وادی سوم یکی از بنیادیترین وادیها در جهانبینی کنگره ۶۰ است، زیرا انسان را از حالت انتظار و وابستگی بیرونی به مرحلهای میبرد که خود را فاعل اصلیِ تغییر بداند. این وادی با جملهای آغاز میشود که در ظاهر ساده است اما در عمق یک قانون هستیشناختی را بیان میکند؛ هیچکس به اندازهٔ خود انسان به خودش فکر نمیکند. این جمله نه دعوت به خودخواهی بلکه دعوت به مسئولیتپذیری است، یعنی انسان باید بداند که هیچکس حتی نزدیکترین افراد نمیتواند درد، نیاز، بحران یا آرزوی او را دقیقتر از خودش درک کند. آقای مهندس دژاکام بارها توضیح داده است که انسانها معمولاً در بحرانها به دنبال ناجی بیرونی میگردند، کسی که بیاید و همهچیز را درست کند اما این انتظار نوعی خودفریبی است، زیرا انسان با انداختن بار مسئولیت بر دوش دیگران از پذیرش نقش واقعی خود فرار میکند.
آقای مهندس مثال میزنند، اگر کسی گرسنه باشد هیچکس به اندازهٔ خودش برای غذا خوردن عجله ندارد، اگر خانهاش آتش بگیرد اولین کسی که باید برای نجات اقدام کند خود اوست، اگر در چاه بیفتد تا زمانی که دستش را بالا نیاورد هیچ دستی از بیرون نمیتواند او را بیرون بکشد. این مثالها نشان میدهد که کمک بیرونی تنها زمانی معنا دارد که حرکت درونی آغاز شده باشد. در تحلیل وادی سوم مفهوم خواستن، جایگاه ویژهای دارد. خواستن، در این وادی صرفاً یک میل یا آرزو نیست، بلکه یک تصمیم فعال است که انرژیِ حرکت را آزاد میکند. آرزو، حالت منفعل دارد انسان آرزو میکند اما حرکت نمیکند. اما خواستن، نقطهٔ آغاز تغییر است همان لحظهای که فرد میگوید، این مسیر را میخواهم و برایش اقدام میکنم. آقای مهندس توضیح میدهند که جهان با انسانهای فعال همراه میشود، نه با کسانی که در سکون و شکایت باقی میمانند.
این اصل در درماناعتیاد نیز کاملاً مشهود است. هیچکس نمیتواند یک مصرفکننده را مجبور به درمان کند تا زمانی که خودش نخواهد، هیچ تغییری رخ نمیدهد. بنابراین وادی سوم، نقطهٔ عبور از وابستگی به خوداتکایی است از انتظار به اقدام از توهم به واقعیت. این وادی همچنین نقدی جدی بر ذهنیتی است که انسان را در حالت انتظار برای کمک نگه میدارد. بسیاری از انسانها تصور میکنند که دیگران باید مشکلاتشان را حل کنند خانواده، جامعه، دوستان، یا حتی نیروهای ماورایی، اما وادی سوم میگوید؛ دیگران نهایتاً میتوانند کمک کنند اما شروعکنندهٔ مسیر باید خود فرد باشد. این اصل، انسان را از کودکوارگی به بزرگسالی میبرد. کودک همیشه منتظر است کسی بیاید و مشکلاش را حل کند اما انسان بالغ میداند که باید خودش آغازگر باشد.
اقای مهندس این موضوع را با مثال چراغِ خاموش توضیح میدهند؛ اگر چراغی خاموش است تا زمانی که کلید را نزنی روشن نمیشود، یعنی تغییر نیاز به عمل دارد نه، آرزو. در بخش دیگری از تحلیل وادی سوم به شناخت تواناییهای درونی اشاره میکند. انسان قدرتهای زیادی دارد که خودش از آنها بیخبر است اما این قدرتها تنها زمانی فعال میشوند که فرد تصمیم بگیرد حرکت کند تصمیمِ واقعی، انرژی عظیمی آزاد میکند انرژیای که میتواند انسان را از تاریکی به روشنایی ببرد این انرژی همان چیزی است که در کنگره۶۰ از آن بهعنوان نیروی سازنده یاد میشود. اما این نیرو فقط زمانی فعال میشود که فرد از حالت انتظار بیرون بیاید و بگوید، من مسئول زندگی خودم هستم. وادی سوم همچنین دربارهٔ توقعنداشتن از دیگران صحبت میکند.
توقع زیاد انسان را ناامید و خشمگین میکند، زیرا دیگران مشغول زندگی خودشان هستند حتی اگر ما را دوست داشته باشند، باز هم نمیتوانند همیشه کنارمان باشند. بنابراین انسان باید یاد بگیرد که روی پای خود بایستد. این وادی میگوید، اگر من به فکر خودم نباشم، چه کسی خواهد بود؟ این جمله دعوت به بیداری، دعوت به خروج از خواب غفلت، دعوت به پذیرش مسئولیت است. وادی سوم میگوید؛ اگر تو حرکت کنی نیروهای کمکی نیز از راه میرسند، اما اگر حرکت نکنی حتی بهترین کمکها نیز بیاثر میمانند. در نهایت وادی سوم، انسان را در برابر خودش قرار میدهد اگر تو آغازگر نباشی، هیچچیز آغاز نمیشود و اگر تو بخواهی، همهچیز ممکن میشود. این وادی، نقطهٔ عبور از وابستگی به استقلال از انفعال به کنش و از تاریکی به روشنایی است. انسان در این وادی میفهمد که نجاتدهندهٔ اصلی زندگیاش خودش است و این فهم، آغاز رهایی است.
مرزبان خبری: همسفر مینا
نویسنده مطلب: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم)
عکاس: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر بتول(لژیون دوم)
ویرایش: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر آزاده(لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رازی
- تعداد بازدید از این مطلب :
184