دنیا کوه هست و فعل ما ندا
باز می آید این نداها را صدا
یعنی
هر چه کنیم به خود کنیم
گر همه نیک و بد کنیم
قال لله في القرآن الكريم
《لا حول قوة الابالله العلي العظيم》
هیچ نیرویی نیست که بدون اذن و ارادهی خداوند، قدرت عمل داشته باشد.
سلام دوستان. داوود هستم، یک مسافر
به یاد دارم ایامی را که در رنجی بیپایان به سر میبردم و به معنای واقعی، روزگار برایم جهنم شده بود. شب به انتظار روز، و روز را به انتظار شب و گویی روزگار را به انتظار سپری میکردم. شبهنگام که همه در خواب بودند، عنان از کف داده و از بیتعادلیِ جسم و جان، گریه سر میدادم که خدایا! نه مصرف مواد، نه نعشگی و نه حتی در ترک مواد هم حال خوبی ندارم. ای کاش مرگ مرا میدادی، راحت میشدم از این زندگی زجرآور!¡!..
چندیدنبار در سال برای تدکِ مواد اقدام میکردم، اما عدم تولید مواد شبه افیونی در قسمت سیستم عصبی از،یک طرف، و تکرار چرخه باطلِ ترکِ موادمخدر به روش سقوط آزاد، از طرف دیگر، عاملی شده بود که نه تنها جسمم، که روح و روانم نیز همواره بههمریخته باشد.
یقینا مطلب جهانبینی بر کل این امور صحّه میگذاشت.
اینجا بود که زاویهای از زوایای آموزشی در کنگره۶۰ با این پیام "باید دانست هیچ موجودی به میزان خودِ انسان به خویشتنِ خویش فکر نمیکند" گویی
دری به رویم باز شد.
خواستهام برای جدایی از مواد قوی بود، اما نه تفکر سازندهای بود و نه راهی نمایان. لذا رسیدن به دانایی، به مراتب مشکل مینمود. تاریخ تکرار میشد و تکرار تاریخ حاصلی جز یاس و ناامیدی برایم نداشت. در این اثناء بار مسئولیت را محقانه به عهده خداوند میگذاشتم چرا که در باوری غلط ندای الهی را بدینگونه شنیده بودم که هر چه هست به خواست و اراده خداوند است. غافل از اینکه در حل مشکلات انسان، بیشترین بار مسئولیت بر گردن خودِ فرد میباشد.
اگر بیتعادلی در زندگی هست، اگر برخوردار از حال خوب نیستی و ..... همه و همه بهخاطر تفکرات غلط و انتخاب راهِ در بیراههها بود.
بر اساس عنوان وادی "هیچ کس به اندازهی خودِ فرد، به خویشتنِ خویش فکر نمیکند" پس شایسته است با تعقل و تدبیر، برای از میان برداشتن معضلات و حل مشکلات، به آرامی قدم برداریم. ممکن است در شروع بگوییم این سرنوشت من است، ژن معیوب از پدر و مادر به من رسیده و باید بسازم و بسوزم. مگر اینکه کاملا عقلانی و البته با صبوری برای حل مشکلات اقدام نماییم.
حرکتِ در این مسیر، پرداختن به ارزشها، تزکیه و پالایش و دوری از نیروهای اهریمنی و تخریبی، به عنوان قدم اول شمرده میشود.
یقینا القاء و احیای مثبت و منفی در دوراهیِ تقوا و فسق و فجور، چراغی برای هدایت مییاشد.
باید تمام سختیها را با دل و جان بپذیریم. به قول معروف "درختان ایستاده میمیرند"، به خود بگوییم:
در زندگی، جوانهی عشق و تخم دانایی با عمل سالم شکوفا میشود. ناامیدی را از خود دور کنیم، با بالا بردن نقطه تحمل، آرام آرام موانع و سدها را کنار زده و نیک بدانیم "میوهی درختِ سبز، شیرین است".
لازم به ذکر است در تمامی موارد و تصمیمات، مسئولیت کار و زندگی بر عهده ماست. در حل مسائل از سختیها نهراسیم و البته خود را به تیر تدبیر و تعقل مجهز کنیم.
این گفته بدان معنا نیست که از نظر مشورتیِ دیگران و کمک و ارادهی الهی استفاده نکنیم، بلکه در جهت فرمانبرداری و حل مسائل، از زمین و زمان حداکثر استفاده را کنیم. پس:
"باید دانست، هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتنِ خویش، فکر نمیکند"
تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا-ل ۱۲
«مسافرانِنمایندگی پرویناعتصامیِاراک»
- تعداد بازدید از این مطلب :
107