جلسه دوم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی ملاصدرا به استادی همسفر زکیه، نگهبانی راهنما همسفر مهین و دبیری راهنما همسفر زهرا با دستورجلسه «وادی سوم و تأثیر آن روی من» روز دوشنبه ۰۴ خردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
ابتدا از خداوند متعال برای حضور در کنگره۶۰ سپاسگزار هستم. از نگهبان لژیون سردار، ایجنت و مرزبانان بابت فرصت خدمتگزاری تشکر میکنم؛ همچنین از راهنمای بزرگوارم همسفر زهرا که همیشه با آموزشهای ناب خود مرا به راه مستقیم هدایت کردند و با صبر مسیر رهایی را برایم روشن کردند بسیار قدردانی و سپاسگزاری میکنم و برایشان بهترینها را آرزو میکنم.
دستورجلسه این هفته «وادی سوم و تأثیر آن روی من» است. در وادی اول آموختیم که باید قبل از انجام هرکاری تفکر درست داشته باشیم. در وادی دوم نیز آموختیم که ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم. بطورکلی همه وادیها برای درست کردن زندگی منِ زکیه و افرادی که نیازمند این آموزشها هستند بیان شدهاند. وادیها بیان میکنند که من بایستی برای خود ارزش قائل باشم که در ادامه وادی سوم، دو وادی قبل را کمی تکمیلتر میکند. تیتر وادی سوم میگوید، «باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند».
این وادی با کلمه باید شروع میشود به این معنا که من بایستی بدانم چه قبول داشته باشم چه قبول نداشته باشم باید بسیاری موارد را آموزش بگیرم. باید جهانبینی خود را بالا ببرم تا به درک خیلی از مطالب برسم. اگر من جهانبینی و تعادل را برقرار کنم و خواستههایم را باور داشته باشم، باور من ارزشمند میشود. پس از این مرحله بایستی باور خود را عملی کنم.
برای بیان سادهتر بهتر است اینگونه بگویم بنده ۲سال است که در لژیون سردار حضور دارم و بسیار مشتاق بودم برای یک مرتبه هم که شده استاد لژیون سردار باشم. هر شخصی که در جایگاه استادی قرار میگرفت، من خود را در آن جایگاه تصور میکردم. مدتی مشکلات متعددی سر راهم قرارگرفت؛ حتی رفت و آمد به کنگره نیز برایم مشکل شده بود. در اوج ناباوری زمانی که نگهبان لژیون سردار با من تماس گرفتند برای خدمت استادی بسیار شکه شدم و باورم نمیشد؛ اما نوری در دلم روشن شد و خداوند را شکر کردم.
درحقیقت کم آورده بودم که این استادی باعث شد کمی به خود برگردم. شب گذشته با خود میگفتم وادی سوم میگوید هیچکس دلش به حال تو نمیسوزد، هیچکس تو رو از سختیهای زندگی نجات نمیدهد؛ چراکه بایستی خودت یاعلی بگویی و بلند شوی. به خودت بیا که این لژیون سردار، باورت را زنده کرد و میخواهد تو را نجات دهد. از فرت مشکلات زیاد جلسه قبل لژیون سردار به استاد سردار گفتم: برای همه سردار هستید و من شما را باور دارم خودت را به من نشان بده. من باور داشتم که استاد شدهام وادی سوم هم دقیقاً وادی باور و خودشناسی بود.
مهندس حسین دژاکام در صحبتهای روز چهارشنبه متن بسیار زیبایی را بیان کردند: « کاسهی داغتر از آش نمیشود». همیشه تصورم از این مثال شخصی بود که تجسس میکند کاسهی داغتر از آش است؛ اما مهندس دژاکام فرمودند: «این مثال یعنی هیچکس بیشتر از خودمون دلمون به حال خودمون نمیسوزه و برای همه هم همینطور است». اگر تصور میکنیم که کسانی هستند که دلشان به حال ما میسوزد یا به فکر ما هستند سخت در اشتباه هستیم. وادی سوم میگوید مسئولیت خودت را به دیگران واگذار نکنیم و مسئولیت پذیر باشیم.
بنابراین من بایستی هشیار باشم، زندگیام را نجات دهم و برای کارهایم برنامهریزی داشتهباشم و طبق همان عمل کنم؛ زیرا گاهیاوقات به جای اینکه از خودمان توقع داشتهباشیم از دیگران توقع داریم و نمیدانستیم که کلید اصلی خود ما هستیم. کلیدی که ابتدا باید خودم را، بعد خانواد و پلهپله جامعه و کشور را نجات دهد. هر کسی ابتدا باید از خودش توقع داشتهباشه و در همه حال از خودمان شروع کنیم.
سال ۹۷ که هنوز شهرستان نایین زندگی میکردم با همسایهای رفت و آمد داشتم که همیشه میگفت همسایهها یاری کنید تا من شوهر داری کنم. منظور حرفش را درست متوجه نمیشدم؛ اما همیشه کمکرسان خوبی برایش بودم. با گذشت زمان متوجه شدم همیشه کارهایش را بر دوش دیگران میاندازد. شاید کمی کارهایش پیش میرفت؛ اما چون همیشه از دیگران توقع کمک داشت حالش خوب نبود.
حال اگر بخواهم وادی سوم را به لژیون سردار ربط دهم، برای خدمت در لژیون سردار با خودم میگفتم که از پدرم پول بگیرم؛ اما مهندس دژاکام فرمودند: من نباید توقع داشته باشم، پدرم، مادرم، خواهرم، برادرم یا حتی همسرم پساندازشان را به من بدهند. منِ زکیه بایستی خودم تلاش کنم و تعهدم را پرداخت کنم. باید از خودم توقع داشته باشم که چرا امسال نتوانستم برای لژیون سردار پسانداز داشته باشم.

تایپیست: راهنما ویلیام همسفر فاطمه
عکاس: همسفر الهه
ارسال: همسفر زهره نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملاصدرا (نیکآباد)
- تعداد بازدید از این مطلب :
235