دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیـو و دد ملـولم و انسـانم آرزوسـت
گروهی معتقد هستند که فهم بیشتر مساوی است با درد بیشتر. یعنی کسی که بیشتر میداند بیشتر زجر میکشد. این تفسیر درستی نیست. زمانی این جمله درست است که فهم انسان در حد ششم ابتدایی باشد، در این سطح میگویند هر چه انسان فهمش بیشتر، دردش بیشتر. زمانی که انسان به مراتب بالاتر برسد، متوجه میشود که فهم و شعور و دانایی باعث درد و رنج نمیشود. آن چیزی که باعث درد و رنج میشود، نادانی و ناآگاهی ما انسانهاست. انسان نادان و ناآگاه، مرتب برای خودش و دیگران دردسر ایجاد میکند. بزرگترین دشمن انسان جهل و نادانی اوست. اگر ما هر سه مرحله نفس انسان که شامل: اماره، لوامه و مطمئنه را بشناسیم و با ساختار انسان بیشتر آشنا شویم، کمتر از انسانها آزرده میشویم. شناخت نفس از فهم و دانایی نشأت میگیرد و این خود دلیل بارزی برای نقص این تفسیر است که فهم بیشتر مساوی است با درد بیشتر.
نفس اماره نفسی است که امر میکند. حیوانات در این مرحله از نفس قرار دارند. اکثر انسانها نیز هنوز در مرحله نفس اماره هستند، پس، از چنین انسانهایی نباید توقع بالا داشت. آیا رنجیدن از انسانی که اختیاری از خود ندارد، عاقلانه است؟
انسان زمانی که به مراحل بالاتری از درک و شعور میرسد، وارد نفس لوامه میشود. نفس لوامه نفسی هست که انسان را در برابر کارهای اشتباه، سرزنش میکند. مرحله بعدی نفس، نفس مطمئنه است. انسان در این مرحله خواسته معقول دارد. اما در مرحله نفس مطمئنه ممکن است رگههای از نفس اماره دیده شود. پس انسانی وجود ندارد که مطلقاً مثبت باشد. خیر و شر در وجود همه انسانها وجود دارد، باید دید ما نسبت به انسانها تغییر کند. از انسانها نباید توقع داشت که کاملاً راستگو و صادق باشند. اگر غیر از این فکر کنیم، دچار مشکل میشویم. ما ایراد دیگران را میبینیم ولی عیب خودمان را نمیبینیم. کسی که به مرحله نفس مطمئنه میرسد، در وجود او نیز ضدارزشها هست، ولی او توانسته خودش را کنترل کند. وقتی نفس به مرحله اعتدال رسیده باشد وارد مرحله انسانی میشود.
کل خواستههای روحی و جسمی، از معقول تا نامعقول هر دو حالت نفس است. نفس تعیین موجودیت میکند، ظاهر و باطن انسان را مینمایاند. خواستههای ما فقط، خواسته جسم نیست که با مرگ از بین برود. خواستههای روحی هم میباشد، پس کلیه خواستهها ما پس از مرگ همراه ما هستند و ما را رها نمیکنند. نفس ما باید در جهانهای دیگر به آموزش خود ادامه بدهد، این نکته در هر شخصی بستگی به دانایی و نادانی او دارد. بزرگترین دشمن انسان نادانی اوست. انسان دانا مرتکب گناه نمیشود، گناه کسی مرتکب میشود که جاهل و نادان است. در جهان هستی همه چیز بر مبنای نظم است. با الهام گرفتن از هستی فهم و درک خودمان را بالا ببریم و توقع خود را از انسانها پایین بیاوریم تا سطح اصطکاک ما با دیگران کمتر شود و بتوانیم در زندگی به آرامش بیشتری برسیم.
نویسنده: همسفر زهره رهجوی کمک راهنما همسفر کبری (لژیون نهم)
تایپ: همسفر زهرا رهجوی کمک راهنما همسفر معصومه(لژیون دهم)
ویرایش و ارسال: همسفر بهار رهجوی کمک راهنما همسفر مریم (لژیون هفتم)
نمایندگی امین قم
- تعداد بازدید از این مطلب :
2108