English Version
This Site Is Available In English

چرخه‌ شکر و خدمت

چرخه‌ شکر و خدمت

جلسه دهم از دوره دهم کارگاههای خصوصی مسافران کنگره 60 زاهدان با دستور جلسه به استادی مسافر محمدرضا، نگهبانی مسافر محمدنصیر و دبیری مسافر عباس "کمک من به کنگره و کمک کنگره به من" یک‌شنبه 14 دی 1404 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

«کمک من به کنگره و کمک کنگره به من».
خدا را شاکرم که در برهه‌ای از زندگی‌ام نفس می‌کشم که راهی به نام کنگره ۶۰ پیش پایم گشوده شد، در روزگاری که گم‌گشتگی، عادت بسیاری از آدم‌هاست. شاکرم که در شهری زندگی می‌کنم که یکی از چراغ‌های این مسیر روشن است و در سکوت شب‌های ناامیدی، نورش را به من نشان داد.
شاکرم که تقدیر، مرا به انسانی رساند که راهنما بود نه فقط به زبان، بلکه با جان؛ مردی دلسوز، صبور و عاشق به نام آقا جواد. کسی که باور کرد می‌شود دوباره ساخت، حتی وقتی خودت دیگر باورت نشده بود.

کنگره به من چیزی داد که سال‌ها با التماس، ترس و شکست دنبالش می‌گشتم؛ درمان. بارها خواستم رها شوم، با روش‌های مختلف، با امیدهای کوتاه‌مدت، اما هر بار زخمی‌تر، خسته‌تر و خالی‌تر برگشتم. کنگره اما عجله نکرد،دست مرا آرام گرفت و یادم داد راه، زمان می‌خواهد. یاد داد درمان فقط قطع مصرف نیست، ساختنِ انسان است، از ریشه تا رفتار.

کنگره به من آرامشی بخشید که نه‌تنها در جان من، که در نگاه خانواده‌ام جاری شد. خانه‌ای که سال‌ها پر از اضطراب و بی‌اعتمادی بود، دوباره بوی امنیت گرفت. لبخندهایی که گم شده بودند، کم‌کم برگشتند. من یاد گرفتم پدر، همسر، فرزند و انسان بودن، تعریف دارد و تمرین.

کنگره به من آموخت خدمت یعنی فقط حرف زدن نیست، یعنی حضور داشتن، مسئول بودن و پاسخ‌گو ماندن. یعنی یاد بگیری آنچه گرفتی را نگه نداری، بلکه جاری‌اش کنی. و امروز، در برابر این همه آموزش، محبت و صبر، نوبت من است که سهم خودم را ادا کنم. نه با ادعا، که با عمل.

کمک به کنگره برای من یک انتخاب آگاهانه است، نه وظیفه‌ای تحمیلی. دریافت آموزش‌ها و به‌کار بستن آن‌ها در زندگی، در خانواده و جامعه، نخستین کمک من است.
سبد قانون یازدهم، هرچند کوچک به‌ظاهر، اما نشانه‌ای است از قدردانی و تعهد درون من. من روزی مصرف‌کننده‌ای بودم که ماهیانه هزینه‌های سنگین می‌پرداختم، بی‌آنکه چیزی جز تخریب نصیبم شود.
امروز اما همان هزینه، در مسیر درمان خودم و کمک به همنوعم خرج می‌شود. این دیگر هزینه نیست؛ سرمایه‌ای است برای رشد، برای انسان شدن، و برای حالِ خوشی که کنگره ۶۰ به من آموخت می‌شود آن را ساخت و با دیگران قسمت کرد.

نگارش، عکس و ارسال : مسافر رامین (لژیون یکم، راهنما آقای جواد)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .