به نام قدرت مطلق الله
عدهای از انسانها میگویند زندگی، سراسر جبر است، عدهای دیگر میگویند اختیار است و هرکدام دلایلی برای گفتههایشان دارند. در بین فیلسوفهای اروپایی نیز بعضی به جبرگرایی، بعضی به عقلگرایی و بعضی دیگر به تجربهگرایی اعتقاددارند و این کشاکش همچنان ادامه دارد؛ زیرا هرکدام از زاویهای متفاوت به مسئله نگاه میکنند. در برابر آنچه باید پیش برود با خواست و تقدیر است که بهفرمان الهی صورت میگیرد؛ یعنی آنچه در زندگی ما، درحرکت و انجام است، بر دو محور خواست و تغییر است که بهفرمان الهی صورت میگیرد. با توجه به این متن میتوان گفت همان مسئله جبر و اختیار است که البته عدهای هم چیزی بین این دو را قبول دارند. همانطور که در آموزشهای قبلی گفته شد گروهی دنبالهرو مکتب عشق بودند و میگفتند همهچیز بر مبنای عشق است، عدهای همهچیز را بر مبنای ایمان میدانستند و ایمان را در رأس قراردادند و گروهی دیگر میگفتند همهچیز بر مبنای عقل است، عشق و ایمان مهم نیست و چیزی که حکمفرما است، عقل است. حال اگر هرکدام را بخواهیم بهتنهایی حساب کنیم، مشکلاتی ایجاد میشود. عقل سلیم میگوید ایمان، عشق و عقل باید باهم باشند و باید تعادل برقرار باشد.
گفتیم که زندگی بر مبنای خواست، تقدیر و فرمان الهی است. برای عنوان مثال؛ کشاورزی خواسته برداشت گندم دارد، تقدیرش چیست؟ تقدیر این است که آیا گندم را کاشته یا نکاشته است؟ اگر گندم را کاشته باشد، در زمان به بار نشستن محصول میتواند گندم برداشت کند. باوجوداینکه آن کشاورز خواسته برداشت گندم را داشته، گندم کاشته، زحمتکشیده و اکنون زمان برداشت محصول است، باز فرمان الهی مطرح است که ببیند اجرا میشود یا نمیشود. ممکن است سیل بیاید و همه محصولات را از بین ببرد که این فرمان الهی است. سیستم خلقت حسابوکتاب بسیار دقیقی دارد که بهترین مثال آن تولیدمثل است که اگر با دقت به مراحل تولیدمثل نگاه کنیم عظمت آن را درمییابیم.
در این سی دی به شعری از شاعر ایرانی قیصر امین پور اشارهشده است که خالی از لطف نیست.
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عشق خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه به دستور میشود
گه جور میشود خود آن بیمقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نمیشود
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
با توجه به مطالب بیانشده اگر درزمانی کاری را میخواهم انجام دهم، خواستهای دارم و علیرغم تلاشهای فراوان، میسر نمیشود، باید بدانم ارتباط آن در این سه محور خواست، تقدیر و فرمان الهی است. درست است که خواستن، توانستن است اما حسابوکتاب دیگری نیز دارد. اکنونکه میدانم مسئله تقدیر و فرمان الهی است، نباید به آن کاری داشته باشم چراکه ممکن است خرافاتی شوم یا دررسیدن به خواستههایم تنبلی و کاهلی کنم و آن را به تقدیر و فرمان الهی ربط دهم. من در فرمان هیچ دخالتی ندارم و نمیتوانم دخیل باشم. آنچه برای من است اختیار است.
نکته دیگری که باید بدانم این است که اگر در برابر خواست و تقدیر، تلاش و کوشش کنم، ممکن است فرمان نیکوتری صادر شود. من نمیتوانم، زهر، کینه و نفرت بکارم و انتظار برداشت گلهای زیبا و میوههای شیرین را داشته باشم و این کاشت از زمان روز ازل تا به امروز حساب میشود. اگر در تقدیر من چیز بدی بوده ولی خواست من تغییر کند، درست شود و در جهت مثبت شروع به حرکت کنم، آن زمان در فرمان الهی هم تغییراتی ایجاد میشود.
مسئله دیگر قضا و قدر است. قضا؛ یعنی قضاوت و قدر؛ یعنی اندازه. برای مثال شخصی خلافی میکند، قضاوتش میکنند و قدری برایش در نظر میگیرند. قدر او، شش ماه زندانی است. در قضا و قدر هم چیزهایی نهادهاند که اگر با چشم بینای دیگر به آن نگاه کنیم خواهیم دید که آن رنجهای حاصل از آن اتفاقات را با بالاترین غنیمتها نمیشود مقایسه کرد.
در ادامه در مورد نامه اعمال صحبت میشود که در ورود به مرحله بعدی، بسیار یاری مینماید و منظور از نامه اعمال این است که من چهکارهایی انجام دادم، چه چیزی آموختم، چقدر به من خدمت کردند و من چقدر خدمت کردم. آیا یک مصرفکننده بیمصرف هستم؟ مصرفکننده بودن فقط مربوط به مواد مخدر نمیشود، هر انسانی ممکن است در هر زمینهای مصرفکننده باشد. ما در هستی هیچ مصرفکننده بیمصرفی غیر از آدمیزاد نداریم. اگر درکنگره راهنما شدم چند شاگرد به رهایی رساندم، چند شاگرد در حال خدمت هستند، آیا رفتار من با دیگران خوب بوده است یا خیر؛ همه اینها در نظر گرفته میشود و نامه اعمال من میشود که اگر خوب باشد، ورود به مرحله بعدی و رسیدن به جایگاههای خدمتی دیگر مرا یاری میکند. دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند. دیگران به من خدمت کردند، حالا من به دیگران خدمت کنم تا بتوانند به نتایج موفقیتآمیز دست پیدا کنند. درنهایت زندگی اختیار مطلق و جبر مطلق نیست. زندگی بر سه محور خواست، تقدیر و فرمان الهی است.
نویسنده، ویرایش، ویراستاری و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون سوم)
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
1051