنشینیم، روی این صندلیها در کنگره آموزش بگیریم و با آموزشهای کنگره این اتفاق بیفتد. آقای مهندس در سیدی «چشمسرم» میگویند: تنها چیزی که در این هستی قابلانتقال است، جهل و بیخبری و دانش و آگاهی؛ یعنی مهمترین چیزی که ما باید بهدست بیاوریم، آموزشهای کنگره است برای اینکه دانش و آگاهی ما را افزایش بدهد؛ یعنی همه آن چیزی که میتواند مشکلات را کنار بزند و کمک کند که ما مسیر زندگیمان را تغییر بدهیم، به صلح و آرامش برسیم، به حال خوش برسیم و بهترین دریافتها را داشته باشیم، این است که آموزش بگیریم تا بتوانیم از جهل و بیخبری به سمت دانش و آگاهی بیاییم.
این مهمترین موضوعی است که ما در مسیر تکاملیمان با آن سروکار داریم و در مسیر تکاملیمان در زندگی فیزیکی، بالاترین ـ یعنی بالاترین آموزش، یا میخواهم بگویم تنها جایی که ما را به آن هدف نزدیک میکند ـ کنگره است. پس بنابراین قدر کنگره را، قدر همدیگر را، قدر این صندلیها، راهنماها و جایی را که داریم آموزش میگیریم، بدانیم. واقعاً این تغییرات کمک میکند تا در صور آشکار، مشکلات تبدیل شوند به صلح و آرامش و حال خوش و در ادامه کمک میکند که در مسیر تکاملی خودمان موفق باشیم و بتوانیم مسیر را طی کنیم.
و این را هم بدانیم که همانطوری که گفتیم، تفکرات ما زندگی ما را میسازد و بههرحال به هر موضوعی که تفکر و اندیشه میکنیم، میتواند ساختارش بهوجود بیاید. پس بنابراین مسائل منفی، کژبینیها و القائات منفی هم میتواند مؤثر باشد؛ بنابراین با امیدواری بسیار و مثبتنگری، به نقاط قوت و نقاط مثبتی که در این هستی وجود دارد نگاه کنیم تا بتوانیم این مسیر را بهدرستی طی کنیم و آن ساختارهای مثبت را بهوجود بیاوریم.
خب، من بیشتر از این صحبت نمیکنم. خیلی خوشحالم که امروز در نمایندگی محمدیپور هستم و تشکر میکنم از دیدهبان محترم، آقای منصوری که به من فرصت و اجازه این خدمت را دادند. ممنون از اینکه گوش کردید.
.jpg)
- تعداد بازدید از این مطلب :
161