English Version
This Site Is Available In English

فراموش نکنم گذشته‌ام چگونه بوده

فراموش نکنم گذشته‌ام چگونه بوده

سومین جلسه از دوره هفتم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی محمدی پور قم، به استادی مسافر سینا، نگهبانی مسافر اصغر و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه "جهان‌بینی ۱ و۲" روز پنج شنبه 24 اردیبهشت ماه 1405 ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، سینا هستم، مسافر. از خداوند منّان ممنون، شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر این فرصت را برای من، سینا، فراهم کرد تا بتوانم در این جایگاه بنشینم، آموزش بگیرم و خدمت کنم. از اصغرآقا، نگهبان محترم جلسه، بابت اعتمادی که به من داشتند و این جایگاه را در اختیارم گذاشتند سپاسگزارم. همچنین از گروه مرزبانی و از راهنمای گرامی‌ام، علی‌آقا، تشکر می‌کنم که فرصت خدمت در این جایگاه را برای من مهیا کردند.

در ارتباط با دستور جلسه «جهان‌بینی ۱ و ۲» لازم می‌دانم بگویم یکی از مهم‌ترین مسائلی که برای منِ مصرف‌کننده همیشه وجود داشته و باید همواره آن را به خاطر بسپارم، این است که فراموش نکنم گذشته‌ام چگونه بوده و چرا باید امروز نیز آن را به یاد بیاورم.

در کنگره یاد می‌گیریم ـ و من شخصاً اینجا آموخته‌ام ـ که اگر مصرف‌کننده‌ای پس از قطع مصرف و ترک، دوباره به سمت مواد مخدر بازمی‌گردد، یا اگر شخصی با سقوط آزاد، کمپ یا روش‌های دیگر اقدام به ترک کند و دوباره به مصرف روی بیاورد، دلیلش این است که جسم او از چرخه درمان طبیعی خارج شده و روند درمان کامل انجام نشده است؛ بنابراین، جسم دوباره احساس نیاز به مواد می‌کند.

این موضوع درست است؛ اما همیشه برای من این سؤال وجود داشت که چرا از همان روز نخست به سمت مواد مخدر رفتم؟ چرا ضد ارزش‌ها را انجام دادم؟ دلیل واقعی چه بود؟
در پرتو این دستور جلسه پاسخ این پرسش برایم روشن شده است: مشکل اصلی در جهان‌بینی بوده است. همان‌طور که آقای مهندس در کتاب «چهارده مقاله» اشاره می‌کنند، کمتر از پنج درصد مشکل یک مصرف‌کننده مربوط به جسم است و بیش از نود و پنج درصد مشکل به جهان‌بینی ارتباط دارد. حلقه مفقوده در درمان اعتیاد نیز همین جهان‌بینی است؛ موضوعی که بسیاری از پزشکان و مجموعه‌های درمانی به آن توجهی ندارند.

اصلاح جهان‌بینی باعث می‌شود من بیاموزم شب به‌موقع بخوابم، صبح به‌موقع بیدار شوم، به جسم خود اهمیت بدهم، برای زندگی ارزش قائل شوم، تفکر درونی را جدی بگیرم و بدانم آنچه در دنیای بیرون وجود دارد، در دنیای درون من نیز حاضر است.

اگر کمی از بحث فاصله بگیریم و به نکته‌ای مهم بپردازیم ـ نکته‌ای که آقای مهندس بارها به آن اشاره کرده‌اند ـ باید بگویم بزرگ‌ترین و مهم‌ترین علم، علم زندگی کردن یا همان هنر زیستن است. به عقیده من، این علم همان جهان‌بینی است.

ممکن است هرکدام از ما جزوه‌های جهان‌بینی را مطالعه کنیم و مطالب بسیاری بیاموزیم؛ اما اگر آنچه را می‌آموزیم در زندگی خود به‌کار نگیریم، هیچ فایده‌ای ندارد. در بسیاری از جزوات جمله‌ای افزوده شده است: «جهان‌بینی کاربردی»؛ یعنی زمانی به آرامش می‌رسیم که دانسته‌های خود را وارد مرحله عمل کنیم.

باید بدانم:

کجا دچار منیت شده‌ام و از آن فاصله بگیرم،

سختی‌ها و رنج‌هایی را که امروز تحمل می‌کنم، ابزار بیداری و رشد خود بدانم،

و اگر به دنبال استاد و آموزش بروم، نتیجه آن حرکت و پیشرفت خواهد بود.

اگر نتوانم این آموزه‌ها را «کاربردی» کنم، به قول استاد امین، هنوز مطالب وارد قلب نشده‌اند و دوباره به چرخه نادرست بازمی‌گردم؛ اگر مصرف‌کننده باشم دوباره مصرف می‌کنم، اگر دروغگو باشم دوباره دروغ می‌گویم و مشکلات جدیدی برای خود ایجاد می‌کنم.

در پرتو جهان‌بینی دریافته‌ام همین رنج‌ها و سختی‌ها هستند که ظرفیت و پتانسیل لازم را در منِ سینا ایجاد می‌کنند تا بتوانم رشد کنم. راهنمایم، علی‌آقا، همیشه جمله‌ای زیبا بیان می‌کنند: «بزرگ‌ترین مشکل انسان، بی‌مشکلی است.» اکنون وقتی به برخی سختی‌ها نگاه می‌کنم، می‌بینم همان مسئله‌ای که روزی برایم بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود، امروز تبدیل به موضوعی ساده و حتی خنده‌آور شده است.

این همان سخن استاد امین است که می‌فرمایند: «انسان بعضی چیزها را در ذهن یاد می‌گیرد، اما فاصله زیادی مانده تا آن‌ها را در دل خود جاری و عملی کند.» بیش از این صحبت نمی‌کنم؛ جلسه را به مشارکت می‌گذارم.

از اینکه به صحبت‌هایم گوش دادید، از همه شما صمیمانه سپاسگزارم.

گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .