English Version
This Site Is Available In English

مقدمات درمان اعتیاد

مقدمات درمان اعتیاد

جلسه چهاردهم از دوره ‌ هفدهم ازسری کارگاه‌های آموزشی مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان، به استادی راهنمای مسافر بهرام، نگهبانی مسافر ادهم ودبیری مسافر حسین با دستورجلسه «در استحکام پایه‌های مالی کنگره ۶۰من چه کرده ام» درروزپنج‌شنبه ۳۱اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت۱۶ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان بهرام هستم، یک مسافر

خداوند بزرگ را شاکرم که به من فرصت داد تا در کنگره شصت قرار بگیرم و از آقای مهندس حسین دژاکام و خانواده محترمشان سپاس‌گذارم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا در کنار هم آموزش بگیریم .

 خیلی خوشحالم که امروز در نمایندگی جواد گلپایگان هستم اگرچه این روزها شاید خیلی از شعب به خاطر جنگ دچار مشکل شده باشند ،اما شعبه شما آسیبی وارد نشده است. ان شالله روزی برسد که نمایندگی گلپایگان یک ساختمان از خودش داشته باشه و ان شالله در فکر شعبه دوم باشید.

در مورد دستور جلسه اگر بخواهیم به این فکر کنیم که استحکام پایه های علمی و مالی کنگره من چه کردم؟ فکر می کنم که اولین چیزی که تو ذهن حسابگرانه ما بیاید این است که کنگره برای من چه کرده ا است ،این در حالی است که اگر بخواهیم ببینیم کنگره برای من چه کرده است باید ببینیم من اصلا چه می خواستم و نیاز من چه بوده است . هدف از خلقت انسان و نیرو های مثبت ومنفی در جهان آفرینش به تکامل رسیدن انسان بود تا انسان به جایی برسد که از آن انشعاب یافته است و این نیرو های مثبت و متفی سبب شدند تا انسان در یک اختلاف پتانسیل قرار بگیرد و توشه کوله بار خود را جمع کند.

  در جهان فیزیکی مشکلات بسیار زیادی وجود دارد که با آن درگیر شده ایم. اولین چیزی یک مصرف کننده با آن مواجه می شود و در اصطلاح به آن نیاز دارد درمان اعتیاد است.به خاطر داشته باشیم که ما در کنار درمان اعتیاد خیلی از صفات منفی دیگر هم ممکن است در این کوله بار باشیم که شامل : بخل، کینه، حسادت و دشمنی و نفرت می‌باشد.

 مسیر زندگی مسیری است که باید این نکات را بدانیم و آموزش بگیریم؛ زیرا با آموزش گرفتن کوله ما پر از علم، دانش و آگاهی می‌شود . کنگره حداقل کاری که برای یک مسافر انجام می‌دهد این است که مقدمات درمان اعتیاد که شامل جسم،روان و جهان بینی است را برای مسافر مهیا می‌کند و او را در مسیر آموزش قرار می‌دهد.طبق فرمایش استاد سردار « ما علم را اموخته ایم وعلم در ما وجود دارد؛ همچنین بخشی از صفات قدرت مطلق در ما وجود دارد اما با حرکت در مسیر ضد ارزش ها از ما گرفته شده است در نتیجه با حرکت به سمت ارزش ها و حرکت های درست می توانی خودت را احیا کنی.ماپر کنگره شصت یاد میگیریم وقتی راجع به موضوعی تفکر کنیم به ما الهام می‌شود ؛ همچنین با خدمت هایی که انجام نی دهیم و درس هایی که می‌خوانیم آموزش میگیریم و با روح خود آموزش ها را دریافت میکنیم و مسیر برای ما روشن می‌شود و انسان به تکامل می رسد. اگر خودمان را از کنگره شصت جدا بدانیم دچار جهل و نادانی شده ایم که انها کاری که می‌توانیم بکنیم این است که جهل و نادانی را کنار بگذاریم و دانش و آگاهی را برداریم. مهم ترین کاری که کنگره شصت برای ما انجام می دهد درمان انسان است ،چون تا درمان اتفاق نیفتد راه برای انسان باز نمی‌شود. خداوند می خواهد که انسان از تاریکی بیرون بیاید ولی این اتفاق. برای همه انسان ها نمی افتد بنابراین ما باید قدردان آقای مهندس واین صندلی هایی که می نشینیم و آموزش می گیریم باشیم. در مورد علم کنگره طبق فرمایش استاد سردار «شما باید معلمی باشید برای انهایی که می خواهند.»؛ زیرا بعضیا می خواهند ولی بلد نیستند اما بعضی ها نمی خواهند و نمی توانند و ما باید اینها رو باید جدا کنیم. کسانی که خواهان علم باشند تنها آن را نمی آموزند بلکه آن را عملیاتی می کنند و به دیگران نیز انتقال نی دهند. یک ان جی او برای اینکه بتواند به حرکت خودش ادامه بدهد نیاز دارد تا از لحاظ مالی حمایت شود.الان جناب اقای مهندس از ساخت دانشگاهی بالغ بر بیست هکتار سخن می گویند.

درنتیجه در استحکام پایه های مالی تماشاچی نباشیم ما باید آخته ها و علم خودمان را کاربردی بکنیم و قطعا کاربردی کردن علم به ما یاد می دهد که بتوانیم قوی بشویم و در بحث مالی کنگره هم شرکت بکنیم.

دیده بان محترم آقای زرکش هم می فرماید: باید این قدرت بخشش را در خودمان به وجود بیاوریم که در بازی نفس به آن بگویم ببین من برنده شده ام ببین این تو نیستی که برنده شده‌ای بنابراین خیلی مسائل به هم ربط دارد چه درصور آشکار که کمک می کند که ما در کنگره بتوانیم موفق باشیم .فقط یه داستان از آقای منصوری برای شما بگویم . داستان آهوهایی که رفتند پیش حضرت موسی و گفتندمی آیید پیش خدا برویم از خدا بپرسیم که چرا باران نمی آید؟

حضرت موسی آنها را به بالای کوه بر آنها به دوستان خود گفتند اگر خیر خوشحال کننده بود می رقصیم که بدانید اما خداوند فرمودند که شش ماه دیگر باران می‌آید با این حساب دلشان نیامد و برای امید دادن به آهو های دیگر رقصیدند که همان لحظه باران شروع به باریدن کرد .موسی از خدا پرسید مگه الان نگفتید که باران نیست خداوند گفت ولی حال انها رو ببین انها حاضر نشدن دوستان خود را ناراحت کنند من چرا ناراحت کنم.ف قی ندارد که از کدام شهر طایفه یا قبیله باشیم درنهایت خود را رهجوی کنگره شصت بدانیم.تا شعبه ما شعبه آقای مهندس باشد و از صفر تا صد علم آقای مهندس در شعبه اجرا شود این کمک می کنه که یک شعبه پویا باشه. در اخر ازتمام خدمت گزارن شعبه جواد تشکر میکنم و به انها خدا قوت می‌گویم.

تایپ و ویرایش مسافر رضا لژیون هفتم

عکس مرزبان خبری مسافر نریمان 

تنظیم وارسال مسافر محمد لژیون سوم

مسافران و همسفران نمایندگی جواد گلپایگان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .