English Version
This Site Is Available In English

مروری بر خاطراتم

مروری بر خاطراتم

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر.

کنگره ۶۰ مانند یک قطب‌نما است که به انسان کمک می‌کند تا در هر شرایطی، مسیر درست را پیدا کند. وقتی قلم را در دست می‌گیرم و می‌خواهم از زیبایی‌ها و کرامت‌ها بنویسم، گویا قلم هم مانند من در برابر این‌همه خوبی، قاصر و مات می‌ماند.

مروری بر خاطراتم می‌کنم و برگ‌های زندگی‌ام را ورق می‌زنم. روزهای تلخ گذشته را به یاد می‌آورم؛ بر اثر اعتیاد مسافرم، شب‌ها و روزهایم در تاریکی بود. همه‌چیز در استرس و عصبانیت می‌گذشت و نمی‌دانستم با فرزندانم چگونه رفتار کنم. آن‌ها از رفتار من می‌فهمیدند که دلیلی برای ناراحتی‌ام وجود دارد. در آن دوران، مسافرم حتی نمی‌دانست فرزندانمان کلاس چندم هستند. هر زمان که مدرسه کار داشت و از او می‌خواستم که برود، امتناع می‌کرد؛ چرا که قیافه‌اش بر اثر اعتیاد چنان لاغر شده بود که از حضور در جامعه خجالت می‌کشید. حتی اهل مسافرت هم نبود، چون تمام فکر و ذکرش در گروِ موادی بود که به او دستور می‌داد. زمانی که نشئه بود، خوشحال بود و زمانی که خمار بود، اصلاً نمی‌شد با او صحبت کرد.

بعد از ۱۵ سال، او تصمیم گرفت به کنگره بیاید و من هم دو ماه بعد وارد کنگره شدم. الان که این جملات را می‌نویسم، باورش برایم سخت است؛ انگار هیچ‌وقت مسافرم اعتیاد نداشته است! او با ورود به کنگره، از راه درست درمان شد و پس از ۱۱ ماه سفرِ اول، وارد سفر دوم و آموزش‌های جهان‌بینی شد. با نوشتن سی‌دی‌ها و آموزش‌گرفتن، انگار به آدم دیگری تبدیل شد.

خداوند را شاکرم که روزنه‌ی نوری در زندگی‌ام پدیدار شد و از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم که باعث آرامش زندگی من و امثال من شدند.

 

نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر اکرم لژیون سوم
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا لژیون اول(دبیر سایت)

نمایندگی همسفران شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .