بسیار خرسندیم که در این لحظات سرشار از امید، میزبان همسفری هستیم که در نمایندگی نایین، الگوی صبر و خوشمنشی هستند. خانم الهام به واسطه مسافر خود با ۴ سال تخریب قرص متادون وارد کنگره شدند، ۱۰ ماه و ۶ روز با راهنمایان گرامی آقای پژمان و خانم اکرم سفر کردند؛ اکنون ۴ سال و ۲ ماه است که آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر و همسفر والیبال است. در جایگاههای خدمتی متعددی از جمله استادی و نگهبانی جلسه و استادی و نگهبانی جلسه راهنمایان فعالیت داشتند؛ همچنین ورزشبان ایروبیک و به مدت ۶ ماه مسئول ورزش نمایندگی نائین بودهاند و چندین سال عضو لژیون سردار بوده و هستند؛ اکنون به مدت دو سال است که در جایگاه راهنمایی خدمتگزار هستند. موفقیت ایشان در آزمون کمک راهنمایی در همان دفعه اول و دریافت شال نارنجی، نشان از پیوند عمیق ایشان با آموزشهای کنگره دارد.
امروز در این گفتوگو، قصد داریم به یکی از ستونهای اصلی این مسیر؛ یعنی «وادی سوم»، بپردازیم، این وادی به ما میآموزد «باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند». مشتاقیم بدانیم این همسفر عزیز، چگونه باتکیهبر توانمندیهای درونی و مسئولیتپذیری برخاسته از این وادی، توانستهاند از گذرگاههای سخت عبور کنند و اکنون بهعنوان راهنما، خود، تکیهگاه دیگران باشند. از حضور گرم و نگاه پرمهرتان در این مصاحبه صمیمانه سپاسگزارم.
چرا در تیتر و پیام وادی سوم از کلمه «باید» استفاده شده است؟
کلمه «باید» یک کلمه تأییدی است؛ به این دلیل در ابتدای تیتر آمده که هیچکس بهاندازه خود انسان از تاریکیها و بههمریختگیهای درون خود باخبر نیست؛ یعنی از افکار، اندیشه و تفکر فرد، هیچکس بهاندازه خود او آگاه نیست؛ همچنین هیچکس از مشکلات بیرونی انسان که همان بههمریختگی جسم و روان است بهاندازه خود او باخبر نیست. این کلمه «باید» میخواهد به من بگوید که بیشترین خدمت را باید برای خودم انجام دهم و توقع خود از دیگران را به صفر برسانم.
زمانی که با یک بحران در زندگی روبهرو میشویم بهترین برخورد برای مواجهه با آن بحران چیست تا بیشترین نتیجه حاصل گردد؟
در وادی سوم گفته میشود: امیدواریم با نگاهکردن به طبیعت، به ابعاد گستردهای برسید. همانطور که آقای مهندس بارهاوبارها در سیدیهایشان فرمودهاند: «ما باید از طبیعت الگو بگیریم.» اگر به طبیعت نگاه کنیم، میبینیم که یک بذر زمانی که میخواهد رشد کند، از دل تاریکی و سردی خاک آنقدر توان و قدرت دارد که خودش را بالا بکشد و تبدیل به جوانهای سبز شود؛ او ذرهذره تلاش میکند و سختیها را به جان میخرد تا رشد کند. در بحرانهای زندگی، اگر هر شخصی به نیروی درون خود اعتقاد و باور داشته باشد و بتواند از آن استفاده کند، میتواند از بحرانها گذر کند. همانطور که میدانیم انسان در سختی آفریده شده است؛ اما زمانی که از آن سختیها گذشت، میتواند انسانی کارآزموده و رها شود. این موضوع میتواند برای همه ما درسی باشد تا از آن نیرویی که خداوند در درون تکتک ما قرار داده است، استفاده کنیم و از بحرانهای زندگی بگذریم.
منظور از مبارزه نرم در این وادی چیست؟
مبارزه نرم، مبارزه بین افکار مثبت و منفی یا الهامات و القائات مثبت و منفی در انسان است. ازآنجاکه به انسان اختیار داده شده است، او همیشه بین یک دوراهی قرار میگیرد. زمانی که مسئلهای برایش پیش میآید، دو راه در مقابلش قرار میگیرد: ۱_ یک نیرو که دائم میگوید راهحلی برای مشکل وجود ندارد و در این حالت انسان دائماً از زمین و آسمان شکایت میکند و مدام ناامید است. ۲_ راه دیگر که در مقابل انسان است، این است که میگوید: تفکر کن، صبر کن، استقامت کن و تلاش کن تا بتوانی مشکلی را که به وجود آمده است را حل کنی. باید بدانیم که در مرحله خودشناسی، انسان همیشه با این نیروها مواجه میشود؛ یعنی نیروهایی که به او القائات منفی میدهند، یا انسانهایی که سر راه او قرار میگیرند و منفیباف هستند و میخواهند او را از مسیر ناامید کنند؛ حتی این اتفاق در صور پنهان انسان نیز میتواند از طریق همان الهامات و القائات منفی رخ دهد. اگر انسان این نیرو را کاملاً بشناسد، میتواند خودش به خودش کمک کند، مشروط بر اینکه از نیروی مثبت درون خود استفاده کند.
رویارویی با چالشهای زندگی گاهی انگیزهها را تضعیف میکند، از دیدگاه شما چگونه در برابر این چالشها امید خود را زنده نگه داریم و چه اصولی در این مسیر به ما کمک میکند؟
اگر بخواهم از کنگره بگویم، کاری که کنگره انجام داد، شاید از سالهای اول تأسیس، آقای مهندس با چالشهای زیادی مواجه بودند و سختیهای فراوانی را به جان خریدند؛ اما هیچ کمکی از جایی دریافت نکردند. کنگره تنها روی پای خودش ایستاد و هیچ کمک مالی از هیچ کجا دریافت نکرد. هیچ انتظاری هم نداشتند و فقط روی پای خود ایستادند و تلاش کردند. آقای مهندس همیشه میفرمایند: «ما از سختیهای زیادی گذشتیم تا توانستیم کنگره را سرپا نگه داریم، از خیلی موانع عبور کردیم تا توانستیم کنگره را به این درجه برسانیم و قوی پیش برویم»؛ پس نتیجه میگیریم اگر هر انسانی روی پای خودش بایستد، تلاش کند، در مسیری که پیشرو دارد صبر کند، تفکر مثبت داشته باشد و استقامت به خرج دهد، در نهایت میتواند به آن آرامش مدنظر برسد. بدانیم که ناامیدی چیزی جز غم و اندوه برای ما ندارد. در این وادی مثالی زده شده است: ناامیدی مثل موریانهای است که در وجود ما مینشیند و تمام افکار و اندیشههای مثبت ما را از بین میبرد. باید روی خودمان حساب کنیم و نگاه ما به هستی و خداوند، نگاهی مثبت باشد
مهمترین پیامد وادی سوم چیست؟
وادی سوم، وادی اتمام حجت است و میخواهد به من بگوید که کسی نمیتواند به من کمک کند، مگر اینکه خودم خواهان تغییر باشم. باید بدانم که هیچ نفسی بار نفس دیگر را به دوش نمیکشد؛ پس اگر میخواهم در مسیری و فرصتی که خداوند در اختیارم قرار داده است، استفاده کنم، بدانم که اولین کسی که میتواند به من کمک کند، خود من هستم. با آن نیرویی که خداوند در درون من قرار داده است، میتوانم خودم مشکلات خودم را حل کنم؛ زیرا بیشتر انسانها وقتی مشکلی برایشان پیش میآید، دیگران را مقصر میدانند.
اما این وادی مهمترین پیامی را که میخواهد به من بدهد این است که توقع خود را از دیگران به صفر برسانیم و ما را نسبت به آن نیروهایی که در درون ما است، بیدار میکند. این وادی بسیار تأثیرگذار است و امیدوارم که بتوانیم این وادی را کاربردی کنیم.
کلام آخر...
اگر این وادیها را به درستی کاربردی کنیم افکار ما کلأ تغییر میکند و باید بدانیم زمانی که افکار ما تغییر کرد رفتار ما هم تغییر خواهد کرد. ممنون و سپاسگزار آقای مهندس هستم بابت بستری که برای ما فراهم کردند و سپاسگزار شما هم هستم برای این فرصتی که در اختیار من گذاشتید؛ بسیار آموزش گرفتم و عرض خدا قوت دارم خدمت تمام دوستانی که در قسمت سایت خدمت میکنند.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر فرشته، رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر محبوبه (لژیون یکم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی نائین
- تعداد بازدید از این مطلب :
57