پنجمین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی هاتف با نگهبانی مسافر محمد و استادی راهنما مسافر علیرضا و دبیری مسافر ابراهیم با دستور جلسه "در استحکام پایه های مالی کنگره 60 من چه کردم؟" روز یکشنبه 27 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر ،تشکر می کنم از آقا محمد راهنمای لژیون چهاردهم که به من اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم، از نگهبان جلسه، آقا یاسر ایجنت قبل و تبریک به آقا محمد نوروزی ایجنت جدید .
دستور جلسه:"دراستحکام پایه های مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کردم؟" ده درصد از این دستور جلسه به سفر اولیها ربط دارد و نزدیک به نود درصد آن به سفر دومیها و خدمتگذاران و راهنمایان کنگره 60 ربط دارد.
سفر اولی همین که بداند چکار کند و آموزش هایی که در کنگره ۶۰ فرا میگیرد را به کار بگیرد و درست سفر کند و باعث نشود که، بیرون از کنگره، کسانی که او را می بینند بگویند این بود کنگره ۶۰ ، همین کافی است، انتظار اضافی نداریم نمیخواهیم که مهندس، دکتر یا فیلسوف بشود، سفر اولی با درست سفر کردن، به موقع آمدن و به موقع رفتن ،هم در استحکام پایه های مالی و علمی کنگره کمک می کند .
در بیرون از کنگره شربت اوپیوم وجود دارد اما علم درست استفاده کردن از این شربت وجود ندارد وگرنه همه بیرون از کنگره درمان می شدند .
در کنگره ۶۰، جناب مهندس توسط متدد DST توانستند مسافران را به درمان قطعی برسانند.
همین که من تابع قوانین کنگره باشم و خطایی نکنم به پایه های علمی کنگره کمک کردم، و همین برای من بس است.
اما سفر دومیها، خدمتگزاران، راهنماها، مرزبانان و دیگر عزیزان باید سالی یکبار از خودمان بپرسیم برای کنگره چه کرده ایم، کنگره چه چیزهایی به من داد ومن برای کنگره چه کاری کردم ؟
دستور جلسه دو موضوع را به ما میگوید، یکی علمی و دوم مالی، یعنی دست همه را باز گذاشته است.
جناب مهندس فرمودند، اگر کسی وقت خدمت در کنگره را ندارد، میتوانداز نظر مالی کمک کند، کسانی هم که وقت برای آمدن به کنگره را دارند میتوانند در قسمتهای مختلف مثل OT، نشریات و قسمتهای دیگر خدمت کند.
هر کسی در حد توان خودش از نظر مالی کمک کند، واجب نیست که همه پهلوان بشوند یکی شش میلیون، یکی یک میلیون، یکی پانصد هزار تومان.
اگر وقتی که سبد جلسه ( قانون یازدهم ) از جلوی ما رد می شود نسبت به آن بی تفاوت نباشیم به پایه های مالی کنگره کمک کردیم، برای مثال اگر یک روز من پول نداشتم، اجباری برای گرفتن پول نیست، اگر پول گرفتن اجبار بود قبل از ورود به کنگره از همه ما پول میگرفتند.
در پایان اگر عهد و پیمانی بین خود و خدای خود بستیم، چه در لژیون سردار، چه در جایگاه خدمتی به آن عمل کنیم.

عکس، تایپ و ویرایش: مسافر علیرضا لژیون نهم
ارسال: مرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
195