
جلسه هشتم از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی، عمومی کنگره۶۰ نمایندگی شیخبهایی اصفهان با استادی راهنما مسافر علی، نگهبانی مسافر موسی و دبیری مسافر اکبر با دستور جلسه «در پایههای علمی و مالی کنگره۶۰ من چه کردهام و دستور جلسه دوم؛ تولد سومین سال رهایی مسافر حسن» در روز پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، علی هستم یک مسافر.
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر به ما اجازه داد دور هم جمع شویم و یک روز دیگر را در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰، در بهشت روی زمین کنار یکدیگر باشیم.
طبق رسم جلسات روز پنجشنبه، امروز دو دستور جلسه داریم. دستور جلسه نخست که در طول هفته درباره آن بسیار صحبت و بحث شده است، «در پایههای علمی و مالی کنگره۶۰ چه کردهام؟» است. دستور جلسه دوم نیز جشن سومین سالگرد رهایی مسافر حسن میباشد.
در ارتباط با دستور جلسه نخست، به اعتقاد من این دستور جلسه بسیار سخت است؛ زیرا قبل از اینکه بخواهم بگویم من چه کاری انجام دادهام، باید ببینم کنگره۶۰ چه کارهایی برای من انجام داده است.
وقتی من وارد کنگره۶۰ شدم، با یک تشکیلات منظم و مرتب روبهرو شدم که همه چیز برای بیرون آمدن من از جهان تاریکی و از جهان مخوف اعتیاد فراهم شده بود. آیا چنین ساختاری به همین سادگی بهوجود آمده است؟ وقتی از نظر علمی به آن نگاه میکنم و میبینم از لحاظ علمی چه چیزی به من داده است، متوجه میشوم که سراسر روش "D.S.T" بر پایه علم است؛ دانشی که جناب آقای مهندس حسین دژاکام آن را کشف کردند و بدون هیچ چشمداشتی به ما هدیه دادند.
در مرحله اول همین علم به من داده شد؛ زیرا قبل از آن راههای زیادی را رفته بودم و چون آن راهها علمی نبود، همیشه با مشکل روبهرو میشدم. چند پله بالا میرفتم و ترک انجام میدادم و وارد دره عذاب و سختی میشدم؛ اما دوباره چند پله بعد سقوط میکردم. وقتی وارد کنگره۶۰ شدم دیدم چه روش خوب و درستی وجود دارد. آرامآرام علم، دانش و تفکر من تغییر کرد و جسم من دوباره زنده شد.
امروز اگر پیشرفتهترین کشورها را نگاه کنیم، میبینیم که از چنین نعمتی بیبهره هستند. امکانات و زمین را در اختیار دارند؛ اما خدمت ندارند؛ اما در اینجا گفته میشود راه مستقیم چیست و نشانههای راه مستقیم کدام است. گفته میشود وقتی انسان به پایان مسیر میرسد باید در سلامت باشد و نشانهای از به همریختگی در او وجود نداشته باشد و سالم و صحیح به مقصد برسد.
وقتی یک نفر سفر خود را آغاز میکند، دقیقاً همین اتفاق برای او رخ میدهد. ابتدا حال خوبی ندارد و مشکلات جسمی زیادی دارد. پرش پا دارد، مشکل خواب دارد و در وضعیت به همریخته قرار دارد؛ اما زمانی که به روز رهایی میرسد، میبیند انسان دیگری متولد شده است. آیا این میتواند چیزی غیر از علم کنگره۶۰ باشد؟
در مورد درمان سیگار و اضافهوزن نیز همین موضوع وجود دارد و این علم در هیچجای دنیا به این شکل اتفاق نیفتاده است. اخیراً آقای مهندس دژاکام کتاب «کاهش وزن و ساختمان جسم» را رونمایی کردند و آن را در اختیار عموم قرار دادند. من چند نسخه از این کتاب را تهیه کردم و در محل کارم گذاشتم. بعد از مدتی دیدم تقاضا برای این کتاب بیشتر شد. بعضی از افراد آن را خواندند و وقتی دیدند مطالب آن درست و کاربردی است، دوباره آمدند و درخواست کتاب کردند.
وقتی درباره این کتاب صحبت میشود، همه متوجه میشوند که با وجود حجم کم، مطالب بسیار روشن و واضح و بدون کلمات اضافی در آن بیان شده است و این همان علم است. همانطور که جناب آقای مهندس میفرمایند: «علم چیزی است که وقتی آن را روی سنگ بگذاری تبدیل به پول میشود و وقتی آن را روی بیماری بگذاری، بیماری برطرف میشود».
اعضاء زیادی هستند که مشکلاتی مانند سرطان، اماس یا بیماریهای لاعلاج دیگر داشتهاند و مسائل آنها برطرف شده است. امروز نیز تولد سومین سال رهایی مسافرحسن است. پسر ایشان وارد کنگره۶۰ شد و در کنار حل شدن مشکل اعتیاد، مشکل بیماری او نیز برطرف شد. بنابراین از نظر علمی چه چیزی در کنگره۶۰ کم است؟
اگر از نظر مالی نگاه کنیم، میبینیم صندلیها فراهم است و راهنما در اختیار ما قرار میگیرد. چقدر خوب میشد اگر در تمام مراحل زندگی یک راهنما در کنار انسان وجود داشت. من به اینجا میآیم و هر مشکلی که برایم پیش بیاید یک راهنما دارم؛ فردی که این مسیر را قبلاً طی کرده است. من نیز مسیر را ادامه میدهم و در نهایت به آرامش و خوشی میرسم. گاهی شخصی در ابتدا از نظر مالی وضعیت خوبی ندارد؛ اما وقتی قوانین و سیستم را درست اجرا میکند، بعد از چند سال میبینیم که هم از نظر مالی قوی شده است و هم از نظر تفکر رشد کرده است.
پس کنگره۶۰ قبل از اینکه چیزی از من دریافت کند، به من میدهد. این سیستم چقدر زیبا عمل میکند. در بسیاری از جاهای دنیا وقتی وارد مجموعهای میشویم، در ابتدا از ما درخواست پرداخت میکنند؛ اما در اینجا گفته میشود زمانی اجازه پرداخت داری که به مرحلهای رسیده باشی که بتوانی پرداخت کنی. حتی زمانی اجازه داری به عنوان راهنما بیایی و زکات علم خود را پرداخت کنی که این مسیر را طی کرده باشی و سالم و قوی باشی و علم کنگره۶۰ را به دست آورده باشی.
در مسائل مالی نیز همینگونه است. شرکت کردن در این بخش به سادگی نیست. هر هفته افراد زیادی میآیند و حتی با التماس و گریه میگویند که میخواهند کمک مالی کنند؛ اما جناب آقای مهندس دژاکام اجازه نمیدهند. چرا اجازه نمیدهند؟ چون میفرمایند: «ابتدا باید خودت قوی شوی». کسانی هستند که به کنگره۶۰ پول پرداخت میکنند؛ اما تو باید ابتدا قوی شوی تا بتوانی درست پرداخت کنی.
وقتی انسان قوی شود، همیشه میتواند ببخشد. وقتی قوی شوی مانند یک چشمه جوشان میشوی که همیشه آب از آن جاری است. بنابراین این سیستم بسیار زیبا و دقیق عمل میکند. حالا سؤال این است که من، باید چگونه عمل کنم؟ باید به این نعمتی که خداوند به من داده و به این مکانی که خداوند اجازه داده در آن حضور داشته باشم توجه کنم و زکات خود را پرداخت نمایم. میتوانم در جایگاه راهنما خدمت کنم، میتوانم نگهبان نظم باشم، میتوانم مهماندار باشم، میتوانم در بخش "OT" خدمت کنم و یا در نشریات فعالیت داشته باشم.
من هر جایی که بتوانم حتی یک صندلی را جابهجا کنم، میآیم و خدمت میکنم. در بخش مالی نیز صددرصد شرکت میکنم. اصلاً مبلغ آن مهم نیست؛ باید ببینم توان من چقدر است و بر اساس توان خود آن کار را انجام دهم. وقتی کسی در حال خدمت کردن است، اگر بخواهید خدمت را از او بگیرید کار سادهای نیست. خدمتها دورهای است و وقتی قرار است خدمت را به شخص دیگری تحویل بدهند، فرد ناراحت میشود؛ با اینکه زمان و وقت گذاشته است و برای انجام آن خدمت میآمده است.
خیلی وقتها هم تمام اعضاء کنگره۶۰ از جیب خود هزینه میکنند؛ اما باز هم دوست دارند آن کار را انجام بدهند. چرا؟ چون مزد این سپاسگزاری همیشه همراه انسان است. انسان در بهشتی قرار میگیرد که رحمت آن دائما جاری است، حال خوش به او میدهد و برکت در زندگیاش جاری میشود. اگر میبینید در خدمتها همیشه رقابت وجود دارد و افراد میخواهند از یکدیگر سبقت بگیرند، به همین دلیل است. امیدوارم من علی نیز بتوانم در این مسیر قرار بگیرم. من همیشه میگویم وقتی خداوند اجازه میدهد کاری را انجام بدهی، وقتی کنگره۶۰ اجازه میدهد کاری را انجام بدهی و وقتی جناب آقای مهندس اجازه میدهند ما کاری را انجام بدهیم، این خودش یک نعمت بزرگ است.
وقتی آقای مهندس که خالق کنگره۶۰ هستند میفرمایند: «من به این سیستم بدهکارم»، من علی دیگر چه میتوانم بگویم؟ جز اینکه وقتی خداوند توفیق انجام کاری را به من میدهد، باز هم در مقابل خداوند بدهکار میشوم و باید شکر و سپاسگزاری عملی انجام بدهم؛ سپاسی که فقط در حد کلام نباشد. یک سیستم برای اینکه بتواند به درستی کار کند، باید سه اصل مهم داشته باشد؛ نیروی متخصص، علم واقعی و منابع مالی. امیدوارم به این تفکر برسم و بتوانم در این مسیر حرکت کنم.
دستور جلسه دوم:
سومین سالروز رهایی مسافر حسن است. این رهایی را به خود ایشان، خانواده محترمشان، جناب آقای مهندس دژاکام و همه شما عزیزان تبریک عرض میکنم.
در مورد مسافر حسن باید بگویم که هم شیطنتهای خاص خودش را در لژیون داشته است و هم برکت و انرژی خوبی برای لژیون بوده است. من فقط میدانم خانوادهاش از دست او سختیهای زیادی کشیدهاند. مسافر حسن آمد و سفر خود را آغاز کرد. بعد از حدود دو ماه سفر را جدی گرفت و درست حرکت کرد. بعد از مدتی دو نفر از بچههای او نیز وارد کنگره۶۰ شدند و خدا را شکر به حال خوبی رسیدند. مسافر محمد که بیماری سختی داشت، الحمدلله امروز وقتی انسان او را میبیند از سلامتی و حال خوبش لذت میبرد و بعد از لطف خداوند، این حال خوب را مدیون کنگره۶۰ و جناب آقای مهندس دژاکام است.
مسافر حسن در دو ماه اول که وارد شده بود، معمولا ساز مخالف میزد؛ اما خدا را شکر حسن تا آخر سفرش ایستاد. رهجوی فرمانبرداری بود و در لژیون هم ویژگی خاصی داشت؛ مسافر حسن بسیار قدرتمند است و قدرت جذب بالایی دارد. حدود یک سال پیش سفر سیگار خود را آغاز کرد. بعدها متوجه شدیم که مسافر حسن سفر سیگار خود را کامل به پایان نرسانده است؛ اما زمانی که آمد و رهایی را گرفت و طعم شیرین زندگی را چشید، دیدیم که لژیون دوباره انرژی گرفت. به مسافر حسن عزیز تبریک عرض میکنم؛ هم به خاطر رهایی خودش و هم به خاطر پسران خوبش که در مسیر درست قرار گرفتهاند و راهنمایانشان از آنها رضایت کامل دارند و واقعا در لژیون کمک میکنند.
در پایان بهترینها را برای ایشان آرزو میکنم و امیدوارم خیر و برکت از خانوادهاش ببیند. مسافر حسن انسان بسیار خوب و خوش برخوردی است. معجزه کنگره۶۰ همین است؛ اگر انسان در مسیر اشتباه قرار بگیرد، دیگران را هم با خود به همان مسیر میبرد؛ اما اگر در مسیر الهی قرار بگیرد، باز هم دیگران را با خود به سمت روشنایی هدایت میکند.

آرزوی مسافر:
خواستهام این است که انشاءالله کنگره۶۰، جهانی شود و خداوند عمری بدهد تا من هم در هر زمینهای که باشد، خدمتگزار باقی بمانم.
خلاصه سخنان مسافر:
سلام دوستان، حسن هستم یک مسافر
در ابتدا از جناب آقای مهندس دژاکام صمیمانه تشکر میکنم که چنین بستری را فراهم کردند تا امثال من که سی سال تخریب داشتند، وارد کنگره۶۰ شوند و به درمان برسند. خدا را شکر اذن ورودم صادر شد و امروز سه سال است که در کنگره۶۰ حضور دارم و در خدمت علیآقا هستم و البته ایشان را هم گاهی اذیت میکنم! از راهنمای بزرگوارم، آقا علی بسیار سپاسگزارم. همچنین از راهنمای تازهواردین و از همسفران عزیزم تشکر میکنم. از راهنمای اول همسفرم، خانم پریسا و خانم نگار نیز بسیار ممنونم که با آموزشهایشان باعث شدند خانواده ما به آرامش برسد؛ همچنین از گروه مرزبانی، ایجنت و نگهبان جلسه هم صمیمانه سپاسگزارم.
اگر بخواهم از سفر اولم بگویم، واقعاً بسیار پرحاشیه بودم؛ اما خدا را شکر وارد کنگره۶۰ شدم و همانطور که آقا حمید گفتند: من هزار درجه تغییر کردم و همهٔ اینها از آموزشهای کنگره۶۰ است. هیچکس در خانه نمیتوانست با من صحبت کند، زیرا خیلی پرحاشیه و بیتعادل بودم؛ اما خدا را شکر با حضور در کنگره۶۰ هم من و هم خانوادهام به حال خوش رسیدیم.
پسرم محمد بیماری صرع داشت؛ سالها دکتر رفت و بیست سال دارو مصرف کرد؛ اما به لطف کنگره۶۰ درمان شد. از آقای مهندس و از کل این سیستم بینظیرشان تشکر میکنم. بعد از رهایی من، از همان روز اول تغییرات زیادی در زندگیام به وجود آمد. خدا را شکر حسام، پسر بزرگم سفر کرد و رها شد و پس از او محمد نیز به رهایی رسید. رهایی هر سه نفرمان را مدیون زحمات آقای جیهانی هستیم.
از همسفر عزیزم تشکر ویژه میکنم؛ ایشان در سفر اول خیلی برای من زحمت کشید. البته اوایل سفر اصلاً با آمدن من به کنگره۶۰ موافق نبود و میگفت: اگر بروی، دوباره شروع میکنی. دو ماه اول سفرم به کنگره۶۰ نمیآمد؛ اما بعد از سه ماه که تغییرات من را دید، یک پنجشنبه همراه من آمد؛ آن روز جشن بود و همسفرم از کنگره۶۰ خوشش آمد. الان هم از من جلوتر است؛ دائم سیدی مینویسد و من کارهای خانه را انجام میدهم!
در انتها یک بار دیگر از آقای جیهانی و از همسفر عزیزم تشکر میکنم که بسیار برای من زحمت کشیدند.
خلاصه سخنان مسافر:
سلام دوستان، حسام هستم یک مسافر
از آقای مهندس تشکر میکنم که این بستر را برای ما فراهم کردند تا مسافران و همسفران بتوانند به رهایی و آرامش برسند. از راهنمای خودم آقا علی و همچنین از راهنمای مادرم، خانم نگار تشکر میکنم. از راهنمای سفر اول مادرم خانم پریسا و همچنین از راهنمای پدرم، آقا هادی که در سفر اول راهنمای ایکس و سیگار ایشان بودند، سپاسگزارم.
خلاصه سخنان مسافر :
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
در ابتدا از آقای مهندس سپاسگزاری میکنم که چنین بستری را فراهم کردند تا ما بتوانیم به این حال خوش برسیم. ما دو برادر از لحاظ اعتیاد وضعیت بدتری داشتیم. هر وقت پدرمان از کنگره۶۰ برمیگشت و پیام کنگره۶۰ را به ما منتقل میکرد، من همیشه میگفتم: خودت سی سال مصرف کردی، حالا که ما اول مسیر هستیم میخواهی ما را نصیحت کنی؟
خدا را شکر میکنم که وارد کنگره۶۰ شدم. بیماریای داشتم که بیست سال برایش دکتر رفتم و هیچکس حتی مقدار خیلی کمی از داروهایم را نتوانست کم کند. هرچه میگذشت بیشتر میشد و من روزی یازده قرص میخوردم. داروی اعصاب مصرف میکردم، تشنج میکردم و بارها به خاطر همین مشکل تصادف کردم. با این حال خودم هیچوقت به فکر درمان واقعی نبودم، تا اینکه پدرم وارد کنگره۶۰ شد و پیامش را به ما رساند و ما هم آمدیم، سفر کردیم و به این حال خوش، درمان و سلامتی رسیدیم.
از آقا علی، راهنمای عزیزمان تشکر میکنم که خیلی برای ما زحمت کشیدند و ما هم واقعاً ایشان را اذیت کردیم. از تمام خدمتگزاران، ایجنت محترم، مرزبانان، خدمتگزاران بخش "OT"، بچههای نشریات و همه عزیزانی که برای آرامش ما تلاش میکنند، سپاسگزارم. از مادرم هم تشکر ویژه میکنم؛ ایشان در سفر سه نفر ما واقعاً هیچ کم نگذاشتند؛ از زمانبندی دارو گرفته تا کوچکترین نیازها، همیشه به فرمان بودند. از راهنمای سفر اولشان خانم پریسا و راهنمای سفر دومشان خانم نگار نیز بسیار ممنونم.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان، نگار هستم یک همسفر
خداوند بزرگ و مهربان را سپاسگزارم که به واسطه این تولد زیبا در این جایگاه قرار گرفتم. این تولد را در رأس به جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان تبریک میگویم. همچنین به راهنمای محترم مسافر، آقا علی، به خود مسافر حسن، فرزندان عزیزشان و به خانم معصومه عزیزم تبریک و تهنیت عرض میکنم و امیدوارم که در ادامه در کنگره۶۰ بمانند و خدمت کنند.
اگر بخواهم در مورد خانم معصومه صحبت کنم، ابتدا باید تبریک ویژهای به خانم پریسای عزیز، راهنمای سفر اول ایشان بگویم. ایشان تمام تاریکیها و تخریبهای خانم معصومه را دیدند و برای زحماتشان واقعاً دست مریزاد میگویم.
من شاهد رشد خانم معصومه از همان ابتدا بودم. میدیدم که چقدر تشنه آموزش هستند و با چه خلوص و فروتنی فرمانبرداری میکنند؛ همین فرمانبرداریها باعث شد که امروز در جمع خدمتگزاران کنگره۶۰ باشند. اکنون در قسمت آبدارخانه خدمت میکنند و همه از دیدن متانت، وقار و گشادهرویی ایشان لذت میبرند و در کنارشان احساس خوبی دارند.
بچههای لژیون همیشه از ایشان تعریف میکنند. واقعاً هم در لژیون و هم در کنگره۶۰ بسیار فعال هستند. برایشان آرزو میکنم که در ادامه مسیر، با همین فرمانبرداری و خدمت، انشاءالله در سالهای آینده شالهای مرزبانی و نگهبانی را تجربه کنند و جزء خدمتگزاران و ماندگاران کنگره۶۰ باشند.
آرزوی همسفر:
آرزو میکنم هر مادری که پشت این درب میایستد و رویای درمان فرزندش را دارد، انشاءالله اذن ورودش به کنگره۶۰ صادر شود؛ تا به سلامتی و رهایی برسند و بتوانند این حال خوشی را که من امروز در این مکان تجربه میکنم، لمس کنند.
خلاصه سخنان همسفر:
سلام دوستان، معصومه هستم یک همسفر
خداوند بزرگ را شکر میکنم که اذن ورود من به کنگره۶۰ صادر شد و توانستم به این مکان بیایم و به آرامش برسم. از آقای مهندس و خانواده عزیز و گرامیشان صمیمانه سپاسگزارم که چنین بستری را برای ما فراهم کردند تا بتوانیم درمان و آرامش واقعی را تجربه کنیم. از راهنمای تازهواردیم خانم بتول، بسیار تشکر میکنم؛ ایشان بودند که باعث شدند من در کنگره۶۰ ماندگار شوم.
امروز سه سال است که هیچ دارویی مصرف نمیکنم و کوچکترین تشنجی نداشتهام و اینها را مدیون زحمات آقای مهندس و راهنمای سفر اولم، خانم پریسا هستم که در تمام مسیر کنارم بودند و به من کمک کردند. از راهنمای سفر دومم خانم نگار نیز با تمام وجود سپاسگزارم؛ محبت و لطف ایشان همیشه شامل حال من بوده است. همیشه فکر میکنیم وقتی به رهایی میرسیم، همه چیز تمام میشود؛ اما واقعیت این است که هنوز هم به آموزش نیاز داریم. با فایلهای صوتی آقای مهندس میتوان نسبت به خیلی از مسائل آگاه شد و همچنان در مسیر دانایی حرکت کرد.
خدا را شکر میکنم که وارد کنگره۶۰ شدم و توانستم به این آرامش برسم. از هم لژیونیهای عزیزم در لژیون۲۵ نیز بسیار سپاسگزارم؛ آنها در تمام مراحل کنار من بودند. حتی زمانی که نمیتوانستم مشارکت کنم یا نوشتن فایلهای صوتی برایم سخت بود، بچهها واقعاً کمکم کردند تا بتوانم به مرور این مسیر را یاد بگیرم و ادامه دهم. از همه عزیزانی که در جشن ما شرکت نمودند سپاسگزارم. امیدوارم هرکس آرزوی آمدن به این جایگاه و لمس رهایی و تولد را دارد، انشاءالله به خواسته خود برسند.
تایپ: مسافر احمدرضا (لژیون۱۲)، مسافر محمد (لژیون ۸)، مسافر مهدی (لژیون۲۵)، مسافر امیر (لژیون۵)، همسفر کسری، مسافر سعید (لژیون۱۴)، مسافر محمد (لژیون۲۵)، مسافر سینا (لژیون۵)،مسافر مرتضی (لژیون۵)
ویراستار: مسافر حسین (لژیون۲۳)
دیتاشو: مسافر حسن (لژیون۱۹)
سیستم صوتی: مسافر حجت (لژیون۱۹)
تنظیم: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیر سایت
مرزبان خبری: مسافر رسول
تهیه و ارسال: مسافر حمزه (لژیون۱)
- تعداد بازدید از این مطلب :
434