جلسه سوم از دوره سیویکم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی اروند آبادان به استادی همسفر آرزو، نگهبان موقتی همسفر سوسن و دبیر موقتی همسفر زهره با دستور جلسه «وادی سوم و تاثیر آن روی من» روز یکشنبه 3 خردادماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که به من اجازه داد که در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم، از راهنمای سفر اولم همسفر بدریه که در جمع ما حضور ندارند؛ اما خب تمام راهنماییهایشان در ذهن من ماندگار است، از مسافر بیات خیلی سپاسگزارم که ایشان روشنی راه من بودند و دلیل بهوجود آمدن حال خوب من و همچنین همسفر عاطفه و مسافر محسن که حضورشان در زندگی من و مسافرم همیشگی و تاثیرگذار است.
تشکر ویژه دارم از راهنمایم همسفر مولود که با آموزشهای ناب کنگره و کلام دلنشین من را از زیر «۶۰ درجه» یخزدگی با گرمای ۱۴ مقاله به وادی عشق بردند و حس اعتماد به نفسی که سالها در من مرده بود را دوباره زنده کردند، ایشان بودند که به من یادآوری کردند و میکنند که آرزو بفکر خودت باش و خودت را دوست داشته باش تا بتوانی دیگران را دوست داشته باشی و من را با واژه زیبای رها کن آشنا کردند من با رها کردن به خیلی چیزهای بهتری رسیدهام که یکی از مهمترین آنها حالخوش خودم هست.
اما دستور جلسه وادی سوم و تأثیر آن روی من؛ استاد امین میفرمایند: «شروع تغییرات اصلی در انسان یا اذن خارج شدن از تاریکی به وادی سوم مرتبط است.» در وادی سوم به ما میگوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمیکند؛ اینجا از کلمه باید استفاده شده، نگفته است؛ خوب یا شایسته یا بهتر است گفته شده است باید.
این وادی خودش یک کنگره میباشد؛ چرا که در کنگره زمانی بوده است که آقای مهندس توان چاپ چند جلد کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر را نداشتهاند، ولی حالا تواناییشان به ساخت دانشگاه رسیده است، اگر آقای مهندس به کمک دولت و نهادهای بینالمللی امید داشتند کنگره یک نهاد ضعیف و آسیبپذیر میشد که باید طبق تمایلات دیگران طی مسیر میکرد و از اصل کار خودش باز میماند.
الان این وادی دارد به من میگوید و هیچ موجودی؛ یعنی چه یعنی هیچ کس به اندازه خود انسان به خودش فکر نمیکند و این اولین ایرادمان بود که به فکر خودمان نبودیم؛ اما علتش چه بود؟ در اثر آموزشها و تربیتهای غلط خیلی به خودمان اهمیت ندادیم تا قبل از اینجا به ما یاد داده شده بود که بنشین، بسوز و بساز، در صورتی که اینجا به ما آموزش داده شد؛ بیاموز، بساز و سازندگی کن و برای خودت ارزش و احترام قائل باش.
به خودمان مراجعه کنیم و ببینیم چهقدر فرصتها را از دست دادیم، چهقدر دنبال ناجی بودیم، چهقدر به جای تغییر خودمان دنبال تغییر خانه و وسایل خانه بودیم و هیچ چیز تغییر نکرد، چون به این نکته توجه نداشتیم که همه چیز در درون ماست. این تأکید دستوری مثل یک شمشیر برنده روی باورهای غلط پیشین ما هست که فرد را از وابستگی به دیگران رهایی میبخشد، من باید بدانم با حال بد به اینجا آمدم و رایگان درمان شدم؛ پس اگر قدردان نباشم نعمت از کفم میرود و مسیر کنگره برایم ناپیدا میشود؛ باید حرکت میکردم و وظیفهام را انجام میدادم. وادی نهم میگوید: پیام برای کسانی است که قدم در دنیایی تازه نهادهاند و به خویش خویشتن توجه مینمایند، بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمایید و بر زمین و سماء توجه کنید کجا بهتر از اینجا.
در نهایت وادی سوم با صراحت تمام بار سنگین دلسوزی کاذب دیگران را از دوش فرد بر میدارد و به مسافر و همسفر اطمینان میدهد که نه پدر و مادر، نه همسر و نه هیچ کس دیگر به اندازه خود تو دلسوز و پیگیر حل مشکلات تو نیست؛ بنابراین خودت باید بیندیشی، تصمیم بگیری، حرکت کنی و با اتکا به خویشتن خویش، به مقصد رهایی برسی تا این حقیقت روشن برایت محقق بشود که هیچ موجودی به اندازه خود انسان به خویشتن خویش فکر نمیکند.
تشکر میکنم از همسفران و مسافرانی که در این برهه زمانی کنارشان سفر میکنم، آموزشهای زیادی از تکتک شما عزیزان میگیرم و تا ابد مدیون راهنمایم همسفر مولود هستم و درود بی پایان بر آقای مهندس حسین دژاکام و استاد امین عزیز که راه درست زیستن را که از قرآن بر آمده است به زبان ساده به همه ما میآموزند.

مرزبانان کشیک: همسفر لیلا و مسافر عباس
تایپیست: همسفر یاسمین رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر شکریه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
ویرایش و ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
1458