وادی چهاردهم، آخرین وادی از وادیهای جهانبینی است و بهنوعی جمعبندی تمام مسیر رشد انسان به شمار میآید. اگر سیزده وادی پیشین انسان را آماده کرده باشند، در وادی چهاردهم او به درکی عمیق از عشق میرسد؛ عشقی آگاهانه، مسئولانه و متعادل.
اگر به هستی نگاه کنیم، میبینیم همهچیز بر پایه جذب و پیوند در حرکت است؛ از پیوند اتمها گرفته تا روابط انسانی. در پسِ این ارتباطها، نیرویی وجود دارد که در سطح انسانی نام آن عشق است. عشق یعنی تمایل به کاملتر شدن، رشد کردن و یکی شدن با ارزشها. در مسیر اعتیاد، فرد از این نیروی اتصال جدا میشود؛ از خانواده فاصله میگیرد، از ارزشها دور میشود و حتی با خود بیگانه میگردد. در وادی چهاردهم، این اتصال دوباره برقرار میشود.
عشق در نگاه کنگره ۶۰ چیست؟ عشق در این وادی، یک احساس زودگذر یا هیجانی نیست؛ بلکه نیرویی آگاهانه و سازنده است. عشق یعنی احترام گذاشتن، خدمت کردن، بخشیدن و خواستنِ رشد برای خود و دیگران. عشق واقعی وابسته به خواستههای نفسانی نیست. اگر عشقی با توقع، مالکیت، کنترل یا آسیب همراه باشد، عشق نیست؛ وابستگی است.
گاهی با خودم فکر میکردم چرا عشق در پایان وادیها قرار گرفته است؟ با مطالعه این وادی متوجه شدم تا زمانی که انسان مسئولیتپذیری را نیاموخته، تفکر را تمرین نکرده، از ضد ارزشها فاصله نگرفته و به تعادل نرسیده باشد، نمیتواند عشق واقعی را درک کند. عشقِ بدون آگاهی ممکن است به تخریب منجر شود؛ اما وقتی انسان از مراحل پیشین عبور میکند، عشق او از روی دانایی است، نه از روی نیاز و کمبود.
در ارتباط میان عشق و درمان میتوان اینگونه گفت: در مسیر درمان اعتیاد، ممکن است فرد سالها از عشق دور بوده باشد؛ به خود آسیب زده، خانواده را رنجانده و اعتمادها را از بین برده باشد. در وادی چهاردهم، فرد میآموزد که: ابتدا خود را ببخشد، برای جبران تلاش کند و با رفتار درست، محبت را بازسازی نماید. عشق واقعی در عمل دیده میشود، نه در حرف.
یکی از مهمترین بخشهای این وادی، عشق به خویشتن است. عشق به خود یعنی احترام به جسم و روان، دوری از ضد ارزشها و مراقبت از سلامت خویش. کسی که خود را دوست ندارد، نمیتواند دیگران را نیز بهدرستی دوست بدارد. محبت، تجلی عشق است. اگر عشق را نیرویی درونی بدانیم، محبت جلوه بیرونی آن خواهد بود. محبت در رفتار، کلام و نگاه ما نمایان میشود؛ راهنمایی که با صبر، آموزش میدهد، همسفری که بدون سرزنش حمایت میکند، و رهاشدهای که خدمت میکند، همگی جلوههای محبتاند. به نظر من، عشق واقعی آرامش میآورد نه اضطراب؛ رشد میدهد نه تخریب؛ آزادی میبخشد نه اسارت؛ و آگاهی میآورد نه ناآگاهی. عشق حقیقی انسان را بزرگتر میکند.
وادی چهاردهم به ما میآموزد که در نهایت، تمام حرکت هستی بر پایه عشق است. اگر تفکر کردهایم، اگر مسئولیت پذیرفتهایم و اگر به تعادل رسیدهایم، مقصد نهایی همه آنها عشق است. عشقی که تاریکی را به نور، نفرت را به بخشش و ناامیدی را به امید تبدیل میکند. عشق در عمل معنا پیدا میکند، نه در کلام. وادی چهاردهم تأکید دارد که عشق باید دیده شود. اگر میگوییم خانواده را دوست داریم، باید در رفتارمان مشخص باشد؛ اگر میگوییم راهنما را دوست داریم، باید آموزشها را اجرا کنیم؛ و اگر میگوییم کنگره را دوست داریم، باید خدمت کنیم. عشق واقعی هزینه دارد؛ زمان، صبر و گذشت میطلبد. وادی چهاردهم به ما یادآوری میکند که انسان زمانی به بلوغ میرسد که محبت را آگاهانه انتخاب کند.
نویسنده: همسفر منصوره رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون جونز)
رابط خبری: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر ملیحه (لژیون جونز)
ارسال: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر مهتاب (لژیون دوم)، دبیر اول سایت
نمایندگی همسفران خمین
- تعداد بازدید از این مطلب :
42