وقتی وارد کنگره شدم، خیلی ساده به من گفتند که باید به این مجموعه ایمان داشته باشم. آن زمان واقعأ درک درستی از مفهوم ایمان نداشتم؛ اینکه ایمان داشتن به اینجا یعنی چه؟ اما به مرور زمان و با گذشت مسیر کمکم معنای آن برایم روشن شد. دیدن درمان شدن مسافران، مشاهده تغییر حال انسانها و لمس آرامشی که در فضای کنگره جاری است، جرقهای از ایمان را در وجودم روشن کرد. به نظر من گاهی ایمان با یک اتفاق یا یک جرقه کوچک آغاز می شود؛ اما اگر انسان در مسیر بماند این جرقه تبدیل به نوری پایدار خواهد شد.
چند ماه که از سفر مسافرم گذشت ایمانم عمیقتر شد. هر چه جلوتر رفتم نشانههای ایمان را بیشتر در خانواده و در اصلاح رفتارهایم فهمیدم. ایمان فقط یک باور ذهنی نیست؛ بلکه در عمل و رفتار انسان خود را نشان میدهد. به نظر من در سفر دوم ایمان نقش بسیار مهمی دارد. یک تازهوارد وقتی به سفر دومیها نگاه میکند اگر در رفتار و گفتار آنها ثبات، آرامش و نور ببیند، دلگرم میشود و امید میگیرد که مسیر رهایی برای او هم امکانپذیر است. یک سفر اولی و همسفر او؛ باید در ابتدا به راهنمای خود ایمان داشته باشند.
راهنمایی که همچون خورشید بیمنت بر رهجو میتابد و نور میبخشد؛ اما مهمتر از تابش نور استفاده صحیح از آن نور است. ایمان تجلی نور خداوند است. وقتی میگویم ایمان تجلی نور خداست؛ یعنی در بخشندگی، مهربانی و عظمت پرودگار میتوان ریشههای ایمان را دید. اگر انسان این نور را در دل خود تقویت کند در مسیر رسیدن به خواستههای معقول و الهیاش استوارتر میشود و حرکتش مستقیمتر خواهد بود. ایمان؛ یعنی اعتماد به مسیر درست، پایداری در حرکت و امید به نتیجهای که وعده آن داده شده است و هرچه این ایمان عمیقتر شود، نور آن در زندگی انسان آشکارتر میگردد.
نویسنده و رابط خبری: همسفر امالبنین رهجوی راهنما همسفر بهناز (لژیون دوازدهم)
ویرایش و ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر معصومه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شمس
- تعداد بازدید از این مطلب :
87