ششمین جلسه از دوره چهل و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰؛ نمایندگی صائب تبریزی با استادی مسافر حسن, نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر عباس با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من » سهشنبه ۵ خرداد ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ برگزار شد.

سخنان استاد:
خدا را خیلی شاکر و سپاسگزار هستم که دوباره توفیق و اجازه حضور در این جایگاه را پیدا کردم تا خدمت کنم و از این بابت خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که در کنگره ۶۰ هستم و اجازه دارم در این مکان باشم و در جایگاه خودم و به نوبه خودم خدمت کنم.
تشکر میکنم از آقای نگهبان و ایجنت و مرزبانان محترم. خوب، دستور جلسه این هفته وادی سوم است؛ باید دانست هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند، و تأثیر آن روی من که در همه وادیها این مقوله وجود دارد که این وادی چه تأثیری روی من دارد.
اول این وادی، آقای مهندس نوشتند که ما به شروع زندگی در این وادی برای خود آغازی تازه داریم؛ آغازی که ما را به سلامتی و صلح و آرامش و آسایش فرستاده است. خوب یک راه تازهای شروع کردیم که میگوید: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است. ما آمدیم اینجا تا به اعتیادمان مهر پایان بزنیم و سفر شروع کردیم که سفری مشخص است و کاملاً ما را به سمت صلح و آرامش میبرد.
برای رسیدن به این مسئله، چه کسی باید این تلاش را بکند؟ خود من باید انجامش بدهم. در اول وادی گفته شده که «باید»؛ تنها وادی است که با کلمه «باید» شروع میشود و دیگر اما و اگر ندارد که انجام دهم یا ندهم فرقی نکند.
میگه باید من بدانم که به غیر از خود من هیچکس به من کمک نخواهد کرد. که در ابتدای وادی هم نوشته شده است که اگر خود انسان جستوجو نکند و حتی اگر با کاوشگران ماهری هم همنشین شود، نتیجه نخواهد گرفت.
حالا من آمدهام و اینجا سفری را شروع کرده و در حال سفر هستم. اگر خودم نخواهم، بهترین راهنما، بهترین مرزبان و بهترین ایجنت و بهترین لژیون هم باشم جواب نخواهد داد.
حتی اگر خود آقای مهندس هم راهنمای من شود، چون خودم نمیخواهم جواب نخواهم گرفت. دقیقاً مثل آن افرادی است که خودشان را به خواب میزنند؛ اگر کل دنیا هم جمع شوند نمیتوانند آنها را از خواب بیدار کنند، چون خودش را به خواب زده. ولی آدمی که خوابیده را یکی دوبار صدا بزنیم یا ضربه آرامی به پایش بزنیم بیدار میشود، ولی آن شخص که خودش را به خواب زده، بیدار نخواهد شد.
در این وادی این را نوشتهاند که ما باید بدانیم و این مسئولیت را به گردن بگیریم که مسئولیت این سفر را من عهدهدار هستم.
من یکشنبه هم گفتم که یک مصرفکننده دیدم که یک کیسهای را به دوشش انداخته بود و فکر کنم ۴۰، ۵۰ کیلو وزنش بود که ضایعات در گونی میبرد. با خودم فکر میکردم که این شخص این همه تلاش میکند و خدا میداند از چند سطل زباله و فلان ۴۰، ۵۰ کیلو جمع کرده و به قیمت پایین هم خواهد فروخت که پول یک یا دوبار مصرف خودش را فراهم کند. خوب تلاش میکند دیگه و به این نتیجه رسیده است که مسئولیت کشیدن و مصرفم با خودم است و باید پول و مکان این مصرف را خودم تهیه کنم. ولی وقتی میآید سفر میکند این اتفاق نمیافتد و انتظار دارد که همسفرش صبح بیدارش کند و شربتش را بدهد و انتظار دارد که همسفرش او را به کنگره بیاورد و ببرد. دنبال بهانههای مسخره است که مثلاً مرزبان به من چپ نگاه کرد، راهنما به من اینطوری گفت و فلان شد و بهمان شد، چون نمیخواهد. و اگر خودش واقعاً بخواهد به راحتی میتواند نتیجه بگیرد.
که میتوانید از خدمتگزاران و مرزبانان و ایجنت و... سؤال کنید که شماها چطوری سفر کردید که به این موفقیت رسیدید؟!
واقعاً راحت است. خوب سختی هم دارد. قدیمیها میگن اونی که دلش ماهی میخواهد باید زحمت بکشد؛ نمیشود که مفتکی به دست آورد. ما فکر میکنیم همه چیز را مفت قراره به دست بیاوریم.
من خواهم آمد و ۱۰ ماه و ۱۱ ماه در سفرم برنامهریزی کنم و شغل و کار خودم را باید با اینجا هماهنگ کنم نه اینکه اینجا را با کارم هماهنگ کنم.
متأسفانه ما میآییم و اینجا سفر شروع میکنیم و اول کار خودمان را و زندگیمان اولویت قرار میدهیم و بعدش کنگره و سفر خودمان را اولویت قرار میدهیم. ولی باید من این دیدگاه و جهانبینی را داشته باشم که من آمدهام تا ۱۱ ماه اینجا سفر کنم و بعد آن ۴۰ سال و ۵۰ سال راحت زندگی خواهم کرد. که در ادامه این وادی آقای مهندس نوشتند که ما وقتی شروع میکنیم به سفر، صددرصد ناامیدی به سراغمان خواهد آمد. فکر خواهیم کرد که خودم کردم که لعنت بر خودم باد. بعد آن میگوید که «خود کرده را تدبیر نیست» که خودم کردم و نمیتوانم کاری انجام دهم. اما در این وادی میگوید که خودت کردهای و خود کرده را تدبیر هست. فقط باید تلاش کنی و زحمت بکشی تا به نتیجه برسی و تمامی مسئولیت با خودت است. و در ادامه هم باید آنهایی که میدانند و راهنما هستند و اینها، با اینها از نظر مشورتی باید کمک بگیری.
انشالله شما هم مشارکت کنید تا من هم استفاده کنم. مرسی.
تایپ متن:مسافر امین
تهیه گزارش:مسافر حسن،مرزبان محترم مسافر نیما
ارسال:همسفررضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
121