جلسه دهم از دوره پنجم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی جواد به استادی پهلوان همسفر محدثه، نگهبانی دنور راهنما همسفر حمیده و دبیری همسفر سیما با دستور جلسه «در استحکام پایههای علمی و مالی کنگره60 من چه کردهام؟» روز یکشنبه ۲۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ برگزار شد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند بزرگ را شاکر و سپاسگزارم که به من اجازه داد تا یکبار دیگر بهواسطه اعضاء لژیون سردار نمایندگی جواد گلپایگان در این جایگاه قرار بگیرم و بتوانم در ابتدا به خودم خدمت کنم. انشاءالله که بتوانیم از آموزشهای همدیگر نهایت لذت را ببریم و کوچکترین جرقه در ذهن هر کدام از ما میتواند در سازندگی نمایندگی و پیشبرد اهداف مهندس حسین دژاکام مؤثر باشد.
دستور جلسه امروز در استحکام پایههای علمی و مالی کنگره۶۰ من چه کردهام؟ مهندس حسین دژاکام به صراحت در صحبتهای روز چهارشنبه خود اعلام کردند که هر کسی باید از خودش این سؤال را بپرسد تا بتواند یک جواب قانعکننده برای این سؤال داشته باشد. آیا من بهعنوان یک سفر اولی که تازه وارد سفر شدم یا بهعنوان یک سفر دومی و یک خدمتگزار توانستم در جهت پیشبرد اهداف مالی و علمی کنگره کوچکترین کار یا خدمتی را انجام بدهم؟
دکتر امین دژاکام در فایل صوتی «حقیقت» میفرماید: «وقتی ما مطلبی را بهعنوان جهانبینی یاد میگیریم، دقیقاً همان مطلب میتواند ضدش را برای ما انجام دهد». ما در جهانبینی یاد میگیریم که باید علمآموزی کنیم؛ ولی اکثر اوقات نیروهای بازدارنده به من محدثه میگویند مشارکت کردن، بلند کردن صندلی، نگهبان و دبیر شدن تو، چه اهدافی را میتواند در کنگره۶۰ دنبال کند؟
زمانی که در شعبه خود لژیون مالی داشتیم، اعضاء لژیون مالی مرتب میگفتند کوچکترین خدمت حتی به اندازه تهیه یک آجر برای دانشگاه میتواند من را در پیشبرد اهداف کنگره۶۰ یاری کند. حقیقت امر این است که یک روزی تمام ما برای درمان اعتیاد مسافرانمان قدم به شعبههای مختلف کنگره۶۰ گذاشتیم؛ ولی در ادامه زمانی که وارد لژیون سردار میشویم هدفمان با هدف مهندس حسین دژاکام و کنگره یعنی پرورش استاد یکی میشود تا بتوانیم صدای کنگره را به گوش جهانیان برسانیم. ناگفته نماند که این صدا به گوش جهانیان نمیرسد، مگر اینکه سه مؤلفه نیروی متخصص، علم و مال کنگره را با همدیگر قدرتمند و قوی کنیم، ممکن است یک مشارکت من در لژیون سردار یا جلسه عمومی حتی یک لبخند من برای یک تازهوارد کنگره را در پیشبرد اهدافش یاریرسان شود.
اگر بخواهیم در مورد پایههای مالی و علمی کنگره صحبت کنیم، اولین مطلبی که من باید یاد بگیرم این است که من چه نقشی در هستی دارم؟ مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «بازیگر باشیم یا تماشاچی» میفرماید: «هر کدام از موجوداتی که پا به هستی میگذارند، قطعاً یک نقشی را در هستی ایفا میکنند». نقش شیر در هستی درندگی و نقش یک آهو فرار کردن است، حالا تنها تفاوتی که بین انسانها و مابقی موجودات اتفاق میافتد این است که تمام موجودات نقش خود را به درستی بلد هستند؛ چون دقیقاً مثل یک حافظه کامپیوترت که صفر و یک را میخواند؛ ولی بعضی اوقات انسان از نقش خود تخطی و فراموش میکند که چرا پا به عرصه حیات گذاشته است؟
بنا به فرمایش استاد سردار ما برای دو چیز پا به حیات میگذاریم، ابتدا آموزش ببینیم و در ادامه خدمت سالم انجام دهیم. درحقیقت من برای پیشبرد اهداف کنگره۶۰ باید دو نقش علمی و مالی را ایفا کنم. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «استحکام پایههای علمی و مالی» میفرماید: «علم کنگره قبل از تأسیس آن بوده، هست و خواهد بود». ایشان علم کنگره را بهواسطه نیروی متخصص به گوش تمام افرادی که وارد کنگره میشوند میرسانند.
تفاوت بسیار بارز کنگره۶۰ با دیگر NGOها در این نکته نهفته است که شما پس از یک ماه ترک هروئین میتوانید در آنجا بهعنوان یک اسپانسر یا راهنما شروع به خدمت کنید؛ ولی در کنگره۶۰ به این صورت نیست که شما بتوانید به راحتی پس از یک ماه ترک هروئين اسپانسر یا راهنما شوید؛ بلکه باید ساعتها تلاش کنید، درس بخوانید، سر لژیون حاضر شوید، فایل صوتی بنویسید تا بتوانید جایگاه راهنمایی را کسب کنید.
بنا به فرموده مهندس حسین دژاکام اولین مطلبی که در رابطه با پایههای مالی وارد ذهنمان میشود این است که دیگران کاشتند و ما خوردیم، اکنون ما بکاریم تا دیگران بخورند. همیشه افراد نسل جدید با وارد شدن به اماکن مختلف اعم از بیمارستان، مراکز آموزشی و تجاری دنبال این هستید که دیگران بکارند و آنها بخورند و به دنبال بازپرداخت نیستند. سیستم کائنات بهاندازهای هوشمند است که اگر شما توانستید خمس دارایی را که بهدست آوردید، پرداخت کنید؛ قطعاً آن دارایی در دستانتان باقی میماند؛ درغیراینصورت به همین شکل که به دست شما رسید از دستتان خارج میشود.
لژیون سردار برای تکتک ما همسفرها و مسافرها دقیقاً پرداخت خمس و زکات رهایی است. ما با عضویت در لژیون سردار بازپرداخت رهایی، حال خوش و آموزشها را پرداخت میکنیم. مهندس حسین دژاکام در فایل صوتی «مال» میفرماید: «در زمان قدیم از ما سؤال میشد که علم بهتر است یا ثروت؟ اگر هر دانشآموزی جواب میداد ثروت، قطعاً تنبیه خیلی خوبی از طرف معلم داشت، چرا؟ چون همیشه به ما یاد داده بودند که علم بهتر از ثروت است. علم و ثروت با هم برابری دارند؛ یعنی من نمیتوانم بگویم علم ارجعتر از ثروت است یا بالعكس». ما هر چهقدر فایل صوتی بنویسیم و گوش دهیم، مشارکت کنیم، در دانشگاهها درس بخوانیم و آموزش ببینیم، باز علم مهندس حسین دژاکام جلوتر از ماست.
در جهت پیشبرد اهداف مالی کنگره۶۰ ما میتوانیم با عضویت در لژیون سردار کوچکترین قدمی در جهت جهانی و آکادمی شدن کنگره برداریم. زمانی که میخواهیم عضو لژیون سردار شویم، نیروهای بازدارنده به سراغمان میآیند، با خود میگوییم من که پول، ثروت و پسانداز ندارم و این موضوع برای افراد شاغل و ثروتمند است؛ ولی بنا به فرموده مهندس حسین دژاکام پسانداز برای قشر متوسط و ضعیف جامعه است.
ایشان در فایل صوتی «مال» افراد را به سه دسته تقسیم میکنند، یک دسته افرادی هستند که ثروتمند هستند؛ اما قشر مهمی که میتوانند کمک کنند افرادی هستند که در سطح متوسط جامعه حرکت میکنند و این افراد باید پسانداز کردن را یاد بگیرند تا بتوانند خودشان و کنگره را قدرتمند کنند؛ درحالیکه این مال یک شبه و یک دفعه اتفاق نمیافتد مثل لژیون سردار که یک پهلوان نمیتواند با وجود شرایط مالی عالی یک مرتبه ۶۰۰ میلیون تومان به کنگره بدهد.
این مسئله دقیقاً مثل زمانی است که شما گندم میکارید و برای کاشت گندم ۹ ماه باید زمان بگذارید تا به بار بنشدند؛ همچنین برای اینکه یک درخت گلابی به ثمر بنشیند؛ باید سالیان سال به درخت گلابی رسیدگی کنید، آب، نور کافی و کود بدهید تا درخت گلابی به ثمر بنشیند. برای دریافت نشان در بینشان باید سالیان سال در لژیون سردار شرکت کنید و خودتان را محکم و قوی کنید تا بتوانید روزی به نشان در بینشانی برسید؛ یعنی دست نیافتنی نیست.
مهندس در فایل صوتی «پول پول را میاره» فرمودند: «اگر من ثروت را به کائنات بدهم و بخواهم همان برایم اتفاق میافتد». ثروت با نشستن روی صندلی لژیون سردار برای تکتک ما اتفاق میافتد. من نباید ثروتمند باشم و بعد در لژیون سردار شرکت کنم. من باید در لژیون سردار شرکت کنم تا ثروتمند باشم.
من به عنوان یک عضو لژیون سردار در نمایندگی سلمان فارسی نشسته بودم، واقعاً جایگاه پهلوانی برای من جایگاه دست نیافتنی بود. من یک کارمند ساده بودم که حقوقم طبق حقوق اداره کار بود. هیچ وقت در تصور نمیگنجید که من روزی بتوانم اجازه پهلوانی را از مهندس حسین دژاکام بگیرم؛ ولی روزی که پهلوان نمایندگی شفا مشهد مهمان لژیون سردار سلمان فارسی بودند، دقیقاً جرقه همانجا برای من زده شد.
ایشان گفتند عضو لژیون سردار بودن یک بازی بچگانه است؛ در حقیقت مهندس حسین دژاکام میخواهد ما را با خودمان آشنا کند؛ درغیراینصورت پرداخت ۶ میلیون تومان در این شرایط اقتصادی مبلغ بسیار ناچیزی است. ایشان با گذاشتن این مبلغ به من محدثه یاد دادند که تو میتوانی قوی و قدرتمند باشی، میتوانی یک روز در کائنات پهلوانی را بخواهی و پهلوان شوی. دقیقاً همان روز جرقه برای من زده شد و من با خودم گفتم من باید پهلوان شوم. اگر همسفر هما توانستند با خانهداری پهلوان لژیون سردار باشند؛ قطعاً برای من هم با کارمند بودم این اتفاق خواهد افتاد. من این موضوع را در کائنات فرستادم و فکر میکنم 5 سال طول نکشید که آن اتفاق برای خودم افتاد و برکاتی بهواسطه پهلوانی در زندگی من اتفاق افتاد.
جایگاه پهلوانی خوی وحشی من را آرام کرد. من هر کاری انجام میدادم نمیتوانستم خشم خودم را کنترل کنم. شال پهلوانی چه چیزی دارد که من توانست خشم خودم را کنترل کنم؟ من را تبدیل به یک انسان اهلی کرد؛ البته به غیر از اتفاقات مالی که برای من رقم خورد، اصلاً بدون اینکه من کوچکترین تلاشی بکنم، فقط انگار که خداوند با دادن شال پهلوانی به من به انسانهای زیادی این فرمان را داده بود که دستبهدست هم بدهیم تا این بنده هم هیچوقت در زندگی خود دچار مشکل نشود.


تایپیست: راهنمای تازهواردین همسفر مهدیه
ارسال: همسفر مژگان رهجوی راهنما همسفر آرزو (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی جواد گلپایگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
428