ششمین جلسه از دور بیست و نهم کارگاههای خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران آقا شعبه باباطاهر همدان با استادی ایجنت محترم مسافر صابر و نگهبانی مسافر غدیر و دبیری مسافر علیرضا با دستور جلسه( هفته راهنمایان DST، تازهواردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی) سهشنبه ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ ساعت ۱۶ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
هفته راهنما رو در ابتدا خدمت مهندس عزیز بزرگ راهنمای کنگره و خانواده محترمشان و همچنین تمامی راهنمایان ( DST، تازه واردین، ویلیام، جونز، ورزش و موسیقی) در کنگره۶۰ تبریک میگویم، به ویژه به راهنمایان شعبه باباطاهر همدان و تبریک ویژه خدمت آقا عبدالله راهنمای DST و آقای نوروزی راهنمای ویلیام بنده که همیشه قدردان زحمات این دو عزیز بزرگوار هستم.
.jpg)
در مورد دستور جلسه و هفته راهنما و تقدیر و قدر دانی از این عزیزان، من باید بدانم با اینکه در کنگره برای رسیدن به درمان آمدهام. کسی که قرار شده این راه رو طی کنه من هستم. قرار نیست راهنما به درمان برسد.
.jpg)
این سفر و این راه خطرات اون راه و اون عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر بتونم تحمل کنم و رها بشوم. من اگه خواسته نداشته باشم راهنما هیچ کاری برای من نمیتونه انجام بدهد. راهنما نه به زندگی من کار داره نه به بیرون از کنگره من کاری داره و فقط وظیفه داره به من راه را نشان بدهد.
.jpg)
این میشه که راهنمایان عزیز بعد از ده الی یازده ماه که من به رهایی میرسم. بعد من با خودم حساب کنم این مدت که راهنما به کمک من آمده، من که در خانواده و جامعه هیچ جایگاهی نداشتم. حتی پدر و مادرم شاید به روی من نیاوردند.
.jpg)
همسرم شاید بخاطر بچهها منو تحمل میکرد. تنها کسی که به من پناه داد و من رو از منجلاب بیرون آورد راهنما بود. بعد از مدت ده الی یازده ماه من رو از تاریکی ها به روشنایی هدایت کرد تکلیف من چیست؟ آیا برم تهران گل رهایی رو بگیرم بعد خداحافظ!!! یا اینکه یه پاکت به راهنما بدم و بعد خداحافظ !!!
.jpg)
اون شخص زرنگه در کنگره که خدمت میکند، نه به خاطر راهنما، چون راهنما حساب و کتاب کارش با خداوند است. با رهجو نیست. راهنما احتیاج به خدمت و پاکت من ندارد. این رو بدانید هیچ مبلغی نمیتواند زحمات راهنما رو جبران بکند. تنها جایی که تونست به داد من برسه همین کنگره و راهنما بودند. انشالله امروز بتوانیم جشن خوبی داشته باشیم. تشکر میکنم از کسانی که امروز اول وقت در تلاش بودند برای برپایی آشپزخانه در ماه رمضان کمک کردند.
.jpg)
ولی بعضی از رهجو ها هستند که همیشه میگویند من قدر راهنما رو میدونم. راهنمای من بهترین راهنما است و برای من خیلی زحمت کشیده و بعد میاد اینجا داره روی یه تیکه کاغذ مینویسه که معلوم قبلاً مرتب تو خونه یه کاغذ مناسب نیاورده دلنوشته درست حسابی بنویسید. آمده در شعبه دنبال پاکت میگردد. نتوانم یه پاکت تهیه کنم یه دلنوشته بنویسم، واقعا من کجای کار قرار دارم.
.jpg)
امروز روزی هست که من هر چیز که در توان دارم و آموختم را به اجرا بگذارم، چطوری؟ اولین نفر در شعبه حاظر باشم، از امروز مهمتر برای یک رهجو نیست امروز روز تقدیر از راهنما است و به دوستان که از شعب رزن و کبودرآهنگ آمده خوشآمد میگویم و البته از همین شعبه هستند و خدا رو شکر به این سطح از آگاهی و فهم رسیده که من درسته از شهر دیگر هستم ولی این مسیر را آمده است. هیچ کجا در دنیا مکانی را به راحتی و خوبی و امنی در کنگره ۶۰ برای آموزش و آگاهی و جمع آوری توشه آخرت پیدا نمیکنید، ممنون که به صحبت های من گوش دادید.
.jpg)

.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
عکس، تایپ: مسافر سعید (لژیون مرزبانی) مرزبان خبری
تنظیم و ارسال: مسافر محمدرضا (لژیون هشتم) نگهبان سایت باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
63