وادی پنجم میگوید: «در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.» این وادی به ما میگوید که در جهان هستی و جهان فیزیکی ما تنها فکرکردن، مسائل و مشکلات زندگی را حل نمیکند؛ بلکه باید با تفکر حرکت کرد تا به مقصد رسید. ما باید به این درک و فهم برسیم که بار مسئولیت همه چیز بر عهده خود ماست و برای انجام هر کاری پس از تفکر، برنامهریزی و درنظرگرفتن همه جوانب، آن را به مرحله اجرا درآوریم؛ زیرا تفکری که به مرحله عمل نرسد، هیچ ارزشی ندارد.
تمام دانش و دانستنیهایی که در اختیار داریم و به دنبال آنها هستیم، برای اجراکردن است و دانش و دانستنیها بدون اجرا هیچ ارزشی ندارند. برای اینکه از طریق تفکر و برنامهریزی، امور زندگی خود را بهخوبی به مرحله اجرا و عمل برسانیم و در نهایت به آرامش برسیم؛ باید سه اصل پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم را رعایت کنیم. رعایت این سه اصل مهم باعث میشود که دچار ضد ارزشها نشویم و آسیب نبینیم. دوری از ترس، اضطراب و ناامیدی ما را در مسیر رسیدن به زندگی نرمال و آرام یاری میکند.
ما انسانها اگر به درون خود بنگریم و درست تفکر و اندیشه کنیم، میتوانیم بهترین راهکارها را برای غلبه بر مشکلات یا رسیدن به برنامههای درست زندگی خود پیدا کنیم؛ اما مهم این است که در تمام امور سعی کنیم، خود را از مسیر ضد ارزشها دور نگه داریم و برای حرکت در مسیر ارزشها و خوبیها اقدام کنیم تا در کارها و برنامههای زندگی موفق شویم و به آرامش نسبی برسیم. در بسیاری از مسائل میتوانیم با الگوبرداری از طبیعت، زندگی موفقتری داشته باشیم.
در طبیعت با کمترین امکانات، بهترین بهرهبرداری انجام میشود؛ مثلاً با ریختن کود پای یک بوته گل، گلهای زیبا با عطرهای متنوع رشد میکنند؛ اما ما انسانها با تمام ادعاها و امکاناتی که در اختیار داریم، گاهی قدر خود را نمیدانیم و به بیراهه میرویم؛ ولی طبیعت و هستی با امکانات اندک، بزرگترین و بیشترین خدمت را به انسانها، حیوانات و گیاهان میکنند. ما به عنوان انسان دارای تفکر، اندیشه و قدرت تصمیمگیری هستیم و میتوانیم با الهام از طبیعت و هستی در مسیر درست حرکت کنیم تا به مقصد برسیم.
به طور مثال بعضی از ما فرزندانی به دنیا آوردهایم و تربیت کردهایم که حتی در درستکردن غذا ایراد میگیرند و دائم از ما طلبکار هستند و سهم ارث خود را طلب میکنند و همین فرزندان ما را به خانه سالمندان میبرند، مال و اموالمان را تصاحب میکنند و سالها از ما سراغی نمیگیرند؛ زیرا ما به آنها قناعتکردن را آموزش ندادهایم و تمام کمبودهایی که خودمان در کودکی داشتهایم، سعی کردهایم برای فرزندانمان جبران کنیم و این به معنی زیادهروی و اسراف است.
اسراف فقط در غذا نیست؛ اسراف در تربیت هم وجود دارد. اگر سالی یکبار در بیابان گندم بکاریم، سالها گندم برداشت میکنیم؛ اما برای فرزندانمان که این همه بریز و بپاش کردهایم، آیا پاسخ مناسبی دریافت کردهایم؟ پس اگر میخواهیم به فرزندانمان خدمت کنیم، باید آنها را به درستی تربیت کنیم؛ زیرا الگوی اصلی بچهها خود ما هستیم.
منبع: «سیدی وادی پنجم بخش ۱»
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر حانیه (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی بیهقی سبزوار
- تعداد بازدید از این مطلب :
88