English Version
This Site Is Available In English

جهل و نادانی ریشه همه شرهاست

جهل و نادانی ریشه همه شرهاست

در ابتدا با مفهوم دانایی شروع می‌کنیم. دانایی یعنی تشخیص ماهیت خواسته‌ها در هر شکل و لباسی. با برخورداری از سه ضلع آموزش، تجربه و تفکر می‌شود به تشخیص درست رسید. اگر خللی در هرکدام از ضلع‌ها به وجود آید و رشد همزمان و یکسان وجود نداشته باشد نادانی صورت خواهد گرفت. زمانی که انسان با فراگیری و دانستن ارزش و ضدارزش، باز عمل ضدارزش را با آگاهی از تخریب‌ها و ورودش به تاریکی انتخاب کرد یعنی جهالت. بنابراین نادانی؛ یعنی بازی در ناآگاهی ولی جهالت بازی در آگاهی محسوب می‌شود. جهالت؛ یعنی عدم استفاده از تعقل که باعث باقی ماندن انسان در نقض خود می‌شود زیرا حقیقت انسان را علم و عقل تشکیل می‌دهند. انسان با جهل برای خود مشکل ایجاد می‌کند؛ به خاطر همین می‌گویند: بزرگ‌ترین دشمن انسان جهل و ناآگاهی اوست. دانستن انتها ندارد، اگر بیان کنیم که می‌دانیم دلیل بر نادانی ماست. در سی دی (آن‌کس که نداند) آقای مهندس می‌فرمایند: با نادانان سخن مگویید؛ اگرچه خیلی از انسان‌ها خویش را دانا می‌دانند و ممکن است دانا هم باشند؛ اما وقتی بیان می‌نمایند که می‌دانیم دلیل بارزی برای نادانی خویش می‌آورندِ. نادانی زمانی است که ما چیزی را نمی‌دانیم. در نادانی، تمام گفتار، رفتار و کردار ما برمبنای ندانستن است و خودمان نیز از این موضوع مطلع نیستیم و اما جهل زمانی است که ما درست را از نادرست، خوب را از بد و ... می‌توانیم تشخیص دهیم اما خود را به خواب و یا ندانستن می‌زنیم و به قول آقای مهندس: انسان خواب را می‌توان از خواب بیدار کرد ولی شخصی که خود را به خواب‌زده در جهل فرورفته و نباید برای بیدار کردنش تلاش کرد. نادانی، گونه‌ای از ناآگاهی و نبود دانش است ولی جهل؛ ضد معرفت و علم است. انسان جاهل، بدون مدرک و دلیل راه می‌رود و نقصان و آفت‌پذیری او زیاد است؛ لذا عاقبت و عافیت او در معرض خطر است. جاهل دست دراز می‌کند پیش کسی که به او عطا نمی‌کند، جایی می‌نشیند که آن جایگاه، جای او نیست، سخنی می‌گوید که بی‌مورد است. درواقع جاهل کسی است که می‌داند کاری اشتباه است ولی بر روی جهالت خود مداومت دارد.

برداشت از لژیون راهنمایان
تنظیم و ارسال: راهنما همسفر اعظم
همسفران نمایندگی دنا

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .